تبلیغات
wellcome to chinovat - ادیان و مذاهب یونان باستان
چهارشنبه 28 بهمن 1388

ادیان و مذاهب یونان باستان

   نوشته شده توسط: javad barghi    نوع مطلب :تاریخ ،

ادیان و مذاهب یونان باستان
جغرافیاى تاریخى انسانى
یونان یكى دیگر از كهن ترین سرزمین هاى مسكونى و متمدن جهان بشمار مى رود. آثار تمدن آن به دهها قرن قبل از میلاد باز مى گردد. تمدن قدیمى آن به تمدن مینوسى معروف است كه مركز آن جزیره كرت بود. یونانیان باستان از دو نژاد اصلى یونانى و اقوام دورى بوند: یونانیها در نواحى مركزى دریاى اژه و در آسیاى صغیر و دوریها در سراسر جزیره كرت و جزائر مجاور ان زندگى مى كردند. حدود ده قرن قبل از میلاد، در نقاط مختلف یونان ، اجتماعات و شهرهاى مستقل و منفردى بوجود آمدند كه آنها را پولیس ‍ مى نامیدند. مهمترین شهرهاى یونان ، آتن ، اسپارت و تب بودند. در سال 683 ق .م . سلطنت موروثى در آتن لغو و حكومتى شبیه به جمهورى در آن برقرار شد. شهر اسپارت در قرن هفتم ق .م . مركز ادبیات یونان بود. در حدود سال 600 ق .م . نظامى گرى بر ان شهر مستولى شد. دولت اسپارت را دو پادشاه اداره كردند. شهر تب كه از حدود هزار سال ق .م . مسكونى شد، بخش عمده اى را در تاریخ باستان یونان بر عهده داشته است . دولت آتن در آغاز قرن پنجم ق .م . مقتدرترین دولت یونان بود كه در سال 510 ق .م . داراى حكومت دموكراسى شد. در طى قرون پنجم و چهارم ق .م . جنگهاى خونینى به وقوع پیوست . در سال 338 ق .م . فیلیپ دوم پادشاه ناحیه مقدونیه ، بر سراسر یونان دست یافت و حكومت فدرال بوجود اورد. پس از او پسرش اسكندر به حكومت رسید و فتوح فراوانى حاصل كرد. قلمرو حكومت او از شرق تا رود سند گسترش یافت . و پس از مرگ اسكندر امپراطورى بزرگ یونان تجزیه شد و سرانجام در قرن دوم ق .م ، یونان جزئى از امپراطورى روم گردید. پس از تجزیه دولت روم در قرن چهارم میلادى یونان جزء امپراطورى روم شرقى (بیزانس ) شد، و با اضمحلال امپراطورى بیزانس در اواسط قرن پانزدهم به تدریج تا پایان همان قرن ، تمام یونان فعلى به تصرف عثمانى در آمد. سلطه تركها بر یونان تا قرن نوزدهم ادامه یافت . سرانجام با دخالت روسیه ، فرانسه و انگلستان در سال 1832 میلادى استقلال كامل خویش را باز یافت (111).
((یونان از قرن پنجم قبل از میلاد، وارث تمدن و فرهنگ فلسفى اجتماعى و هنرى بسیار برجسته اى مى شود كه مهد فرهنگها و مذاهب علوم جهان غرب است و به حد بسیار زیادى در شرق نیز دست اندر كار بوده است . این فرهنگ و تمدن یونانى كه در قرون پنجم و چهارم و سوم (ق .م ) به اوج مى رسد، با ((سقراط))، ((افلاطون ))، ((ارسطو)) و فیزیوكراتها، قدرت و شكوفائى نبوغ یونانى را به اوج مى برد و بعد به حضیض مى آید و جذب قدرت اجتماعى و امپراطورى عظیم رومى مى شود. جامعه یونانى در امپراطورى روم مضمحل مى شود، اما اندیشه و فرهنگ یونان ، اندیشه و فرهنگ رومى را مى سازد و روم وارث یونان و ادامه دهنده رسالت فرهنگى و معنوى یونان مى شود...))(112)
پیشینه نژادى یونان به قوم پلاسژ مى رسد ((منشاء این مردم معلوم نیست ، فقط مى دانیم كه در بدو تمدن ((سیكلاد و كریت )) هنوز به حال وحشیگرى مى زیسته اند.... اما در طى هزاره دوم قبل از میلاد، سكنه یونان در نتیجه هجومهاى تازه تجدید شد. تاره واردین از اقوام ((آریایان )) بودند و بعدها قوم ((هلن )) نامیده شدند...))(113)
دین و مذهب
آثار به دست آمده از ادوار كهن یونان باستان حكایت از روحیه مذهبى مردم این سامان دارد. پیشینه عقیدتى یونیان ریشه در مذاهب بدوى دارد: ((در دین عمومى یونان آثار و بقایاى آئین توتم وجود داشت و گیاه مقدس در آن دیده مى شد. نوعى درخت بلوط جنبه تقدس داشت و به عنوان هاتف و غیبگو بكار مى رفت . حیوانات مقدس مانند ((گاوز)) ((مینوتور)) یعنى غیبگو، از جانب خدا در ((كریت )) قرار داشت . در افسانه هاى یونان هر یك از حیوانات مقدس غالبا جهت قربانى براى خدایان بكار مى رفت . مانند ((سوسمار)) كه قربانى معبد ((آپولون سوروكتون )) بود. مرگ برخى از حیوانات با خدایان همراه بود؛ ((عقاب )) با ((زئوس )) بود و ((جغد)) در كنار ((آتته )) قرار داشت ... ((تغییر شكل خدایان به شكل حیوانات غالبا در تاریخ دین به تكرار آمده است )). ((زئوس )) به شكل ((قو)) درامد تا ((لدا)) را كه در جهان تخم مى گذارد فریب دهد. قو مربوط به توتمى است كه سپس در مقام خدائى شناخته شد و به عنوان پدر براى فرزندان انسان بكار رفت ... قربانى حیوان مقدس یكى از مراسم بشمار مى رفت در ((آتن )) قربانى سالیانه ((گاو ملكوتى )) تحت تشریفاتى به نام ((بوفونیا)) انجام مى شد. در آتن دختران جوان لباس پوس ‍ ((خرس )) در بر مى كردند و نام حیوان را بر خود نهاده و به رقص مشغول مى گشتند. اقوام ((اژه )) و ((آكئوس )) از نظر اصول به یك نیروى الهى بدون شخصیت عقیده داشتند كه با ((ماناى )) بدوى قابل تطبیق است . این نیرو بطور خصوصى در بعضى از سنگهاى مقدس كه گمان داشتند از آسمان افتاده است بر قرار بود...زنان روحانى جهت تازه وارد در دین تشریفاتى انجام مى دادند تا او را از گناه رهائى بخشیده و در دین نیروى ((مانا)) داخل نمایند. مردم یونان به ارواح بسیارى عقیده داشتند كه در طبیعت ساكن بودند و مى توانستند به صورت انسان یا حیوان در آیند. ممكن بود روحى كه در چشمه قرار داشت به صورت اسب نمایان گردد. ارواح مردگان به شكل مار و پرندگان ، مخصوصا پروانه ظاهر مى شد، در زبان یونانى كلمه ((پروانه )) و ((روح )) یك معنى دارد. ((جان پرستى )) در یونان اثرات عادى و جادوئى داشت : 1 ((حقیقت )) معادل ((تصویر)) بود.
تصویر یك خدا نقش قدرت او را داشت ....
2 براى خواب دیدن ارزش فراوان در نظر داشتند...
3 عمل جادوئى ، یعنى زخم زدن به تصویر و مجسمه به نیت دیگرى وجود داشت ...
4 نیروى كلمات ؛ ((زئوس )) براى انجام دادن سخن مى گفت : در نتیجه همین گفتن ، هر كارى مى خواست انجام مى گردید.
5 نیروى نفرین و لعنت در ((آرگوس )) رواج بسزا داشت .
6 قدرت سوگند؛ ((هومر)) مى نویسد: ((كسى كه سوگند خود را نقض ‍ نماید مغزش مایع گشته در زمین جارى مى گردد))...(114)
خدایان یونان ؛
در تلقى مردم یونان ، خدایان به صورت انسان تصور مى شدند و خصوصیات انسانى داشتند ولى جاودانه بودند. اساطیر یونان ، فرهنگ انسانى خدایان بشمار مى رود، نخستین خداى یونان گائیا بود كه انسان و حیوان و گیاه را خلق مى كرد. و آخرین خدا، كرونوس بود؛ خدائى بى رحم كه اولاد خودش را مى خورد. تنها یكى از فرزندان او به نام زئوس به همت مادرش رآ از چنگال پدر جان بدر برد.
خدایان آسمان ؛ اطراف زئوس عده زیادى ارباب انواع قرار داشتند كه مظهر كائنات آسمانى شمرده مى شوند و در اصل خدایان محلى بودند. هر یك در نزد قوم و قبیله خود داراى قدرت كامل در آسمان و زمین بودند...هومر این خدایان را به صورت انسان نشان داد. زن زئوس ؛ هرا در آسمان زندگى مى كرد و الهه عروسى و مزاوجت بود. ((هرمس )) و ((آرتمس )) و ((آپولون )) را سه فرزند ((زئوس )) مى دانستند.
هرمس مظهر باران شناخته مى شد...آرتمیس رب النوع ماه بود...آپولون رب النوع خورشید و نور و موسیقى بود...و هادس خداوند دوزخ بود...
خدایان دریا؛ ((پوزئیدون )) پسر ((كرونوس )) و برادر زئوس بر خدایان دریا ریاست داشت ...آمفیرتیت رب النوع آبهاى ساحلى ، نره مظهر دریاى آرام و تتیس رب النوع بود.
خدایان زمین ؛ ((دمتر)) رب النوع خرمن بود و ((كوره )) دختر ((دمتر)) رب النوع گل و گیاه بهار و ((سیلن )) خداوند مستى و، ((ساتیر)) و ((پان )) خداوندان مراتع و شبانان ...
خدایان زیر زمین ؛ ((هادس )) یا ((پلوتون )) خداوند مردگان ، ((مینوس )) مالك بهشت و جهنم و ((هفائیستوس )) خداى آتش و آتشفشان و آهنگران بودند...
خدایان كار؛ ((آرس )) خداوند جنگ ، ((آفرودیت )) رب النوع عشق و جمال ، ((آتنه )) رب النوع هوش و هنر و صناعت و ((هسیا)) رب النوع خانواده و صنایع و علوم و ادبیات بودند...
خداوندان اولمپ ؛ ((زئوس )) در قله كوه ((اولمپ ))؛ بلندترین كوه یونان در قصرى مى زیست . خدایان معتبر اولمپ به ریاست ((زئوس )) مشورت خانه اى ترتیب مى دادند. تعداد خداوندان ((اولمپ )) را به دوازده خدا مى رسانیدند:
اسم یونانى اسم رومى
1 زئوس ژوپیتر
2 هرا ژونون
3 آتنه مینرو
4 آرتمیس دبآن
5 آفرودیت ونوس
6 دمتر سرس
7 آپولون قبوس
8 هرمس مركور
9 آرس مارس
10 هفائیستوس و ولكن
11 پوزئیدون نپتون
12 هستیا وستا(115)
اماكن مقدسه ، اساطیر، باورهاى مذهبى ؛
اماكن مقدسه ، و انفعالات فیزیكى انسان از قبیل عطسه و...فال و اصطرلاب و...نقش مهمى در باورهاى مذهبى مردم یونان باستان داشت . بطور كلى هر حركتى در طبیعت را به فال نیك و بد مى گرفتند و آن را نمودى از رضایت یا خشم خدایان مى دانستند. صاعقه را تیرهاى زرین خداوند رعد مى دانستند و طوفان را خشم آن را مى خواهد كشتى ها را به قعر دریا بفرستد و غرق كند.
بر اساس اعتقادات یونانیان باستان ، كلیه موجودات طبیعت ، مكان سكونت خدایان مرد و زن بود. براى تمامى امور زندگى مادى و معنوى خداوندى مستقل وجود داشت . تمشیت امور در دست خدایان بود؛ سیاست و حكومت و اقتصاد و فرهنگ و... عین اراده خدایان بود. نظام طبقاتى : ثروتمند و فقیر، برده و آزاده و...عین اراده خدایان بود.(116) و لذا اختلال در امور مهم و انصراف از انجام آنها نتیجه منطقى چنین باورهائى بود: ((وقتى مردمى از یونان ، هنگام اردوكشى به آسیا، درباب كار خود مشورت مى كردند، یكى از رؤ ساى ایشان موسوم به ((گزنفون )) به نطق برخاست . و چون به گفتن پرداخت . از آن جمع یك نفر عطسه اى زد. فورا تمام سربازان در مقابل خداوند سرفرود آوردند...))(117)
یونانیان در مواقع مهم از خدایان استشاره مى نمودند و براى این كار بقاع متبركى داشتند كه ((هاتف خدایان )) شمرده مى شد و به سوالات ایشان جواب مى داد. این گونه بقاع از دویست تجاوز مى نموده ؛ ولى از همه معروف تر حرم ((آپولون )) در ((دلف )) بود. دلف در پاى كوه ((پارناس )) در محلى قرار داشت كه ((آپولون )) مارپیتون را با تیرهاى خود در آن جا كشت . آپولون اراده خود را به وسیله كاهنه اى (لاپیطى ) به مردم مى رسانید. روزى كه براى استخاره معین مى شد، لاپیطى در برابر گودالى روى سه پایه اى مى نشست . از گودال بخار گوگردى خارج مى شد و او را به حال هذیان مى انداخت و الفاظى مقطع مى گفت كه كاهنان براى مؤ منین بیان مى كردند. هیچ معبدى آنقدر زوار نداشت ، چنانكه از تمام بلاد یونانى نشین دور و نزدیك براى استخاره از هاتف دلف مى آمدند و در تمام امور از او استشاره مى نمودند. مثلا یكى در باب اختیار همسر و دیگر راجع به مسافرت با او مشورت مى كرد. براى ریختن شالوده یك آبادى یا اقدام به جنگ و صلح استخاره را ضرورى مى دانستند. از این رو هاتف دلف كه در واقع خود كاهنان بودند، نه فقط نفوذ مهم مذهبى داشت ، بلكه در سیاست نیز موقع بلندى یافت و شهرتش به جائى رسید كه اجانب هم از او استخاره مى نمودند و براى وى هدایا مى فرستادند. در یونان بعضى جاها زیارتگاه بیماران بود، زیرا خدایان آنجا به شفاى هر عیب و علتى شهرت داشتند. معروفترین خداوندان شفا دهنده ، آسكله پیوس یا اسكولاب و مشهورترین حرم او در اپیدور واقع در خلیج اژه بود. بیماران دسته دسته به اپیدور مى آمدند، ابتدا به حمام مى رفتند، خود را طیب و طاهر مى كردند، روزه مى گرفتند و قربانى مى كردند، آنگاه یك شب در تاریكى دورن معبد بسر مى بردند. خدا باید در آن شب بر آنان جلوه مى كرد و شفا مى داد. بیماران شفا یافته ، هدایائى تقدیم مى كردند.(118)
روحانیون باستان ؛
((با آغاز عصر هومر روحانیون وابسته به معابد به وجود آمدند. این روحانیون هر یك عامل و ماءمور و حامى و خادم خدائى بودند، داراى تعلمیات آموزشى نبودند، مراسم دین را در عمل مى آموختند، طبقه بندى نشده و هیئتى تشكیل نمى دادند، بر قربانیهاى خدایان نظارت مى كردند، حیوانات معین را مى كشتند یا مى سوزاندند، مؤ منین را با آب شور دریا پف نم مى بردند و بدین وسیله مؤ منان را تطهیر مى كردند...هیپوكرات این طب روحانى را از صورت دینى خارج كرد؛ ولى این كار تا پایان عصر قدیم ادامه داشت .))(119)
روحانیون غیب گوئى مى كردند. به افتخار خدایان اعیاد بزرگى بر پا مى داشتند: در محوطه اولمپ زئوس را تجلیل مى كردند. براى كشف قوى ترین یا قابل ترین مردم بازیهائى ترتیب مى دادند...))(120)
مكاتب عرفانى یونان باستان ؛
تاریخ نشان مى دهد كه یونان باستان مهد اندیشه هاى فلسفى و عرفانى بوده است . این مكاتب عرفانى فلسفى اصولا بر مبناى تزكیه و تكامل معنوى انسان استوار بود. محور اساسى تعالى عرفانى یونان باستان گرفتن وجود ((مافوق انسانى خدایان و فناى در ملكوت )) بود. شعار جاودانه این مكاتب چنین بود: ((كوشش روح براى عبور از شرایط انسانى و زندگى در عالم ملكوت .)) این مكاتب ریشه در ((مانا)) نیروى مرموز بدوى كه از آن در گذشته یاد كردیم ، دارد.
اورفه شاعر بزرگ یونان باستان ((به خدائى نا متعین عقیده داشت و آن را به صورت ((حقیقت وجود جهان )) یا حیات همگانى نشان مى داد و اروس مى نامید.
میان طبیعت و جانداران اشتراك و همكارى و بستگى و وحدت احساس ‍ مى كرد. روح را در جسم زندانى مى دانست و مى گفت باید در خلاصى آن كوشید. ((اورفه )) عقیده داشت كه باید روح را براى زندگى ملكوتى آماده ساخت . اندیشه هاى بد را از خود دور ساخت و از راه هنر و مخصوصا موسیقى در عالم روحانى نفوذ كرد. عرفان ، مؤ من را براى زندگى آینده آماده مى سازد. طالب طریقت باید از غفلت اجتناب كند و به دقت راه یابد و دشواریهاى طریق وصال به محبوب را تحمل كند تا به سر منزل مقصودى كه اورفه بیان كرده است . برسد.
...آثار اورفه درباره جهان مردگان و رنج گناهكاران نفوذ زیادى در عقاید یونانیان و رومیان ...نمود و در اساس مسیحیت ، مخصوصا ادبیات عرفانى تاءثیر بسیار كرد... چنین تصور مى رود كه ((اورفه )) گرى را ((پیتاگور)) در فلسفه یونان وارد كرد. ((افلاطون )) نیز تحت نفوذ آن قرار گرفت ... ممكن است اورفه و پیتاگور نیز تحت تاءثیر هند قرار گرفته باشند...آرمانهاى دیگر عرفانى به ((دمتر)) ارتباط دارد.))(121) تراژدى ((دمتر)) از این قرار است كه : ((پرسفون )) دختر دمتر، ((حادس )) خداى دوزخ را دزدید، ((دمتر)) در جهان گشت و به زارى مشغول شد، زمین خشك گردید و ثمر نداد.
((زئوس ))، خداى خدایان ، ((پرسفون )) را از او گرفت و به مادرش ‍ داد.
نباتات دوباره روئیدند...این افسانه ، مراسم قدیم زمین خدایان را مطرح مى سازد كه احتما نشانه اى از ((توتم )) گندم است كه سپس با اندیشه ((رستاخیز نباتات )) و افكار ((رستگارى روح و حیات پس از مرگ )) شریك و همراه گشت .(122)
مذاهب مرموز یونان باستان ؛
این بخش از عقاید یونان قدیم در پرده اى از راز و به كلى مبهم است . یونانیان اعمالى سرى داشتند كه به طور خصوصى به افراد خاصى تعلیم مى دادند. مؤ منان به این عقاید از شوق و ذوق دینى خاصى برخوردار بوده اند و در انجام مراسم عبادى خویش اصرار و تعقیب شدیدى داشتند. آنان در هر شرایطى از انجام مراسم و مناسك دینى خود دست بر نمى داشتند.
((این سلسله عقاید را از آن سبب مذهب مستور مى نامیدند كه مراسم و آداب آن را باید جز از نوآموزان ، از دیگران مخفى مى داشتند. كاهن روحانى آن جماعت ، نوآموز تازه وارد را به امورى چند رهبرى مى كرد؛ یعنى به آنها تعلیم مى داد كه اولا باید با مراسم خاصى همگى به ساحل رفته و در آب دریا مراسم تطهیر و تغسیل را به عمل آورند. از علوم مخفى ، تعلیماتى نهانى در تالارى در بسته تعلیم یابند. بعضى اشیاء مقدسه را زیارت كنند و...))(123)
فرجام ؛
...دین یونان اثرات جاویدان در دنیا باقى گذاشت ؛ زیبائى گرانمایه شاهكارهاى هنرى را تولید كرد. معمارى و منبت كارى و ادبیات ایجاد كرد، بین افكار انسان و جادوى ابتدائى پیش از عصر هلن ها رابطه برقرار ساخت و با اجراى مراسم طبیعى مخصوص ((مادر زمین )) و تلقین هاى عالى ، ((عرفان )) اورفه اى را بر قرار ساخت . آزادى و كوشش فلسفه یونان در ((جستجوى حقیقت ))، چه در قلمرو مذهب و چه در غیر آن ، نمونه هائى از ((مقدمات علوم )) در دسترس انسان نهاد كه هرگز فراموش شدنى نیست . ((زیبائى شناسى و كوشش در كشف حقیقت )) دو اصل اساسى است كه ((ارنست رنان )) آن را در كتاب خود، ((معجزه یونان )) مى نامد.(124)
كتاب شناسى ؛
براى دریافت عقاید و ادیان و خدایان یونان باستان . ن . ك : به :
به فارسى : ارسطو / سیاست / ترجمه دكتر عنایت . تهران . كتابهاى جیبى . 1358. چاپ دوم . خدایان 4، 336، 201، 7، 38، 16، 111، 117، 118، 288، 314. دین : 251، 280، 303، 309، 310 مایكل . ب . فاستر / خداوندان اندیشه سیاسى / ترجمه دكتر شیخ الاسلامى .
تهران . امیر كبیر 1358: خدایان یونان 53، 56، 90، 96، 97، 156، 228، 301، 402، 468، 388، 381. خدایگان : 206، 226، 228، 232، 233، 234، 245، 249 248، 251، 260، 261. : جان ناس / تاریخ جامع ادیان فلیسین شاله / تاریخ مختصر ادیان بزرگ دكتر شریعتى / تاریخ و شناخت ادیان . جلد اول پیر كریمال / فرهنگ اساطیر یونان و روم / ترجمه دكتر بهمنش ، 2 جلدى .