تبلیغات
wellcome to chinovat - ادیان و مذاهب روم باستان
چهارشنبه 28 بهمن 1388

ادیان و مذاهب روم باستان

   نوشته شده توسط: javad barghi    نوع مطلب :تاریخ ،

ادیان و مذاهب روم باستان
جغرافیاى تاریخى انسانى روم قدیم
تاریخ مدون روم (ایتالیاى فعلى ) به قرن هشتم قبل از میلاد مى رسد.
((در دوره هاى ما قبل تاریخ ، دو قوم كه داراى اصل مختلف بودند، روم را اشغال كردند. یكى از این دو، مردم مدیترانه اند كه پایدارتر بودند و با اهالى كرت و پلاسژهاى یونان خویشى داشتند. دسته دوم را هند و اروپائیان چادر نشین تشكیل مى دادند كه مانند اشغالگران نواحى هند، یونان و ایران از شمال آمده بوند.))(98) هجوم آریائى ها مخصوصا سلت ها به آن سرزمین در اثناء هزاره دوم ق .م . بوده ، این اقوام و قبایل ((لاتین )) نام داشته و سرزمین آنها را ((لاتیوم )) گفته اند. در قرن هشتم قبل از میلاد، قوم ((سابین )) به نواحى شرقى شبه جزیره فرود آمدند. بنابراین در قرن هشتم قبل از میلاد ((لاتین ها)) در میان ((اتروسكانها)) در شمال و ((یونانیها)) در جنوب قرار گرفتند. در اواخر قرن سوم ق .م ((كارتاژها)) كه در برابر نفوذ و سلطه روم مقاومت مى كردند، درهم شكسته شدند و روم بر تمام حوزه دریاى مدیترانه استیلا یافت . كار روم به جائى رسید كه مدتى دراز بر جهان تفوق و استیلا یافت . در طول این تاریخ طولانى ، همان طور كه ذخائر ثروت و اندخته هاى اموال دیگر ملل دائما به شهر ((روم )) فرو مى ریخت ، مبادى و عقاید و آداب آنها نیز به آن كشور حمل مى شد و در عقاید و ادیان اصلى رومى ها نفوذ مى یافت . شهر ((رم )) در ابتدا یكى از قصبات و بلاد كوچك قوم لاتین بود. در قرن ششم ق .م . با مهاجرت قبائل به رم ، این شهر در تاریخ پدیدار شد(99)
عقاید باستانى روم ؛
آئین رومى ریشه در ادیان بدوى دارد و محصولى است از عقاید صادراتى هند و اروپا و یونان و عقاید شرقى ، كه دچار دگرگونى بعدى شد: ((مذهب رومیان قدیم داراى هیچ تاریخ اساطیرى براى افراد خدایان نبوده و براى آنها هیچگونه نسب نامه یا عروسى و زواجى و یا زاد و ولدى و هیچگونه افسانه پهلوانى پرستش پهلوانان و یا افسانه خلقت و مرگ و زندگانى اخروى نساخته اند. خلاصه آنچه كه هومر و هسیود با ان طول و تفصیل براى خدایان یونان ایجاد كرده اند، رومى ها فاقد آن مى باشند...))(100) دین باستانى روم ، نمودى از توتم پرستى و جان پرستى بدوى بوده است ؛ تئتم پرستى به صورت اعتقاد به گیاهان مقدس و حیوانان مقدس . ((بعضى از خانواده ها نام توتم داشتند؛ مانند ((پورسى اى )) كه از كلمه ((پوركوس )) مشتق است و خوك معنى مى دهد... روى علامت بخشهاى نظامى روم قدیم گرگ و گراز و عقاب منقوش بود. كلمه لاتین ساسركه معنى مقدس و پلید هر دو را در بر دارد، با كلمه تابو مطابقت مى كند. ایام شومى وجود داشت كه در آن روزها نباید گفتار مخصوص و اسرار دینى را بیان كرد... در روزهاى سعید، به زبان آوردن نام بعضى از خدایان ممنوع بود. جان پرستى رومى در اطراف انسان ، ارواح بسیارى را جاى داد ولى آثارى از آنها باقى نگذارد. به یاد بود این ارواح مراسمى بكار مى بردند و آنان را خشنود مى ساختند. این نیروهاى بدون شخصیت را یك كلمه خنثى یعنى ((نومن )) كه جمع آن ((نومینا)) است ، مشخص مى ساخت . این ارواح به ((مانا)) ى بدویان شباهت داشت . ولى مجموعه اى از وحدت مادى منتشر در جهان را آشكار نمى ساخت . این ارواح در اشیاء مادى برقرار بودند و امور معین را مراقبت مى كردند. مثلا یك روح بر زمین بایر حكومت داشت ، دیگرى بر كود دادن مزرعه و دیگرى بر شخم زنى ، وجین كارى و غیره ریاست داشت . ((وارون )) این ارواح را داراى قدرت الهى مى داند و انان را خدایان كامل ((دى سرتى )) كه لاتین آن ((دى كرتى )) است ، مى شناسد. هر انسانى ، همزادى یعنى ((ژینوس )) (گینوس ) همراه داشت . كرگ لینگر مى نویسد: ژینوس دیوى است كه تولید مى كند، چون ((كاى )) مصریان نیروى فراوانى تولید مى كند و مى بخشد، در حجله زفاف ساكن است ، با انسان متولد مى شود و با او مى میرد. به انسان فهم مى دهد و خصلت و اخلاق او را مى سازد. هر زنى در خود یك نیروى باور كننده موسوم به ((ژونو)) داشت ... جان پرستى با جادو همراه بود. رومى با تصویر و با حركات و كلمات تفكر مى نمود و جقیقتى را كه مایل بود، ایجاد مى كرد. براى تاءمین دفاع از شهرها، حلقه جادوئى دور آنها قرار مى داد.))(101)
خدایان رومى ؛
ارواح به تدریج به صورت خدا در آمدند، و رومیان بدون اینكه بدانند اینها خدا هستند یا رب النوعلیه السلام به عبادت آنها مى پرداختند.
((ژونون ))، رب النوع ارواح حامى زنان بود. و این ، حكایت از دوران كهن عصر مادر سالارى دارد. ((ترمینوس خدا)) عامل وحدت ارواح پراكنده بود و ((ژانوس )) خداى واحد حاصله از تركیب خدایان (ارواح گوناگون ): ((ژانوس دو صورت داشت ، یكى از شهر مراقبت مى كرد و دیگرى خارج از شهر را نگهبانى مى كرد تا كسى بدون صلاحیت در آن راه نیابد... ژانوس ‍ خداى آغازها نیز بشمار مى رفت ... ماه ((ژانوس )) همان ((ژانو آریوس )) و ((ژانویه )) است . الهه هاى متعدد كانون ، به صورت یك الهى به نام ((((وتسا)) در آمد و در معبدى به شكل كلبه اى گرد و كوچك مورد ستایش قرار گرفت . در قدیمى ترین معبد روم ، راهبات (زنان راهبه ) پاكدامن یعنى وستالها آتش مقدس را نگهدارى مى كردند. در میان تمام ارواح ابتدائى ، ژینوس هاى مردان براى هر فرد باقى ماند، شاید براى اینكه نوع كار مردان با زنان تفاوت داشت . الهه كشاورزى رب النوع نیكوكار، بونادئا نگهدار بیشه اى مقدس در نزدیكى روم بود...
هركول رب النوع قدرت ... حامى پدران خانواده بود... تثلیت رومى عبارت بود از: ((ژوپیتر))، مارس (خداى جنگ و خداى جنگجویان شهرى ، كوایرى نوس (خداى صلح و مردمان صلح طلب ).))(102)
پانتئون خدایان رومى ؛
این پانتئون ، تقلیدى از یونان و شرق بود به این صورت كه : ((الهه هاى لاتین : ((مینرو))، رب النوع قدیمى ((فالدى ))ها را ((اتروسك ))ها پذیرفتند و بر روم تحمیل كردند. این خدا با ((اتنه )) همسان گشت و نگهبان كارگران گردید، ولى رب النوع سیاست و جنگ بشمار نرفت . تثلیث قدیمى روم (ژوپیتر مارس كوایرینوس ) جاى خود را به تثلیت جدید (ژوپیتر ژونون مینرو) داد. ((دى یان ))، كه عبادتگاه او نزدیك دریاچه ((نمى ئ بود، توسط ((اتروسك ))ها وارد دین روم شد و با ((آرتمیس )) همسان گردید. ((قورتونا)) رب النوع بخت و اقبال و غیبگوئى ، ((ونوس )) رب النوع ((آرده )) را مانند ((ژونون )) در روم ، یعنى ارواح بارورى كه سابقا هر یك از آنها در یك زن ساكن بوده ، در خود جمع مى كند. این رب النوع سپس با ((آفرودیت )) همسان گشت ... ((هرمس )) به صورت ((عطارد)) تغییر شكل داد. ((مركور)) از كلمه ((مركز)) یعنى كالا و جنس است و خداى تجارت بشمار مى رود. ((آپولون )) و ((پوزئیدون )) كه آن را با نپتون )) یكى ساختند و سابقا خداى ابهاى جارى بود، بعدا خداى اقیانوس گردید. هراكلس با هركول برابر گردید و دمتر با سرس برابر شد. قبل از نفوذ افسانه هاى یونانى ، رومیان داراى تصورات بسیار ساده بودند و افسانه هائى كه به خدایان انان مربوط باشد نداشتند، از این رو افسانه هاى یونان را پذیرفتند(103) در روم باستان خدایان به دو بخش تقسیم مى شدند: خدایان مردمى و شخصى و خدایان دولتى و رسمى . فهرست خدایان دولتى به قرار ذیل است : اناپرنا، كارمانتا، كارنا، سرس ، كونسوس ، دیواانگرونا، فلاسر، فونوس ، فلورا، فورینا، ژانوس ، ژوپیتر، لارنتا، لارس ك لیبر، مارس ، ماتر، ماتوتا، نپترنوس ، اپس ، پالیس ، پومونا، پورتونوس ، كرینوس ، ساتورنوس ك تلوس ، وجوویس ، وستا، ولكانوس ، ولترنوس ، ژونو، ونوس ، اپولو، مى نروا، مركورى (104)
مراسم دینى ؛
رومیان باستان عقاید خویش را در قالب مراسم فردى و جمعى ، ملى و خانوادگى ابراز مى داشتند. به این صورت كه : ((یك رومى پارسا در كانون خانواده ، اهل خانه و حتى بردگان خود را براى نماز و هدیه كردن خوراكى براى الهه هاى خانگى ، جمع مى كرد.))(105)
پیدایش روحانیت رومى ؛ از آنجا كه در تلقى رومیان ، مذهب به معنى عقد رابطه بین دو طرف بوده است و انجام و انعقاد این عقد رابطه باید صحیح و دقیق صورت گیرد، ((احتیاج به كشیش یا پیشواى روحانى در میان ایشان بوجود آمده است ؛ براى آنكه در تحت هدایت و راهنمائى او بتوانند تشریفات و رسوم عبادتى را كما هو حقه بى هیچ زیاده و نقصانى به انجام برسانند.))(106) روحانیت رومى پاسدار دین دولتى رومیان بوده است . روحانیان ، كارمندان دولت و متصدى اجراى مراسم همگانى بوند: ((شاه قبلا در راءس روحانیون قرار داشت ، ولى بعد كسى را به جاى او قرار دادند كه پادشاه قربانى ها نام داشت . پس از شاه سه نفر روحانى قرار داشتند؛ پس ‍ از روحانیان ، كاهنان قرار داشتند... پس از الغاء سلطنت ، ((پون تیف )) اعلى ، قادرترین روحانیون گردید.))(107)
ژورنال (42 125 ق . م ) در قصیده معروف خود درباره زنان و ملاقات هاى مخفى آنان در ((معبد دل آراى ایزیس )) گفتگو مى كند و شعبده بازى روحانیون خواجه سیبل را آشكار مى سازد...(108)
در تمام دوران قیصرى روم ، وظیفه انجام تكالیف دینى به عهده عمال و قضاوت ذى شاءن بوده كه آنان را ((ماژیسترات )) لقب داده بودند و آنها بیشتر به وظایف مدنى مى پرداختند؛ گر چه بعدها تكالیف مذهبى و هدایت دینى را عمال مذهبى ((پونتى فیس )) به عمل مى آوردند.(109)
فرجام ؛
محافظه كاران رومى از نفوذ ادیان خارجى نگران شدند و براى نشان دادن عكس العمل ضد آنها، به تجلیل و تكریم مراسم روم پرداختند. در عهد امپراطورى مراسم قدیم رسمیت یافت . پرستش پادشاه تجدید گردید. شعرائى مانند هوراس (64 48 ق .م ) و ویرژیل (70 19 ق . م ) به تكریم امپراطور پرداختند كه امر نیك و صلح بى نظیر را به مردم جهان داده است .
...در هر حال ، با نفوذ افكار شرقى ، كیش جدیدى بر ضد مراسم امپراطورى برپا گردید و چون پیروز شد، به كار آنان و دیگران پایان داد. این دین ، مسیحیت نام داشت .(110)
كتاب شناسى ؛
به فارسى اوضاع تاریخى ، سیاسى ، اجتماعى روم باستان ، ن . ك : مرتضى راونى /تاریخ اجتماعى ایران ، جلد اول ، تهران . 1358. 345 370 پیشینه عقیدتى ، ادیانو مذاهب داخلى و خارجى روم باستان . ن . ك : فلیسین شاله / تاریخ مختصر ادیان بزرگ/. جان ناس / تاریخ جامع ادیان شناخت خدایان و اساطیرمستقل و مشترك روم و یونان . ن . ك : پیر كریمال / فرهنگ اساطیر یونان و رم . 2 جلدى .