تبلیغات
wellcome to chinovat - آیین زرتشت بخش6
پنجشنبه 29 بهمن 1388

آیین زرتشت بخش6

   نوشته شده توسط: javad barghi    

آیین زرتشت بخش6

فره ایزدى ؟
یك محقق ایرانى مى گوید: طبق مندرجات اوستا ((فره )) را به صورت : مرغ ، عقاب ،شاهین و... تصور مى كردند. پس از آن كه ((جمشید)) به سخن دروغ و ناروا دست یازید،این عمل باعث گردید كه ((فر)) ( پادشاهى ) از او خارج شد و به پیكر مرغى بدررفت . اگر چه در كارنامه ((اردشیر بابكان )) ((فر)) به صورت ((بره ))معرفى شده است :(498) ((اردوان اول )) در تعقیب ((اردشیر و كنیزك )) از هر كسىسراغ آنها را مى گیرد. پاسخ مى شنوند كه : آنها را در فلان مكان دیدیم كه به سرعتمى رفتند و یك بره نیز پشت سر آنان در حركت بود. ((اردوان )) از موضوع ((بره ))در شگفت مى شود و از ((دستور)) (= روحانى زرتشتى ) مى پرسد. او جواب مى دهد كهآن بره خدائى ، پادشاهى است كه هنوز به آن نرسیده است ، ما باید كه بوسیو باریم(= بتازیم ) شاید كه پیش از آن كه فره به او برسد، ششتاییم گرفتن (499).
زروان ؛ خالق اهورامزدا و اهریمن ؛
از برخى مندرجات ((اوستا)) بدست مى آید كه : ((اورمزدا)) و ((اهریمن )) هر دو مخلوق موجودى دیگر به نام ((زروان )) مى باشند. ((زروان )) به معناى ((زمان لایتناهى )) آمده است . ((زروان )) خداى اصیل و قدیم قربانیها كرد شاید فرزندى بیابد و او را ((اوهرمزد)) نام نهد. بعد از هزار سال قربانى دادن از مؤ ثرترین قربانى هاى خود، به شك افتاد. عاقبت دو پسر در شكم او موجود شد (در شكم زروان )؛ یكى اوهرمزد كه قربانى ها به نام او كرده بود، و دیگرى اهریمن كه زاده شك و تردید او بود. زروان وعده پادشاهى عالم را به كسى داد كه اول به حضور او بیاید. در این موقع ، اهریمن پیكر پدر خود ((زروان )) را بشكافت و در برابر او ظاهر ششد. ((زروان )) پرسید: كیستى ؟ ((اهریمن )) پاسخ گفت : منم پسر تو.
((زروان )) گفت : پسر من معطر و نورانى است و تو متعفن و ظلمانى هستى . در این اثنا، ((اوهرمزد)) با پیكرى معطر و نورانى پدیدار گردید. زروان او را به فرزندى شناخت و به او گفت تا امروز من از براى تو قربانى كرده ام از این پس تو باید براى من قربانى كنى .))(500)
((زروان )) یا ((زروان )) یا ((زروان )) خالق نور و ظظلمت ، ((اهورمزدا)) و((انگرمئى نو)) است . در متون یونانى ق .م . آمده است كه در میان مغان و ایرانیان آریائىنژاد، مفهوم بدیهى ((وجود)) و حقیقت واحد را بعضى ((مكان )) و برخى ((زمان )) (زروان ) مى نامند؛ از آن ، دو گوهر پدید آمد: یكى خالق ((خیر)) و دیگرى خالق((شر)). برخى گویند از این دو گوهر، نور و ظلمت پیدا شد. این دو گوهر منشاء اختلافو تناقض در جهان طبیعت شدند. ابتدا اختلافى با یكدیگر نداشتند و دو دسته موجودات رامشتركا بوجود آوردند. موجودات مطیع آنان بودند. در متون زرتشتى آمده است كه : در راءسنظام الهى و بنیاد اشیاء، زروان قرار دارد. در كتیبه هاى باستانى نیز مطالبى به همینمضمون آمده است . مغان گویند: در آن هنگام كه هیچ چیز وجود نداشت ، نه آسمانها و نه زمینو نه دیگر مخلوقات موجود در این دو، تنها موجودى به نام زروان وجود داشت . پس داستانآفرینش اهورمزدا و اهریمن را به گونه اى كه گذشتنقل كرده اند، تا این كه : ((اهریمن )) فرزند دوم (زروان )) نزد او آمد و گفت :: مگر عهدنكرده بودى كه هر كدام زودتر نزد تو آیند، او را به پادشاهى رسانى ؟! ((زروان ))در برابر این سخن ، بناچار، نه هزار سال حكومت و پادشاهى به او داد. آنگاه گفت : درپایان این مدت ، حكومت و سلطنت از آن اهورامزدا خواهد بود. باید او حكومت و فرمانروائىداشته باشد. آنگاه ((اهورا)) و ((اهریمن )) هر یك در دایره قدرت خود آغاز بكار كردندو به آفرینش مخلوقات خود پرداختند؛ هر چه را اهورا خلق مى كرد، خوب و راست بود و هرچه را اهریمن مى آفرید، شر و نادرست بود.
در مناظره اى كه بین آذرهرمزد (آناهید) و موبد موبدان در اواخر عهد ساسانى صورت گرفته ، چنین آمده است :
آذرهرمزد:
كدام مذهب كه سودمند باشد، دارى آیا باید
((اشوكر)) یا ((فراشوكر))، یا ((زروكر و زروان )) را به خدائى بپرستم یا ((اهورامزدا)) را كه به دعا و آروزى پدرش زاده شد و پدرش با آن همه دعاها و قربانى ها به آرزوى خود كه داشتن فرزند است ، نمى رسد؛ تا این كه ((اهریمن )) بدون خواست او بوجود آمد، بدون اینكه ((زروان )) بداند كه چه كسى آن فرزند را در شكمش پدید آورده و چه كسى آنان را خلق كرده است ؟!
آذرهرمزد ادامه مى دهد:
اگر چنین باشد، پس
((اهورامزدا)) مانند ما و دیگران در معرض شروع و مرگ و ختم قرار مى گیرد.
در یك متن سریانى مربوط به قرن هشتم میلادى درباره زروان چنین آمده است گ
زرتشت در آغاز كارش به چهار مبداء قائل بود: 1
((اشوكر))، 2 ((پوشوكر))، 3 ((زروكر))، 4 ((زروان )).
زرتشت گفت : كه
((زروان )) پدر ((اهورامزدا)) است .
در
((اوستاى )) موجود، درباره ((زروان )) پدر ((اهورامزدا)) است .
در
((اوستاى )) موجود، درباره ((زروان )) آمده است : ((فرگرد 19 / 13)):
((آنگاه كه اهورامزدا گفت :: اى زرتوشتر! تواش ، خفا، كه آئین ویژه خود است ، و از زمان بى نهایت ، زروان اكران و دیو دارنده كردار عالى را ستایش ‍ كن .))
دین زرتشت سه ایزد مذكور را ستایش مى كند. ((وندیداد فرگرد 19 / 19)):
((روان آدمى كه پس از مرگ در دست دیو گرفتار است ك راهى را كه زروان آفریده و راه نجات است ، مى یابد.))
در نظر زرتشت ((منیش نیك ))، ((پسنت مینیو))، ((منیش بد)) یا ((انگرمئى نو)) تواءم بودند و هر دو به وسیله یك خدا (زروان ) كه از نام او اطلاع نداریم ، بوجود آمده اند. این خداى كه نام او بر ما مجهول است ، همان است كه زمان مطلق و مكان مطلق مظاهر آن هستند. در دوره هخامنشى در رابطه حقیقت این خدا و وجود او افكار و اندیشه هاى گوناگونى پدید آمد و راههاى شناخت مختلفى مطرح گردید. گروهى او را همان مكان مطلق ((ثواش )) و بعضى او را زمان مطلق (زروان ) مى گفتند. اندیشه زروانى بعدها تكامل یافت و در پایان دوره ساسانى توسط موبدان نفى گردید و معتقدان به ان ، ملحد و كافر خوانده مى شدند. در این دوره بود كه ((اهورامزدا)) خداى واحد گردید و اینكه پیش از همه مخلوقات و موجودات وجود داشته است . و سرانجام همین عقیده بود كه رسمیت یافت و عقاید ادوار گذشته چنین توجیه شد كه : ((اورمزدا)) در آخر هزاره سوم ، ((زروان )) را پدید آورد. تلاش بر این بود كه ((زروان پرستى )) را از كتب مذهبى بزدانید و شاید علت حذف و محو اوستاى دوره ساسانى توسط موبدان به همین خاطر بود. از ((زروان )) در سنگ نوشته هاى بین النهرین (عراق فعلى ) یادآورى شده است و این نشان مى دهد كه در میان ایرانیان باخترى مورد ستایش بوده است .
در
((منابع یونانى )) از ((زروان )) فروان یاد شده است :
((((زروان )) نظم آسمانها و گردش سیارات را بدست دارد، ((زروان )) سرنوشت انسانها ار تعیین مى كند.)) بنابر اساطیر اولیه گ زروان داراى مظاهر چهارگانه است : 1 باردارى 2 ولادت ، 3 پیرى 4 مرگ (501).
در منابع اسلامى نیز آمده است كه :
((زروانیه )) گویند ((نور)) بوجود آورنده ((موجود)) بوده است . از ((نور)) او تمام عالم روحانى و جهان نورانى و ربانى پدید آمد و شخص ‍ بزرگى به نام زروان ((شك )) كرد. از این شك ((اهریمن )) حادث گردید. بعضى گفته اند: زروان 9999 سال زمزمه نمود تا پس از گذشت این مدت طولانى ، او (زروان ) داراى فرزند از خود گردید. پیش از ولادت این فرزند، در اندیشه او ((شك )) و تردید راه یافت . ((اهرمن )) زاده شك و تردید پدید آمد و این دو از یك شكم پدید آمدند. ((اهرمن )) از آینده جفت خود مطلع شد. شكم مادر خود را پاره كرد و نزد پدر آمد. ((زروان )) از فساد اخلاق و خباثت باطن و پلیدى طینت او اطلاع یافت . او را از نزد خود راند و بر او لعنت فرستاد. ((اهرمن )) برفت و راه فساد پیش گرفت . اما ((هرمز)) بى آنكه بر ((اهرمن )) تسلط داشته باشد، زمان طولانى ببود، پس قومى او را پروردگجار خود قرار دادند و ستایش ‍ نمودند.
چون طریق خیر و طهارت و صلاح و حسن اخلاق در او مشاهده نمودند، او را داراى مقام الهى تلقى كردند. گمان
((زروانیه )) این است كه : جهان از هر گونه شر و فساد خالى بود و از هر گونه نعمت و فراوانى پر بود. چون ((اهرمن )) پدید آمد، شر و فساد و فتنه در جوامع راه یافت و این نبود مگر از وجود ((اهرمن )). برخى بر این باورند كه : ((((اهرمن )) در آسمانها بود و زمین از وجود او خالى بود. با حیله آسمان را بشكافت و به زمین آمد و با قواى خود سه هزار سال با نور (اهورا) نبرد كرد. پس فرشتگان میانجى شدند و صلح میان او و نور (اهورا) برقرار گردید و دو گواه عادل بر این قرار و پیمان صلح ، گرفته شد. گواهان عادل دست به شمشیر بردند و گفتند هر یك از شما كه این پیمان نادیده گیرد، با این شمشیر كشته خواهد شد.))(502)
بهشت و دوزخ ؛
از دیدگاه زرتشت ، روح آدمى پس از مرگ ، به مدت سه روز گرداگرد مرده دور مى زندو طبق اعمال او، شاد یا در غذاب است . آنگاه بادى ازشمال مى وزد و مانند برگ نامرئى او را به طرف((پل چینوات )) (صراط) مى برد. ((پل چینوات )) یعنى((پل تشخیص )) كه بر روى نهرى از فلز گداخته میان دو كوه (دماوند و الوند) كشیدهشده است . بر كنار این پل دو فرشته حساب به نام ((میترا)) (مهر خورشید) و ((چنوه)) (عدل ) ترازوى عدالت را قرار داده اند و به حساب او مى رسند.
و در ((وندیداد، فرگرد 19)) آمده است گ ((صبح روز چهارم ك روان آدمى به كنار پل مى رسد و فروهر آدمى كه یكى از قواى پنجگانه است (1 آهو (جان ) 2 دین (نفس ) 3 بوذ (فهم ) 4 اوردان (روح ) 5 فروهر)، به صورت دخترى زیبا جلوه مى كند و براى روان بدكار به صورت زنى زشت درمى آید.))
در ((یسناى 51 / 13)) و ((دادستان دینیك 21 / 2)) و ((مینوخرد 2 / 32)) از ((ویرافنامه )) آمده است كه : ((روح و روان گناهكار به وسیله ((دیو)) نزد ((پل )) مى رود. در ضمن بازجوئى در سر ((پل ))، علت تبهكارى هاى او را از وى سئوال مى كنند. او به بهانه هائى راه نجات مى جوید. آنگاه این ((پل )) براى او از لبه تیغ تیزتر و از لب او نازكتر مى شود. سپس درى از دوزخ بر روى او باز مى شود.))
در ((یسناى 49 / 4)) آمده كه : ((دوزخ براى ((دیو)) و منزل دروغگویان است ، و محل عذاب ابدى تبهكاران .))
در ((یسناى 11 / 20 و ((ویسبرد 7 / 10)) و ((یشت 2)) و ((ارتاویرافنامك 15 21)) آمده است كه : ((روان پس از گذشتن از سه مرحله (پندار، گفتار، كردار زشت ) به فضاى تیرگى بى پایانى كه مكان ((اهرمن )) است ، واصل مى شود.))
در ((فرگرد 18)) آمده است : ((در دوزخ سرما (باد) خشكى ، گنده بوئى وجود دارد، دوزخ عمیق بوده ، داراى چاههاى سهمگین است ، و جانورانى دارد كه ارواح بدكاران را مى درانند؛ كوچكترین آنها به بزرگى كوهى است . اما روان و روح نیكوكاران پس از مرگ توسط دو فرشته كه نویسنده اعمال اویند، به جاى ویژه خود مى رود، و پل صراط براى او به ارتفاع )) نیزه گشاده مى شود تا بتواند عبور كند.))
در اوستا آمده است : ((اهورامزدا مى گوید هر كس در جهان ((كلام )) را با تكالیف لازمه ونواى خوش بخواند، روح او آزادى یافته و به منزلگاه آسمانى به پرواز درخواهد آمد.((من )) ( اهورا) ((پل چینوات )) را براى او سه برابر آنچه هست ، پهن خواهم نمود. او((روحانى )) شده ، مانند آسمان پاك گشته وجلال و عظمت آسمانى خواهد یافت .)) در ((وندیداد، فرگرد 19)) مى گوید: ((ارواحپاك پس از عبور از پل به جهان ارواح كه فردوس یا بهشت باشد، وارد مى شوند. آنجامنزلگاه پرهیزگاران است .))
در ((یسناى 44 / 10، 15، 13 و در ((ارتاویرافنامك ؛ فركرده )) آمده است كه : ((بهشت چهار طبقه دارد كه هر یك در مكان و محلى قرار دارند و به اسمى نامیده مى شوند: طبقه اول ؛ ((پندار نیك ))، و محل آن در ستارگان مى باشد. طبقه دوم ؛ ((گفتار نیك )) و مكان آن در ماه مى باشد. طبقه سوم ؛ ((كردار نیك ))، كه محل آن در بالاترین روشنائیها مى باشد و به طبقه چهارم كه محل عرش الهى است ، مى رسد و به ساحت قدس ‍ اهورامزدا كه منزلگاه نیكان و پاكان است ، دست یافته و منزل مى كند.))
در ((یسناى 48 / 4 آمده است : ((كسانى كه خوبى و بدى آنان یكسان باشد، جایگاهشان ((برزخ )) است كه میان ((بهشت )) و ((دوزخ )) قرار دارد. گناهكاران زندانیانى هستند كه پس از دیدن عذاب ، در مدت معین آزاد مى شوند.))(503)
((زرتشت )) مى گوید: ((در آخرت ك اعمال نیك ك پاداش و اعمال بد، كیفر داده مى شود، بدكاران در قیامت به فلز گداخته تبدیل مى شوند و نیكوكاران به جایگاه اهورامزدا راهنمائى خواهند شد.))
در ((ینساى 30 / 10)) آمده است : ((سر منزل نورانى ویژه نیكوكاران خواهد بود و محیط تاریك از آن دروغگویان است ... در جهان واپسین روح و روان هر كسى سزاى كردار خود را در مى یابد.))(504)
در متون زرتشتى آمده است كه : چون چشم مرده در برج سكوت ( دخمه ) متلاشى مى شود،روحش از پل صراط (= چینوات ) عبور مى كند و آنگاه در محضر سه ((ایزد)) (میتره ،سروش ، رشنو) حاضر و محاكمه مى گردد. هنگامى كه ارواح ازپل صراط عبور مى كنند، آن پل براى بدكاران مانند موئى باریك مى شود و چون ارواحنیكان عبور مى كنند، به آسانى آن پل را مى نوردند و به بهشت (= ان هو وهیشت ) مىرسند. اگر نیك و بد مساوى باشد، به برزخ مى روند.موكل عدل نامه ، اعمال افراد را مى خواند و تمام گفتار و كردار و پندار آدمى را به حسابمى آورد.
در مذهب زرتشت وعده غفران ، شفاعت و عفو داده نشده است . چون روان نیكان عبور كند، زنزیبائى با چهره رخشنده ، او را به سوى بهشت راهنمائى مى كند. این زن را دیانا گویند.چون شخص بدكار بر پل قرار گیرد و سقوط مى كندك زنى بدتركیب و زشت و جادوگربا او روبرو مى گردد. ثواب نیكان در بهشت كه خانه ستایش است ، داده مى شود و آنانبا زیورآلات خود را آرایش مى كنند. گناهكاران درگودال بدبو و مغاره تاریك ك سرنگون مى شوند. عالم برزخ ( همیشگان ) جایگاهكسانى است كه بد و خوب شان مساوى است و آنان در این جایگاه در انتظارند تا روز قیامت برسد(505).
((كریستن سن )) محقق مشهور مى گوید: از نظر زرتشتیان ، افرادى كه در راه راست قدم برداشته باشند، پس از مرگ به آسانى از پل صراط (چینوات ) عبور كرده و وارد بهشت مى شوند. این پل براى بدكاران به نازكى لبه شمشیر مى رسد، به طورى كه گناهكاران بدرون جهنم واژگون مى شوند و عذابى شایسته گناه خود مى بینند. و كسانى كه اعمال نیك و بدشان مساوى است ،

 در عالم همیشگان یا ((برزخ )) خواهند ماند كه در این مكان نه كیفرى و نه پاداشى است (506).
بنابر متون اوستائى ، كالبد انسان زنده از چند جزء گوناگون تركیب شده است :
((تن))، ((جان ))، ((فروهر))، روان )). ((تن )) در زبان اوستائى ((تنوو)) خوانده مىشود كه تمام اعضاى ((بدن )) است . چون مرگ فرا رسد، ((روان )) و ((فروهر)) ازآن جدا مى شوند. تن به تنهائى فاقد نیرو و قوه است . ائین زرتشت براى ((تن ))انسان زنده اهمیت بسزائى را قائل است ولى چون جان از بدن مفارقت نمود، براى رعایتتندرستى دیگران آن بدن بیجان را نجس دانسته است . اما ((جان )) كه به زباناوستائى ((اهو)) و در زبان پهلوى ((اخو)) گفته مى شود، عبارت است از نیروئى كه((تن )) را به حركت مى آورد. ((فروهر)) كه در اوستا ((فروشى )) و در زبانپهلوى ((فروهر)) گفته مى شود، به معنى ((قوه )) و ((ذره اى )) از ذرات نور الهىاست كه در بدن هر انسانى به ودیعه گذاشته شده تا در زندگى راهنماى او به سوىپیشرفت باشد. ((فروهر)) نورى است از منبع فیاض نور احدیت . ((روان )) كه واژهاوستائى آن ((دروان )) است ، به معنى ((روح )) مى باشد و روح ، ابدى و فناناپذیراست . به مجرد حصول مرگ ، روح این فرد متوفى كه مدتها با بدن ماءنوس بوده ، ازآن دور نمى شود و تا سه روز اتصال خود را با تن حفظ مى كند. ایناتصال پس از كفن و دفن نیز ادامه دارد. روح شخص نیكوكارخوشحال است و روح گناهكار مغموم . در بامداد روز چهارم ، روح به((پل صراط)) ( چینوات ) مى رسد و در اینجا به حساب او رسیدگى مى شود. روحنیكوكار رهسپار بهشت مى شود و روح گناهكار به همراه وجدانش كه درشكل موجودى زشت ظاهر مى شود، به دوزخ سرنگون مى گردد. در روایات زرتشتى و در((وندیداد)) آمده است : ((در بامداد روز چهارم درگذشت ، در نزدیكىپل جینود، محكمه اى به داورى ((مهر ایزد)) و با حضور فرشتگان (سروش ، ورشن ،اشتاد) تشكیل شده و به حساب كارهاى بد و خوب روان درگذشته ، رسیدگى مى شود. درصورتى كه كفه كارهاى نیك بر كفه كارها بد سنگینى كند، از((پل چینود)) به آسانى گذشته ، به بهشت روشن مى رود و الا به دوزخ سرنگون مىشود.))

برج سكوت
((فلیسین شاله )) مى گوید ((از دیدگاه زرتشتیان ، جسد مرده را نباید در خاك نهاد،بلكه باید پس از مرگ در بناهاى استوانه اىشكل ( برج سكوت ) گذارد، تا خوراك سگ و لاشخورها شود. ولى روح انسان در عدالتخانه الهى محاكمه مى شود؛ نیكوكاران به پاداش مى رسند و به اسمان بالا مى روند ونزد ((اهورامزدا)) براى یارى خدا تا پیروزى نهائى همواره مبارزه مى كنند، و بدكارانبه جزاى خویش مى رسند و در قعر جهنم جاى دارند.))(508)
((جان ناس )) مى گوید: ((زرتشتیان برآننند كه چون چهار روز از مرگ كسى بگذرد، زندگى دیگر او آغاز میشود. در سه شبانه روز نخستین ، روان او بر سر پیكر خاكى زندگى دیگر متوفى مى نشیند و بر گذشته كردارها و پندارها و گفتارهاى خوب و بد او فكر مى كند، هر گاه نفسى نیكوكار باشد، فرشتگان پاك گوهر او را نوازش دهند و اگر بدكار باشد، دیوان پلید او را آزار دهند و سرانجام او را كشان كشان به كیفرگاه خواهند برد. و چون روز چهارم در رسد، روح مرده به طرف پل چینوات كه گذرگاه مردگان است ، حركت كرده ، در برابر پل ، خداى میترا و همكارانش (سروش ، راشنو) آن روح را به داورى مى خوانند، در دست راشنو ترازوئى است كه در دو كفه آن كردارهاى نیك و بد را نهاده و مى سنجد، پل صراط (چینوات ) تیغه اى تیزتر از دم شمشیر دارد كه در زیر آن جایگاه دوزخیان است و چون روان مردگان به آن جا مى رسند، اگر راست كار و راست كردار باشند، آن تیغه تیز در برابرشان پهن شده گذرگاهى نرم مى شود، لیكن اگر بدكردار و دروغ پیشه بودند، آن تیغ بر آنها راه مى بندد. همینكه مرده سه گام دیگر برمى دارد كه یكى نماینده اندیشه هاى بد و دیگرى سخنان ناسزا و دیگرى كارهاى زشت او است كه در روزگار زندگى از او سرزد، آن تیغ او را به دو نیمه مى كند و از فراز پل در نشیب دوزخ فرو مى افكند...))(509)
متخصصان دین زرتشت ، بهشت و دوزخ ((گاتها)) را روحانى و درونى توجیه كرده اند. برخى معتقدند كه علاوه بر پاداش روحى و درونى ، در پیام ((زرتشت )) به حیات پس از مرگ و روح حساب اشاره شده است ، و دیگر ادیان روز رستاخیز را از دین او اقتباس كرده اند. ((بهشت )) و ((دوزخ )) در ((گاتها)) داراى اصطلاحات ویژه اى است گ
1 ((گرودمانه )) مركب از ((گر)) یعنى ((سرود)) و ((دمان )) یا ((مال )) به معنى ((خانه )) است ، یعنى ((خانه نغمه و سرود)). در اوستا ((گروتمان )) و در پهلوى ((گزمان )) یا ((گرشمان )) بكار رفته است .
2 ((من گئیر)) یعنى ((بالاترین سرا)) یا ((خانه سرود)) است .
3 ((نگهوش دمانه )) یا ((سراى اندیشه نیك )).
4 ((هوشى تئیش )) یا ((سراى آرامش و سرود)).
5 ((وهیشم منو)) یا ((بهترین منش )) كه در اوستا ((اشه و هیشته )) یا ((بهشت )) بكار رفته است و به معناى ((وجدان راحت )) نیز آمده است .
6((دروج دمانه )) یا ((سراى دروغ )) كه ((دوزخ درون تیره )) نیز معنى شده است .
7 ((اچیشة مامانه مننكهو)) یا ((سراى برترین منش )).
8 ((اچیشتم منو)) یا ((بدترین منش ، بدترین حالت روحى )) یا ((عذاب وجدان )).
معلوم مى شود كه این اصلاحات ، به فكر و اندیشه و نیّات دخالت و دلالت دارد و معرف یك حالت درونى است و مكان مشخص خارجى را نشان نمى دهند.
در ((گاتها 4/28)) آمد است كه : (( (( من گئیر))؛ من روانم را در بالاترین سراى اندیشه نیك جاى خواهد داد و با آگاهى از كارها از كارها و پاداشى كه اهورا مزدا مقرر فرموده ، تا زمانى كه در توان دارم ، به مردم مى آموزم كه كوشش كنند.)) (510)
((پورداوود)) محقق ایرانى كلمه ((من گئیر)) را این گونه ترجمه كرده است : ((من بیاد سپرده ام كه روانم را با همراهى منش نیك نگهبانى كنم ، چه از پاداش ((مزدا اهورا)) براى كردار نیك آگاهم .)) پور داوود مى گوید: ((در این سرود پاداش در مقابل كار نیك است . بهترین پاداش ، بالاترین سراى اندیشه نیك است ، آنجا كه ضمیر روشن و درون پر مهر و فكر نیكوست . این بهشت مسلما یك كیفیت معنوى و روحانى است نه یك مكان خاصى چون باغ عدن .)) اصولا آغاز پیدایش ((شر و خیر)) توجه مى شود و در آن پاداش نیكو كاران و مجازات بدكاران تعیین مى گردد. و این به وضوح مشخص مى كند كه سخن از ((بهشت )) و ((جهنم )) درونى است و نه تنها منبع و منشاء ((خیر)) و ((شر)) در اندیشه و منش ما است ، بلكه پاداش و كیفر آنهم در ضمیر و خاطر ما است . ((نیك اندیش ))، خاطرى آرام و ضمیرى روشن خواهد یافت كه ((بهشت )) او است و ((كژاندیش ))، به فكر و اندیشه تیره و ناآرام دچار مى شود كه ((جهنم )) درون او است . این تعبیر در سرودهاى دیگر تائید مى گردد:
((بند 11/30: زیان و رنج دیرپا براى پیران دروغ $ و سود بى پایان براى پیروان راستى است $)) در اینجا دیگر سخن از ((بهشت و جهنم )) نیست ، بلكه كیفر و پاداش ره صورت ((رنج دیرپا)) و ((سود بى پایان )) توجیه شده است .
در ((سرودها)) زرتشت از خداوند درباره كیفر پیروان دروغ و پاداش ‍ پیروان راستى و پارسایان كه در آبادانى جامعه و پیشرفت راستى و درستى مى كوشند، سئوال مى كند كه در ((بند20)) این گونه پاسخ داده مى شود: ((كسى كه به سوى زندگى پارسائى آید، جایگاه او در آینده روشن است ، ولى بدكاران زمانى دراز با شیون و افسوس در تیرگى بسر خواهند برد، براستى زندگى بدكاران ، وجدان آنها را بسوى كردار خودشان خواهد برد.))
در این بند ((20)) به روشنى و صراحت ، سراى زشت كاران تیرگى درون و عذاب وجدان ناآرام توحیه شده و پاداش نیكوكاران ، جایگاه فروغ و روشنائى كه همان بهشت ((اندیشه نیك )) است ، گفته شده است : وجدان بدكاران به سوى كردارشان كشیده مى شود، یعنى كردار بد آنان وجدانشان را معذب خواهد نمود.
برخى محققان با توجه به ((اوستاى موجود))از این بند نتیجه مى گیرند كه وجدان انسان در روز رستاخیز او را به سوى ((بهشت )) یا ((جهنم )) خواهد كشانید. در اوستاى موجود آمده است كه : روز قیامت ، ((وجدان )) یا ((دئناى )) نیكوكاران به صورت دختر زیبایى ، و ((دئناى )) زشت كاران به شكل پیرزن زشتى ظاهر شده و آنها را در روى ((پل صراط)) یا ((پل چینوات )) به ((بهشت )) یا قعر ((جهنم )) هدایت خواهد كرد. اگر چه اغلب محققان دین زرتشت این سروده را معرف روحانى و درونى بودن ((بهشت و جهنم )) در پیام زرتشت مى دانند و نتیجه مى گیرند كه وجدان و ضمیر انسان تحت تاثیر اعمالش به تیرگى یا روشنى متوجه شده و این واقعى ترین پاداش و كیفرى است كه مى تواند تحقق یابد. (511)
یك محقق ایرانى در دین زرتشت مى گوید: ((زرتشت صریحا بهشت و دوزخ درونى را مطرح نمود و به واقعیت زندگى پرداخته است و از حیات روانى زنده بودن روح نیز سخن گفته است .)) (512)در این رابطه ، برخى خاورشناسان معتقدند كه : ((عملى بودن دین زرتشت در سراسر گاتها مشخص است . او پیوسته به نتایج همین دنیاى مادى نظر داشته است و بهشت او نیز روحانى است .)) (513)
((میلز)) معتقد است كه : ((زرتشت به بهشت و جهنم معنوى باور داشته است و مجازات را منشى و ذهنى مى داند. بهشت همان راحتى اندیشه و آسایش وجدان و جهنم ، عذاب درونى و ناراحتى فكر است . خلاصه اینكه زرتشت در روزگار قدیم این حقیقت را آشكار ساخت كه بهشت و جهنم در خود ما است .)) (514)
((زهنر))معتقد است كه : ((هر چند زرتشت دنیاى مادى و روحانى را از هم جدا مى كند، ولى در اصول او آنها با هم در رابطه بوده و هرگز در مقابل هم قرار ندارند، بلكه ائتلاف با یكدیگر دارند. در دین زرتشت ((بهشت و دوزخ )) خانه افكار و وجدان نیك و مسكن بدترین اندیشه و منش است . در ((گاتها))بشر آزادى اراده دارد، و این خود او است كه به نجات یا محكومیت خویش اقدام مى كند.)) (515)
یك محقق غربى مى گوید: ((نه تنها بلكه در برخى از یشت ها نیز، سفر آخرت ، روحانى است . یشت 89/49 بر این نكته تصریح دارد.)) (516)