تبلیغات
wellcome to chinovat - آیین زرتشت بخش4
پنجشنبه 29 بهمن 1388

آیین زرتشت بخش4

   نوشته شده توسط: javad barghi    

آیین زرتشت بخش4

اصول تعالیم زرتشت بعقیده جان ناس
اصول تعالیم زرتشت چنین است :
((1 به پیروان مكاشفات و الهامات خویش ، ((پیامبرى )) مبعوث . از طرف ((اهورا مزدا)) را اعلام كرد. و در ((گاتها))تكرار فرمود كه خداوند او را بهترین و كاملترین ادیان است .
2 - از آن همه ارواح متعدده تنها یك روان خوب و نیكو را كه ((اهورا مزدا)) بود، پذیرفته ، او را بالاترین و بزرگترین خدایان دانست . آفریدگار و دانا و برترین روانهاى علوى قرار داد كه ابدالاباد با بدى و دروغ به نبرد و پیكار مشغول و به راستى و راستگوى راهبر است . و بر خلاف عقاید بعضى متاخرین از جماعت زرتشتیان ، آن پیامبر باستانى گفت كه بر حسب مشیت و اراده متعال اهورا مزدا، تمام موجودات آفریده شده اند. و چنان كه در ((آیه )) آخرین از ((گاتها))صراحت دارد: ((اهورا مزدا)) موجب و موجد نور و ظلمت مى باشد.
3 ((اهورا مزدا)) اراده قدوسى علوى خود را به وسیله روحى مقدس و نیكو نهاد از ((قوه )) به ((فعل )) مى آورد كه آن را ((سپنتامئى نو)) نامیده است و اعمال الهى او به دستیارى ارواح مقدسه كه ((امشاسپنتا)) گفته مى شود، اجرا مى گردد...
4 با آنكه اهورا مزدا در عرش جلال خود هیچ ضد و بدى ندارد، مع ذلك زرتشت معتقد است كه در برابر هر نیكى یك بدى موجود است ، چنانكه در برابر راستى و حقیقت ، دروغ و باطل جاى گرفته و در برابر حیات و زندگى ، مرگ قرار گرفته است . به همین قیاس در برابر روح مقدس پاك سپنتامئى نو روح شریر و ناپاك ((انگرمئى نو)) جاى دارد كه به معناى ((روان پلید)) است . از فحواى كتاب گاتها مشهود است كه زرتشت همان طور كه دائما در عالم طبیعت به تنزیه و تطهیر هز عناصر بد و وجودات ناپاك دعوت مى كند، در حیات انسانى نیز آدمیان را به روش راستى و نیكى و پرهیز از دروغ و بدى مى خواهد. و بر آن است كه این ضدیت و دوگانگى بین دو عنصر بدى و نیكى از ابتداى خلقت وجود داشته است :
((اینك دو روان نخستین در عالم شهود مانند، توامان جلوه گر گشته اند: یكى نیك و یكى بد؛ در پندار و گفتار و كردار. دانایان ، از این دو، نیكى را برگزیدند و ابلهان بدى را اختیار كردند. روز نخست كه این دو روان تواءم با یكدیگر پدید آمدند، یكى حیات و هستى را بر قرار كرد و دیگرى فنا و نابودى را. و سرانجام جایگاه جاویدى بدان (دوزخ ) بهره پیروان دروغ خواهد بود. لیكن اندیشه پاك و جایگاه جاویدى نیكان (بهشت ) نصیب پیروان راستى خواهد شد. از این دو روان تواءمان ، آن یك كه سفلى و پیرو دروغ است ، همواره چیزهاى بد را برمى گزیند، ولى آن دیگرى كه پاك و نیكوكار است ، به دیگرى كه دشمن او بود چنین گفت : تا آخرین روز، نه در جهان كنش و گویش و منش و نه در عالم ارواح و اجسام ما دو روان با یكدیگر هم آهنگ نخواهد شد.))
از این قرار از روز آغاز جهان كه ((روان نیك )) و طاهر از ((اهورا مزدا)) تراوش كرد، با معاندت و تباین روح ناپاك پلید روبرو گردید. این ((روان پلید)) همان است مه در از منه بعد به نام ((شیطان )) ملقب شد. نصوص ‍ كتب زرتشتى درباره حد مسئولیت ((اهورا مزدا)) در مسئله ایجاد روح شریر مبهم و غیر مشخص است و معلوم نیست كه ((انگرامین یو))یعنى ((روان پلید)) هم از روز ازل با ((اهورا مزدا)) متفقا به وجود آمد یا آنكه ((اهورا مزدا)) بعدا او را آفریده است . به عبارت دیگر: آیا ((اهورا مزدا)) روان با پاك اهریمنى را خلق كرد یا آنكه ((انگرامئى نو)) موجودى بود، ((پلید)) و ((مزدا)) او را كشف فرمود. از این رو هر جا كه ((خوبى )) بود، ((بدى )) را در مقابل معین ساخت و هر جا كه ((روشنائى )) بود، ((تاریكى )) را در برابرش پدیدار نمود. گرچه ظاهرا سرودهاى گاتها روى هم رفته مبتنى بر نظریه دوم است ، ولى درست معلوم نشده كه در سایر نصوص ((اوستا)) این معنى چگونه تبیین گردیده و چگونه روح نا مقدس و روان پلید ((انگرامئى )) به صورت ((شیطان )) در آمده است كه همواره با ((اهوارامزدا))كه خود خالق و جاعل او است ، در ستیز و پیكار است .
5 - نفطه اصلى و پایه اساسى اخلاق در آئین زرتشت بر روى این قاعده است كه نفس و ضمیر هر فرد آدمیزاد، یك میدان نبرد نزاع دائمى بین خیر و شر است و سینه آدمى تنورى است كه آتش این جنگ همواره در آن مشتعل مى باشد. روزى كه اهورامزدا آدم را بیافرید، او را آزادى عمل كرد كه خود عمل خود را برگزیند، یعنى داراى نیروى اختیار گردید كه ما بین دو راه خطا و صواب هر یك را بخواهد انتخاب نماید. هر چند ((اهورا مزدا)) به وسیله نیروى ((نیكى )) یعنى ((سپنتامئى نو)) و نیز به دستیارى ((وهومنه )) همیشه آدمى را به سوى راستى مى كشاند، ولى در همان حال نیروى ((زشتى )) و ((بدى )) ((انگرامئى نو))نیز در او ظهور یافته و در خاطره او همواره وسوسه مى كند، از این رو تكلیف و وظیفه هر فرد بشر آن است كه در دل خود ما بین آن دو منادى یكى را اجابت كند. یعنى فرشته نیك را اطاعت كرده و ((خوبى )) را اختیار كند و یا آن كه سخن ((دیو)) را شنیده و راه ((بدى )) را برگزیند. البته نیكان ((بدى )) را نمى پسندند.
6 اما ((خیر و شر)) در كتب زرتشتى ، چنان كه باید، به وضوح تعریف نشده اند. البته از متن ((گاتها)) كه سرودها و مناجاتهائى بیش نیست و كتاب كلامى و فلسفى روشنى نمى باشد، انتظار تصریح و بیان روشنى در این باب نمى توان داشت ، ولى آنچه از فحواى آن مستفاد مى شود، مى توان اختلاف علمى واضحى بین ((خطا)) و ((صواب )) تشخیص داد. مثلا مردم نیكوكار و صائب ، در دیده زرتشت كسانى هستند كه به ((دین بهى )) ایمان مى آورند و آدمیان ((بد عمل و خطاكار)) كسانى هستند كه از آئین ((مزدا)) روى گردانند، خاصه آنان كه كیش قدیم عوام را كه عبارت از پرستش ((دیوها)) باشد، اختیار كردند. از متن گاتها به خوبى معلوم مى شود كه دیوها در صف نیروى انگرامئى نو قرار دارند و در نتیجه هر كس ‍ كه آنها را پیروى كند، در زندگى خود در ردیف بدكاران و شریران منسك مى شود. این گونه كسان نابكار را نباید رها كرد، بلكه باید با اسلحه قتال و آلات رزم با آنها پیكار نمود.
... ((من ((دیو)) را دشمن مى دارم و ((مزدا)) را مى پرستم . من پیرو ((زرتشت )) هستم كه دشمن دیوان و پیامبر یزدان بود. روان هاى مقدس ‍ جاویدى ((امشاسپندان )) را مى ستایم و نزد خداى دانا پیمان مى بندم كه همیشه نیكى و نیكوكارى پیشه كنم . راستى را برگزینم . با ((فره ایزدى )) بهترین كارها را در پیش گیرم . درباره ((گاو)) كه از عطاهاى خیر فرد است ، مهربان باشیم . قانون عدالت و انوار فلكى و پرتوهاى آسمانى را كه منبع فیض یزدانى اند، محترم شمارم . من فرشته ((ارمى تى )) (سپندارمذ) را كه پاك و نیكوست ، بر مى گزینم ؛ امید كه او از من باشد. از دزدى و نابكارى و آزار به جانوران و ویرانى و نابودى دیه ها و شهرها كه مزدا پرستان منزل دارند، بپرهیزم .))
7 از تشریفات و آداب و عبارت و اعمال مذهبى از مذهبى اصلى زرتشت چیز مهمى باقى نمانده . همین قدر معلوم است كه زرتشت رسوم و مناسك آریانهاى قدیم را كه مبتنى بر اعتقاد به سحر و جادو و بت پرستى بوده ، بكلى منسوخ فرموده است . تنها یك رسم و یك عبادت از زمان زرتشت باقى است و آن چنان كه گفته اند: وى در هنگام انجام مراسم پرستش در برابر محراب آتش مقدس به قتل رسید و در هنگام عبادت جان سپرد.
در یكى از سرودهاى ((گاتها)) آمد است كه زرتشت مى گوید:
هنگامى كه بر آذر مقدس نیازى تقدیم مى كنم ، خود را راست كردار و نیكوكار مى دانم .
در جاى دیگر آتش مقدس را عطیه یزدان مى شمارد كه ((اهورا مزدا))آن را به آدمیان كرامت فرموده . ولى باید دانست كه زرتشت خود ((آتش )) را نمى پرستد و آن عقیده كه پیشنیان و نیاكان او درباره این عنصر مقدس ‍ داشته اند، وى نداشته است و معتقدات او با آنچه بعدها آتش پرستان اخیر عنوان كرده اند، اختلاف دارد. بلكه او ((آتش )) را فقط یك ((رمز)) قدوسى و نشانى گرانبها از ((اهورا مزدا)) مى دانسته است كه به وسیله او به ماهیت و عصاره حقیقت علوى خداوند دانا پى مى توان برد. این است كه آنچه بطور خلاصه از منطق و فلسفه زرتشت استنباط مى توان كرد.
8 سرانجام این نبرد و تنازع بین خیر و شر چگونه خاتمه خواهد یافت ؟... هر چند زرتشتیان در اردوار بعد معانى و تفاسیر مبتنى بر سهو و اشتباه در این اصل به عمل آورده اند، اما آنچه مسلم است این كه : زرتشت بدون شك معتقد بوده كه چون دور زمان تكمیل شود، اهورا مزدا فیروز و بر خصم باپاك و زشت كار خود چیره خواهد گردید و به هیچ وجه بر آن نبوده كه نیروى پلید اهریمنى مانند قوه روانبخش نیكى و پاكى ابدى و جاویدى باشد.
زرتشت به حد كمال داراى روح امیدوارى بوده و ایمان داشتند كه سر انجام خوبى بربدى ، مظفر و پیروز خواهد گردید.
... اما شمار اعمال و داورى بین كارهاى زشت و نیكو. از همان كتاب بطور مبهم چنین بر مى آید كه اندكى بعد از مرگ محاكمه مرده آغاز مى شود و سرنوشت روان او از آن پس معلوم خواهد گردید تا آنكه روز رستاخیز در آخر الزمان بر پا شود. البته آیات گاتها در این باب بسیار مبهم و مجمل است و آن را مى توان چنین تفسیر كرد كه هر روان خواه خوب یا بد باید در روز قیامت از فراز پل جدا كننده (چینوات ) عبور كند. این پل بر روى دوزخ قرار دارد و یك جانب آن به دروازه بهشت منتهى مى گردد. در روى این پل نامه اعمال آن روح خوانده مى شود و سراسر كارهاى او را در دوكفه ترازو مى گذارند كه شاهین آن در دست اهورا مزدا است . اگر كفه حسنات بر كفه سیئات بچربد. هر آینه آن روان بسوى بهشت مى خرامد. ولى اگر كفه سیئات فزونى گیرد، او را به قعر دوزخ مى افكنند. نیكوكاران به هدایت زرتشت از آن پل بسلامت و آسانى مى گذرند، ولى بدكاران راهى و مفرى جز فرو افتادن به اعماق هاویه ندارند. زرتشت مى گوید:
((اراده آدمى تنها عامل تعیین سرنوشت نهائى اوست و بس .))
وى درباره شر ابدى چنین گفته است :
((روان ناپاك یا نفس پلید انسان هنگامى كه به پل (جدا كننده ) چینوات مى رسد، دچار شكنجه و عذاب خواهد گردید و جاویدان در خانه دروغ زندان خواهد بود.))
گمراهان خطاكار كه در برابر وجدان خود محكوم به گناهند، به پاى خود به سوى سرنوشت خود مى روند.
بر حسب گاتها دوزخ یا خانه دروغ مكانى است كه به نام جایگاه ناخوشى نامیده مى شود. در آنجاست كه پندار نابكار و اندیشه هاى جاى دارند. سرزمینى است كه بوئى گند از آن بر مى خیزد و پر است از چركى و پلیدى و در اعماق ظلمانى آن فریاد شیون و ناله غم به گوش مى رسن و هر كس كه در آنجا بیفتد، تنها به شكنجه ابدى معذب است . بر خلاف راستكاران كه در آن سوى پل در خانه نغمات كه به گفته گاتها ((بهشت برین )) است ، جاى مى گزینند و آن مكان ، ((جایگاه خوشى )) است و سرزمین اندیشه هاى سخن و پندارهاى پسندیده كه آفتاب در آنجا هیچگاه غروب نمى كند و نیكوكاران در آنجا از بركات و طیبات روحانى برخور دارند و با یاران و هم نشینان سعادتمند، روزگار مى گذرنند.
از سخنان زرتشت چنین مستفاد مى شود كه وى از روىدل و خلوص جان ایمان داشته است كه دین بهى و آئین مزدا عاقبت پیروان و گرویدگانبسیار خواهد داشت و سرانجام بر اعمال سر و اهریمن چیره و كامیاب خواهد گردید و امیدواربوده است كه برخى از پیروان اهورا مزدا مانند خود او بعدها براى نجات و رهبرىفرزندان آدم خواهند آمد. وى نجات دهندگان آینده را ((سااوشیان )) سو شیانت (= سیاوش) نامیده است . با آنكه زرتشت شك نداشته است كه اهورا مزدا آخرالامر كامیاب و فیروز است، مع ذلك كى گوید مبادا این مردم كه شاهد منازعه وجدال بین راستى و دروغ هستند، راستى را فروهشته و دروغ را برگزینند.
(446)))
الف : نیایش در آتشكده ؛
((پاكى آتش و حفظ آن از لوث كدورات و پلیدیها یكى از رسوم مهمه زرتشتیان است . مقدس ترین آتش آن است كه از شانزده آتش جداگانه شده باشد كه هر كدام از آنها به نوبت در ضمن یك سلسله عبادت مفصل و تشریفات طولانى مرتبه تقدیس حاصل كرده اند. از جمله آداب طهارت آتش آن است كه چند شاخه هیزم از چوب صندل معطر تراشیده و توده مى كنند و بر فراز شراره ، بدون آنكه آن را لمس كنند، قاشقى فلزى نگاه مى دارند كه روزنى كوچك در میان آن است و در آن نیز خرده ریزه چوب صندل ریخته اند، پس آنگاه آن توده چوبهاى مقدس را مشتعل مى سازند و به قرائت دعاها و سرودها مشغول مى شوند.این عمل را نود و یك بار تكرار كى كنند. آتشهاى دیگرى نیز هستند كه اصل هر یك از آنها از درخشش برق یا از سایش سنگ چخماق یا از آتش مخصوص معابد و بت خانه ها و محل تعریق و خانه هاى مقدسان و ابرار روشن شده و هر یك در درجات قدس و طهارت مختلف جمع كرده اند، در كوره مقدسى در آتشخانه افروخته مى شود و موبدان از شانزده آتش مطهر كه موبدان در حالى كه به پارچه لطیفى دهان خود را بسته اند و از دور تنفس مى كنند، آن را مشتعل مى سازند. آتشدان در مركزیت اطاق اندرونى است و پر از خاكستر و در آنجا یك چهار پایه سنگى قرار داده اند و به تناوب موبدان آن را با قطعات چوب صندل تازه و فروزان مى كنند و همواره دستمال بر دهان بسته اند كه مبادا دم ایشان به آتش پاك دمیده شود و آنرا پلید سازد و همچنین در برابر آن آخشیج ایزدى از سرفه و عطسه اجتناب دارند. افراد زرتشتى در هر وقت روز بخواهند، مى توانند منفردا بدرون آتشكده بروند. قبل از ورود به معبد، دست و روى خود را با آب شسته و قسمتى از اوستا را تلاوت مى كنند و دعا مى خواهنند. سپس كفشها را از پا بیرون آورده و به اطاق معبد داخل مى شوند و در برابر آتش دان مقدس نماز برده و هدیه و نیازى با مقدارى چوب صندل به موبد تقدیم مى دارند و در برابر، یك چمچه از خاكستر مقدس از دست او مى ستانند. آن خاكستر قدوسى را به نیت كسب فیض و بركت به صورت و چشم خود مى مالند. سپس به سوى آتش به تعظیم خم شده و نماز و دعا مى خوانند و در همه حال آن آتش را رمز و نشانه ملكوت الهى مى دانند نه عین ذات ربوبى . آنگاه آهسته رو به قهقرا رفته به كفش كن مى رسند و به خانه خود باز مى گردند. مهم ترین زیارت آتشكده در روز نوروز است . در آن روز زرتشتیان بامدادان از بستر برخاسته و بدن را شستشو مى دهند و جامه نو بر تن كرده به آتشكده مى روند. مراسم نیایش را بجا مى آورند. آنگاه صدقات و بریات به فقرا مى دهند. تمام اوقات آن روز مقدس را به دید و بازدید دوستان و تبادل شاد باش و تقدیم تهنیت و جشن و سرور مى گذرانند 0))(447)
ب : روحانیت زرتشت ؛
((اداره زندگى مذهبى زرتشتیان بر عهد موبدان یعنى ((طبقه روحانیان )) ایشان است كه به ((وراثت )) از دیرباز و از پدران و نیكان مجوس خود را محفوظ داشته اند و پیشوایان بزرگ را ((دستور)) مى گویند و غالبا ایشان مردمى تحصیل كرده و تربیت شده اند. اما وظیفه افروختن آتش مقدس در آتشكده بر عهده جماعتى خاص است كه آنها را ((موبد))گویند. آنها بایستى همیشه بدقت رسوم دینى و آداب تطهیر و تغسیل را رعایت نمایند. این موبدان قسمت عمده اوستا را از بردارند و بدون اینكه معمولا معانى متن آن كتاب را بدرستى بفهمند( زیرا زبان اوستا اكنون جزو السنه مرده قرار دارد) الفاظ آن را تكرار مى كنند. دیگر عوام زرتشتیان نیز مانند آنها بعضى آیات و جزوات اوستا را از حفظ داشته و در هنگام انجام مناسك دینى مى خوانند.))(448)
ج : اعیاد و مراسم ؛
((آئین زرتشتیان غالبا مبتنى بر مذهب اوستائى اعصار اخیر است و سادگى و بساطت ابتدائى زمان زرتشت را از دست داده است . این نكته از مطالعه رسوم و جشنهاى سالیانه كه آنها به عمل مى آورند، بخوبى مشهود مى شود. از آن جمله ، ایشان را عیدى مخصوص پرستش و نیاش مهر (میترا) است كه در آن روز خداى آفتاب به پرستندگان خود راستى و مهربانى و پاكى ضمیر و روشنائى دل عطا مى فرماید.
جشن بزرگتر و مهمتر آن است گخ در فروردین گرفته مى شود و آن را به نام خدائىكه بر ارواح گذشتگان (فره وش ها) نظر دارد، بر پا مى سازند. این جشن مدت ده روزبه طول مى انجامد. گویند كه در این مدت فره وش ها به دیدار بازماندگان وفرزندزادگان خود مى آیند. از این رو براى شادباش و خیر مقدم آنها در روى كوههاى یادر برابر برج خاموشان تشریفات خاصى بجا مى آورند. جشن دیگرى ویژه و هومنه (=بهمن ) است كه حافظ جانوران نیك و دواب سودمند است . در آن هنگام زرتشتیان بهحیوانات مفید بى آزار نوازشهایى مى كنند. زرتشتیان جشنهاى عدیده به نام هر یك ازعوامل و عناصر آفرینش یعنى آسمان و زمین و آب و نباتات و حیوانات و آدمیان بر پا مىدارند.
(449)))
ه ‍: آتش مقدس ؛

فروغى پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
نشد مار كشته و لیكن ز راز
پدید آمد آتش از آن سنگ باز
كه او را فروغى چنین هدیه داد
همى آتش آنگاه فیله نهاد
بگفتا فروغى است این ایزدى
پرستید باید اگر بخردى (450)
((كرتیر)) هیربد و موبد بزرگ كه سى سال رهبرى روحانى را در سلطنت شاپور اول هرمز اول و بهرام دوم بر عهد داشت ، مى گوید: آئین مزدائى با دست من تحكیم یافت و مردان فروزانه بدست من تنبیه شدند و یا با اعتراف به خطاى خویش ، گناهانشان بخشوده شد. آتشكده ها بدست من ایجاد شد و مغان بر آنها گماشته شدند. به فرمان آفریدگار، منصب پادشاهان را تاءئید نمودم ؛ و در سراسر ایران آتشكده هاى متعددى ساخته شد. و ازدواج با اقارب دوباره ممنوع گردید. به هر جا كه ارتش شاهنشاهى قدم گذاشت ، آتشكده هائى در آن بر پا شد، در انطاكیه و... آتشكده ها بنا گردید...(451)
در اساطیر مذهبى ادیان از جمله اسلام ، آمد است كه بشر از دیرباز ((آتش )) را گرامى مى داشته است . برخى اساطیر مدعى اند كه ((آتش )) پرداخت و بر این كار اصرار كرد كه آتش قربانى او را قبول كند و بسوزاند. برخى گفته اند آتش پرستى پس از داستان حضرت ابراهیم آغاز شده است . (452)
برخى معتقدند كه قبل از پیدایش نفت و مواد سوختنى ، آتش در نزد اقوام مختلف ، اعتبارى تام و ارزشى فراوان داشته است . مؤ لّف فرهنگ قرآن مى گوید: اگر چه بعد از این ، عقیده آتش پرستى در بسیارى از نقاط زمین رونق گرفت ، ولى در نقاط نفت خیز رواج بیشترى داشت . مى توان گفت كه كیش آتش پرستى با مواد نفتى و سوختى رابطه نزدیكى داشته است . در غرب باكو منطقه اى نفت خیز وجود دارد كه در آن آتشكده بزرگى داشتنه اند. آئین زرتشت كه تركیبى از آئین ((زروانى )) یعنى عناصرپرستى و ستاره پرستى بود، از باكو به اطراف و اكناف ایران و هند و قسمتى از عربستان انتشار یافت . آئین زروانى قبل از زرتشت نیز در ماءورا النهر و غرب هند و افغانستان رایج بوده است . كلمه ((زروانى )) مشتق از كلمه ((زو))كه معنى عناصر چهارگانه : آب ، خاك ، آتش و باد است ، همین را مى رساند. چون آتش از میان این عناصر الطف و حالت فعال ترى دارد، مردم آن نواحى آن را به عنوان خداى بزرگ مى پرستنده اند و آن سه عنصر دیگر را خدایان كوچك مى دانسته اند. زرتشت میان این دو آئین را (زروانى و ستاره پرستى ) تلفیق كرد و آئین خود را پدید آورد. تقدیس آتش از ایران به یونان راه یافت و پیروانى پیدا كرد. آتش المپیاد یادگارى است از آن دوران كه جزء تشریفات اولیه مراسم جهانى ورزش معاصر است .(453)
فلاسفه اسلامى بر این باورند كه تقدیس آتش نتیجه اعتقاد به خیر و شر، پاك و پلید نور و تاریكى است . و این جزء ضدین است یا عنصر غالب دو ضد، و عنصر برتر آن ، پس شایسته تقدیس بوده است .
محققان جدید بر این عقیده اند كه سابقه آتش پرستى به دوران طبیعت پرستى مى رسد.
(454) به گفته بك مورخ ایرانى ، در عهد اردشیر آتشكده هاى خاموش دوباره مشتعمل شد و این زمان رسمیت یافتن آئین زرتشت به عنوان دین رسمى و سراسرى كشور ایران بوده است . (455)((كریستن سن )) مى گوید: ((نصوص متعدده ((اوستا)) ثابت مى كند كه پرستش ((عناصر طبیعى )) از اصول دیانت زرتشتى بوده است . منظور از عناصر طبیعى : آب ، خاك ، و آتش است .((آتش )) در این مذهب از سایر عناصر مهم تر بوده است .
((اوستا)) آتش را پنج نوع مى شمارد و نام آنها را در ((یسناى )) ((11)) و ((17)) آورده است . در كتاب ((نبدهشن )) اسامى این آتشها با مختصر اشتباهى نقل شده است :
1 آتش معابد كه آتش و هرام نامیده مى شد.
2 آتش در جسم و جان آدمیان و جانوران .
3 آتش نهفته در نباتات .
4 آتش نهفته در ابر (صاعقه ).
5 آتش موجود در بهشت در حضور اهورا مزدا. و ظاهرا این آتش مربوط به جاه و جلال و جبروت پادشاهان است كه پیوسته همراه آنان بوده و به نام ((خورنه )) (و در زبان پهلوى ((خور)) ) و در فارسى ((فرشیده )) مشهور است . آتش در اوستا ((آتر))نامیده شده كه در فارسى دورهاى میانه ((آذر)) مى باشد و آن را پسر ((اهورا مزدا)) خوانده اند. عیسویان گاهى آتش مقدس زرتشتیان را دختر اهورا مزدا نامیده اند، چنانكه هئونام كشیش عیسوى كه از روى خشم آتش یكى از آتشكده ها را خاموش كرد، گفته است : نه آن خانه ، خانه خداست و نه آن آتش دختر خدا بود، بلكه دخترى بود دستخوش هوس شاهان و گدایان . احتمالا این از جمله تغییراتى باشد كه در نزد ارمنیان قبلا زرتشتى صورت گرفته است ، زیرا در آثار عامیانه ارمنه هنوز هم آتش را موجودى مونث مى شمارند. گفته مى شود در ((اوستاى )) دوره ساسانى كه فعلا مفقود است ، مطالب فراوانى در رابطه با تقدیس آتش و فوائد روحانى حاصله از آن و وظایف انسان در قبال آتش موجود بوده است .))
(456) وى (كریستن سن ) مى گوید یكى از ماههاى زرتشتیان ((آذر)) نام داشته است . ماههاى زرتشتى 30 روزه بوده اند و هر روز اختصاص به خدائى خاص داشته است . جد ((اردشیر)) اول ریاست معبد ((آناهیتا)) در استخر فارس را بر عهده داشته است . (457) ((سایكس )) مى گوید:
در مذهب زرتشت با ارزش ترین چیزها ((آتش )) است و از قداست بسیارى برخوردار مى باشد. وى این تقدیس و تكریم را به سنت هاى كهن مردم آذربایجان (باكو) ربط مى دهد. او ضمن نقل خاطره اى مى گوید كه خود دیده است كه چگونه آتش در باكو زبانه مى كشیده است . زرتشتیان آتش را مظهر خالق جهان مى دانند. زرتشتیان به پاس گرامى داشت آتش ‍ مقدس شمع روشن را خاموش نمى كنند و بر آن نمى دمند. دخانیات نزد آنان ممنوع است ، زیرا باید چوب كبریت را با دهان خاموش كنند و این اهانت به آتش است .
(458)((فلیسین شاله )) مى گوید: آتش ، نشان وجود نورانى خداوند متعال است . آتش اصل آداب دینى است و هر آتشگاه ، محل و مكان ویژه دارد و در آنجا شعله آتش جاویدان مى سوزد. با دست داشته باشد و پوششى بر دهان قرار دهد(459). وجود نقش آتشدان و آتش در حال اشتعال بر قبور سلاطین هخامنشى ، نشانه اى از تقدیس آتش در دوره هخامنشى است . احترام براى آتش با آنجا بود كه باعث گردید تا بنائى برگرد آتش بسازند كه آن را از عوامل طبیعى حفظ كند. براى حفظ آتش ‍ مقدس طریقه اى بكار
رفت كه از تابش نور خورشید بر جایگاه آتش و شعله فروزان آن در آتشكده جلوگیرى شود. تابش آفتاب بر آتش ، اهانت به آتش مقدس محسوب مى شود. بر مسكوكات رایج ایران نقش آتشكده و آتشدان حك شد. و این سنت ، تا اوائل دوره ساسانى ادامه داشت . غیر از آتش شاهى آتشهاى دیگرى وجود داشت ؛ از جمله ، آتش خانه (اجاق )، آتش معابد (آتش ‍ آذران )، آتش و هرام ، و...
(460)
در آغاز یادآور شدیم كه آتش ذدر زندگى انسان بدوى (اولیه ) نقش بسیار تعیین كننده اى داشته است . وجود چاههاى نفت و فوران ناگهانى آن و در نتیجه افروختن مشعلى فواره اى كه در چشم و روان بدویان عظمتى شگفت مى آفریند، زمینه هاى روانى پرستش یا تقدیس آتش را پدید آورد. این تقدیس و تكریم علتى دیگر نیز داشت و آن اعتقادات خورشید پرستى و ستاره پرستى بدویان بود، و چون خورشید و اجرام سماوى كه ارباب انواع بودند در تمام ساعات شبانه روز دیده نمى شدند، معابدى به نامشان بر پا كردند و در آنها آتش افروختند. نور آتش را پرتوى از ذات خداى خورشید یا سایر خدایان دانسته ، در برابر آن سجده و عبادت مى كردند. در مذهب مهرپرستى ایران باستان ، مهر یا میترا توتمى بود كه خداى خورشید و آفریدگار جهان وجود نامیده مى شد. هوشنگ بنیان گذار این آئین بود. فردوسى بر این نكته اشاره مى كند:
كه ما را ز دین كهن ننگ نیست
به گیتى به از دین هوشنگ نیست
در آئین زرتشت مهر از مقام خدائى فرو افتاد و در ردیف فرشتگان (ایزدان ) قرار گرفت كه از طرف اهورامزدا حافظ عهد و میثا و طرفدار پادشاهان گردید و عنوان فرشته روشنائى به خود گرفت . در آخرت نیز وظیفه داشت تا در سر پل چینوات داورى اموات را به همراه فرشته چنوه (عدل ) انجام دهد. زرتشتیان مهر را چشم اهورامزدا مى دانند. اهورامزدا به خورشید (مهر) هزار گوش و دو هزار چشم داد تا اعمال بندگان را ببیند و سخنانشان را بشنود (ن .ك : یسناى 4 / بند 2 یسناى 17 بند 2). مهرپرستى در جوامع دیگر نیز رواج داشته است كه به آن اشاره شد. در اساطیر هند نیز سخن از تقدیس آتش رفته است . در چین نیز وضع به همین صورت است . یونگ نخستین پادشاهى است كه در ین آتش را كشف كرد و در ردیف خدایان قرارش داد(461). محققان بر پیشینه تاریخى تقدیس آتش در كلیه ادوار ما قبل و ما بعد تاریخ اعتراف كرده اند. آتش علاوه بر عظمت ذهنى ، عامل و سپر تدافعى بدویان و حتى انسان متمدن بوده و مى باشد. براى بر حذر بودن از خطر حیوانات وحشى و... آتش عامل مهمى بوده است . جشن آتش افروزى در ایران باستان و ایران پس از اسلام همچنان رواج داشته و دارد. گویند ((مردآویج )) سردار ایرانى در سال 323 هجرى قمرى جشن آتش افروزى بزرگى تدارك دید. او دستور داد تا هیزم بسیارى گرد آوردند و نفت و آلات آتش افروزى تدارك دیدند. استادان آتش افروز جمع شدند، مشعلها ساختند و بر سر هر كوه و كمر و پشته ، توده ها و مشعلها گذاشتند، كلاغها و بازها به كمك آتش بازان شتافتند و آسمان تاریك آن مقطع سیاه تاریخ ایران را به نور مشعلهاى خویش كه بر منقارها و پاها داشتند، روشن ساختند(462).

و: آتشكده ها؛
مسعودى مورح اسلامى آشكده بزرگ استخر فارس را دیده و چنین توصیف كرده است :... بنائى زیبا و با شكوه ، با ستونهائى از سنگ یك پارچه ك با قطر و ارتفاع حیرت انگیز، بر فراز آن اشكال عجیب و غریب از حیوانات ؛ اسب و... كه از لحاظ شكل و عظمت انسان را به حیرت مى انداخت . در اطراف ساختمان خندقى وسیع و دیوارى از سنگهاى عظیم با صور فراوانى بر آن . مردم آن ناحیه این صور را شمایل پیامبران سلف مى دانند(463). بر قبور پادشاهان هخامنشى واقع در نقش رستم آتش ‍ دان هائى دیده مى شود كه در آنها آتش مقدس در حال اشتعال است (464). در ایران باستان سه آتشكده بسیار معروف و مشهور بودند: آتشكده مخصوص پادشاهان در آذربایجان ، آتشكده موبدان و اصناف در استخر فارس ، آتشكده كشاورزان و... در شمال غربى نیشابور در كوههاى ((ریوند)). این آتشكده در قریه ((مهر)) سر راه خراسان به یك فاصله از میاندشت و سبزوار قرار داشته است . شواهد باستان شناسى آشتكده هاى بسیارى در شهرهاى ایران را نشان مى دهد. تواریخ نیز به آتشكده هاى بسیارى اشاره دارند از جمله : آتشكده طوس ، نیشابور، ارجان فارس ، سیستان ، اصفهان ، قزوین ، شیروان ، رى ، قلعه دختر، قم ، فیروز آباد، فارس ، قصر شیرین و... برخى معتقدند كه خیابان ((آذر)) شهرستان قم به طرف آتشكده دوره ساسانى ادامه داشت است (465). ((تاریخ قم )) بر وجود زرتشتیان در این شهر تصریح مى كند. نخستین گروه مهاجر عرب به قم ، بر زرتشتیان كه ساكنان اصلى این ناحیه بودند، شبیخون زدند و قلع و قمع شان كردند.
آتشگاه را در مكانى قرار مى دهند كه اطراف آن باز باشد. در آتشكده كانون ویژه اى براى افروختن آتش وجود دارد كه جز
((اتربان )) یا موبد نگهبان آتش كسى دیگر حق ورود به ان مكان را ندارد. ((اتربانان )) كه به طرف آتش مى روند، باید ((پنام )) یعنى ((دهان بند)) ببندند تا دم ایشان آتش ‍ مقدس را نیالاید. در سمت راست آتشگاه اطاقى وسیع و چهارگوش قرار دارد كه به قسمتهاى متعدد و مساوى تقسیم شده و هر یك را براى كار خاصى در نظر گرفته اند. این اطاق را ((یزشن گاه )) یعنى ((مكان تشریفات عبادت )) مى گویند. آفتاب نباید بر آتش بتابد، زیرا كه آن را آلوده مى سازد. براى جلوگیرى از تابش آفتاب بر آتش ، آتشگاه را در وسط آتشكده مى ساختند. آتش مقدس انواع گوناگون دارد: آتش خانه ، آتش ‍ قبیله ، آتش قریه ، آتش آذران ، آتش ایالت . نگهبان آتش را مانبذ مى گفتند. براى حراست و نگهدارى آتش هیئتى از روحانیون زیر نظر یك موبد انجام وظیفه مى كردند. آتشكده به بوى كندر و سوختنى هاى معطر دائما خوشبو است . آتش را با قطعات چوبى كه طى مراسم ویژه مذهبى تطهیر شده ، نگاه مى داشتند. این چوبها غالبا از گیاهى موسوم به ((هذانه اپنا)) بود و روحانى نگهبان آتش دائما به وسیله چوبى كه آن را ((برسم )) مى خوانند و مطابق آداب ویژه اى بریده شده است ، آتش را روشن و ادعیه اى را تلاوت مى كند. آنگاه روحانیون دیگر ((هومه )) یا ((هوم )) را نثار مى كنند در اثناى قرائت ادعیه ، روحانیون شاخه گیاه (هومه ) را پس از تطهیر در هاون مى كوبند.
آلات و ادوات آتشكده عبارت است از:
1 هاون ؛ براى فشردن هوم یا گیاه مخصوص مورد استفاده است .
2 دسته هاون ؛ كه براى همین منظور بكار مى رود.
3 چوب برسم كه
((موبد)) مخصوص آتش را به وسیله آن مشتعل نگاه مى دارد. در فرهنگ فارسى آمده است كه : به شاخه هاى باریك گیاهى برسم گویند. ((برسم )) را از درخت ((هوم )) مى برند. ((هوم )) درختى است شبیه ((گز)). اگر ((هوم )) نباشد، از شاخه درخت ((گز)) و یا از شاخه هاى ((انار)) استفاده مى شود. براى بریدن هوم تشریفات خاصى دارند: براى بریدن هوم از كاردى استفاده مى كنند كه دسته آن نیز از آهن باشد. آن كارد باید تكاملا تطهیر شود. سپس ((زمزمه )) اى به عنوان دعائى كه در موقع عبادت و غسل و طعام مى خوانند، خوانده مى شود. آنگاه ((برسم )) را از درخت هوم مى برند. در حال حاضر ((برسم )) را از فلز نقره یا برنج مى سازند.
4 برسمدان . 5 كارد كوچك . 6 چند جام براى هوم و آب مقدس . 7 چند پیاله كوچك به نام
((طشت )) براى هوم ؛ این طشت نه سوراخ دارد. 8 ((رسن ))؛ ریسمانى كوچك از موى گاو كه شاخه هاى ((برسم )) را با آن بهم مى بندند.
9 سنگ بزرگى به نام
((ارویس گاه )) كه چهار گوشه است و آلات مزبور را روى آن مى گذارند(466).
پس از اسلام آتشكده ها هم چنان به قوت خود باقى بود.
((استخرى )) در كتاب ((مسالك و ممالك )) از آتشكده هاى ((فارس )) یاد مى كند:
1 آتشگاه كاریان ، 2 آتشگاه بارین ، 3 آتشگاه خره كه زرتشتیان به آن سوگند یاد مى كنند، 4 آتشگاه شیر خشین ، 5 آتشگاه كارتیان در شیراز، 9 آتشگاه هرمز در شیراز، 10 آتشگاه مسوبان در ورقان .
((بلاذرى )) مى گوید در سال 22 هجرى وقتى آذربایجان فتح شد، مردم آن دیار با فاتحان پیمان بستند كه هشتصد هزار درهم بپردازند و آنان آتشكده ها را ویران نسازند. آتشگاه معروف ((گشتاسب )) در ((شیزه )) آذربایجان قرار داشت .
گویند آتشكده قومس (معرب كومس ، شهرستانى در جنوب كوه طبرستان كه مركز آن دامغان بوده است و آن را حریس نیز گفته اند)، از تخریب اسكند مقدونى مصون ماند و آتش آن خاموش نگردید. در كرمان آتشكده اى وجود داشته است كه زرتشتیان از آتش آن به دیگر نقاط ایران مى برده اند.
(467)
((شهرستانى )) مى گویند: نخستین كسى كه آتشكده بنا كرد، ((فریدون )) بود كه در ((طوس )) آتشكده اى بساخت . آخرین آتشكده را ((بردسون )) در ((بخارا)) بنا نهاد. ((بهمن )) در ((سجستان )) آتشكده اى بنا كرد كه آن را ((گرگر)) مى گفتند. زرتشتیان در نواحى ((بخارا)) آتشكده اى بر پا كردند كه آن را ((قیاذات )) مى گفتند. ((كیخسرو)) در فارس و اصفهان آتشكده اى ساخت كه آن را ((كوسه )) مى گفتند. سیاوش در چین ((آتشكده گنلكرز)) را ساخت . ((ارجان )) نیاى گشتاسب در ((ارجان )) از شهرهاى فارس آتشكده اى ساخت . این آتشكده ها قبل از ظهور زرتشت ساخته شده است . زرتشت نیز آتشكده اى را در نیشابور و در نسا بنا كرد. گشتاسب دستور داد تا آتشى را كه جمشید جم برافروخت ، براى او بیاورند. آتش جمشید جم را در ((خوارزم )) پیدا كردند. این آتش را مجوسیان بسیار احترام كنند. ((كیخسرو)) چون به جنگ ((افراسیاب )) رفت ، در مقابل آن آتش به سجده افتاد. ((انوشه روان )) آن آتش را به ((كاریان )) فرستاد و قسمتى از آن را به ((نسا)) روانه كرد. ((شاپور)) فرزند ((اردشیر)) در ((روم )) و ((قسطنطنیه )) آتشكده هائى بنا كرد و این آتشكده ها تا دوران ((مهدى )) خلیفه عباسى آباد بود. ((توران دخت )) در ((بغداد)) یا نواحى آن آتشكده اى بر پا داشت (468). آتشكده آذر جو دارابجرد، بنا به گفته مسعودى به دستور زرتشت توسط گشتاسب ساخته شده است . اسفندیار ساختن آتشكده ها را ترویج و تشویق مى كرد. در آذربایجان و بلخ ، ارز روم (تركیه )، در هند و روم و چین و... آتشكده هائى ساخته شد(469). در عهد زرتشت آتشكده هائى ساخ 9ته شد كه اهم آنها به قرار ذیل است :
1 آتشكده آذربایجان ؛ ویژه پادشاهان و خاندان سلطنتى .
2 آتشكده استخر پارس ؛ ویژه موبدان .
3 آتشكده ریوند سبزوار (یا آتشكده مهر)؛ ویژه كشاورزان .
به دستور شاهان ساسانى و موبدان در مراكز و نقاط مختلف ایران ، آتشكده هائى بر پا مى كرده اند.
((كریتر هربد)) موبد بزرگ عصر شاپور اول دستور داده بود كه در سراسر كشور آتشكده هائى بسازند. او ((مغان )) را به نگهبانى آتشكده ها مى گماشت . پوران دخت ساسانى دستور داد كه در بلخ و طوس و اصفهان و كرمان و سجستان و بغداد آتشكده هائى بسازند. هر جا كه ارتش ساسانى قدم مى گذاشت ، آتشكده هائى در آن بر پا مى گردید. آتشكده هاى انطاكیه ، ارمنستان ، گرجستان ، چین ، روم و... از اقدامات ارتش ‍ ساسانى است