تبلیغات
wellcome to chinovat - آیین زرتشت بخش2
پنجشنبه 29 بهمن 1388

آیین زرتشت بخش2

   نوشته شده توسط: javad barghi    

آیین زرتشت بخش2                                                                                             عقیده محققین معاصر در این باره
((جان ناس )) مى گوید كه : كتاب مقدس زرتشتیان ، ((اوستا))، مجموعه اى از مطالب گوناگون و بى ارتباط با هم است . این كتاب ، باستانى ترین كتاب ادبیات جهان بشمار مى رود كه قسمت عمده آن از بین رفته است . مهمترین قسمت موجود اوستاى فعلى ، یسنا است كه مشتمل بر گاتها یعنى سروده هاى زرتشت مى باشد كه به لهجه محلى بسیار كهن سالى (نزدیك به زبان وداها) سروده شده است . از این مجموعه اطلاعاتى در مورد زمان حیات زرتشت و اندیشه هاى او بدست مى آید. قسمتهاى دیگر اوستا عبارتند از: ویسبرد، وندیداد و یشت ها كه شامل سرودها و نغمات و... مى باشند اوستاى كوچك (خرده اوستا) به لحاظ وثوق به پاى یسنا نمى رسد، زیرا در قرون بعد تاءلیف شده است (396)
((ملك الشعراى بهار)) مى گوید: اوستاى هخامنشیان 21 كتاب بود كه مشتمل بر 815 فصل مى شده است . در عهد ساسانیان كه به جمع آورى اوستاى پراكنده پرداختند، فقط 348 فصل از آن بدست آمد كه آن را به 21 نسك تقسیم كردند(397).
((فلیسین شاله )) مى گوید: كتاب مقدس آئین مزدا، اوستا و یا زند اوستا است . اوستا متن و زند تفسیر آن است . این نوشته هاى مقدس فقط در قرن سوم میلادى گردآورى شد و در قرن چهارم میلادى به عنوان كتاب شریعت زرتشت اعلام گردید.
گاتها به عصرى بسیار پیشین تر تعلق دارد و تاءلیف زرتشت است
(398).
دكتر وحیدى مى گوید: كتاب
((اوستا)) مربوط به ((اتوزرتشت )) است .
((اوستا)) زبانى است كه كتاب ((اتوزرتشت )) به آن نوشته شده و لذا ((اوستا)) نام گرفته است . ((اوستا)) داراى دو بخش جداگانه است ، بخشى مربوط به شخص زرتشت است و بخشى كه در طى روزگاران دراز مخصوصا دوره ساسانى بر آن افزوده شده است . بخش اصلى اوستا ((گاتها)) است كه حاوى اندیشه هاى ژرف زرتشت است . براى شناخت كیش زرتشتى مى باید ((گاتها)) را خواند. بخشهاى دیگر ((اوستا)) كار موبدان است . در اوستا مطالبى دیده مى شود كه مربوط به پیش از زرتشت است . ((اوستا)) قبل از اسلام به 21 نسك تقسیم شده بود كه بسیارى از این نسكها از بین رفته است . آنچه باقى مانده ، به قرار ذیل است :
1 یسنا؛ كه به معنى نیایش است و داراى 72 بخش مى باشد.
2 گاتها؛ 17 گات است كه به شعر سروده شده و در بردارنده ژرف ترین و رساترین گفته هاى فلسفى زرتشت مى باشد.
3 یشت ها؛ كه ستایش و نیاز است و 21 بخش مى باشد. به نظر مى رسد بخشى از آن متعلق به دوره قبل از زرتشت باشد.
4 ویسبرد؛ شامل 24 بخش است كه اوراد بزرگان گفته مى شود.
5 وندیداد؛ كه در اصل وى دیود است یعنى قانون منددیو كه داراى 22 بخش است . این كتاب مربوط به دوره هاى قبل از زرتشت است .
6 خرده اوستا؛ یعنى اوستاى كوچك كه شامل ادعیه روزانه است . این كتاب به وسیله موبدان زرتشتى دوره ساسانى گردآورى شده و ضمن این كه داراى اندیشه هاى
((گاتها)) است ، اندیشه هاى دوره قبل از زرتشت و اندیشه هاى دوره ساسانى را نیز در بردارد. الفباى اوستا 48 حرف است كه آن را ((دین دبیره )) یا ((خط دبیر)) مى گویند. ((زند و پازند)) گزارش ‍ و تفسیرى از اوستا به زبان پهلوى است كه در زمان ساسانیان نوشته شده است . ((پازند)) شرحى است بر ((زند)) كه به زبان ((پارسى درى )) نوشته شده است ، هر چند كه واژه هاى ((آرامى )) را نیز دارد. در ادبیات خارجى معمولا به اوستا، ((زند اوستا)) مى گویند(399).
((هنر یك ساموئل پنیرك )) مى گوید: دلیلى بر وجود یك كتاب مزدیسنى قبل از زمان ساسانیان در دست نیست . پس از حمله اسكندر به ایران مطالبى تاءلیف شد كه نام آن را ((اوستا)) گذاشتند. در زمان ساسانیان این واژه را ((اوستاغ )) تلفظ مى كردند. سریانیان مسیحى با این واژه آشنا بودند. كهنه ترین صورت این واژه ((اپستاك )) است كه به معنى ((پایه )) و ((بن )) مى باشد. در زمان ساسانیان مردم به زبان اوستائى سخن نمى گفتند. بر اوستا تفسیرى نوشته شد كه ان را ((زند)) گفتند و در زبان اروپائى به ((زند اوستا)) مشهور است . اوستا به صورت كتاب اصلى روایات دینى در زمان ساسانیان درآمد كه سرودهاى آسمانى منسوب به زرتشت است ...(400).
گفته مى شود كه
((زنداوستا)) به صورت رقعات بوده و بعد به صورت اوستا تدوین شده است و ((خرده اوستا)) نام گرفته است (401). بسیارى از دانشمندان بر این باورند كه اوستا تا سده ششم و هفتم میلادى دوره ساسانى ) همچنان سینه به سینه حفظ شده و در آن زمان كتابت گردیده است .
خط اوستائى اختراع همان دوران است
(402)
توضیحات پورداوود پیرامون اوستا و بخشها و شرح هاى آن
پورداوود توضیح مى دهد كه ((زند و پازند))، شرح الشرح )) اوستا است ؛ به این صورت كه ((زند)) تفسیر متن اوستاست و ((پازند)) تفسیرى بر ((زند)) است (403). اوستا داراى معانى گوناگونى است كه مجموعه سخنان زرتشت است . این كتاب به فرمان گشتاسب شاه ایران نگاشته شد. منابع اسلامى متفق اند كه اوستا بر روى پوست گاو (12 هزار پوست ) با طلاى ناب نوشته شده بود. این اوستا در چهار نسخه نگارش ‍ یافته بود كه یكى در آتشكده آذر گشسب (آذربایجان ) و دومى در تخت جمشید و سومى در آتشكده بلخ بود و چهارمى را تحویل یك براهمى دادند كه با مریدانى بسیار براى انحراف و انصراف زرتشت از ادعاى خود، از هند به بلخ آمده بود، ولى خود او به زرتشت ایمان اورد. نسخه اى كه در آتشكده بلخ بود، براثر حمله تورانیان كه منجبر به كشته شدن زرتشت گردید، از میان رفت و نسخه تخت جمشید بدست اسكندر به آتش كشیده شد. از دیگر نسخ اطلاعى در دست نیست . محققان گویند كه ((اوستا)) در دوره هخامنشى به زبان اصلى خود نوشته و تدوین شد؛ آن گونه كه قبلا در خاطره ها وجود داشت . زبان اوستائى از ریشه سانسكریت است و لهجه یكى از ایالات ایران بوده است كه از راست به چپ مى نوشتند و نمونه هائى از الفباى آن در كتیبه ها موجود است ، اگر چه از خط اوستائى اثرى باقى نمانده است . اوستاى دوره هخامنشى در دو نسخه تدوین گردید؛ یكى را در استخر فارس در دبیرخانه شاهى (گنج نبشت ) یا كتابخانه سلطنتى گذاشتند كه با آتش اسكند بسوخت و دومى را آتشكده آذرگشسب (گنج شاپیگان ) نهادند كه به فرمان ((اسكندر)) به یونانى ترجمه شد. از ان پس ، قرنها بود كه اوستا فقط در خاطره ها محفوظ بود.
((بلاش اشكانى )) به تدوین آن همت گمارد؛ ولى توفیق كامل نیافت . بعدها ((اردشیر پاپكان )) مؤ سس سلسله ساسانى و مروج آئین زرتشت با كمك شوراى روحانى و ریاست ((تنسر)) (هیربدهیربدان ) ((اوستا)) را از سینه ها و خاطره ها درآورد و مكتوب داشت . گفته مى شود كه ((تنسر)) به ((یونان )) رفت و اوستاى دوران اسكندر را با خود به ایران آورد. آنگاه به فرمان ((شاپور اول )) پسر ((اردشیر))، علوم گوناگون آن عصر (ستاره شناسى ، طب ، فلسفه ، تاریخ ، جغرافى و...) را از هند و یونانى و سریانى و... ترجمه كرده و ضمیمه ((اوستا)) نمودند. در زمان ((شاپور دوم )) اختلافات مذهبى باعث گردید كه اوستا مورد تجدید نظر قرار گیرد. در این زمان ((اذرباد مهراسپند)) (310 379 م .) ماءمور این كار شد. این فرد یكى از ((موبدان )) مشهور زمان بود كه كراماتى را به وى نسبت مى دهند. سرانجام ((اوستا)) در این زمان تدوین شد و رسمیت یافت . اوستاى دوره ساسانى را به سه ((بهر)) و هر ((بهر)) را به هفت ((نسك )) تقسیم كرده اند. اسامى بهرها عبارت است از: گاسانیك ، هایتگ مانسریك ك دانیك . ((بهر اول )) درباره پیدایش جهان ، بهر دوم درباره علوم ، بهر سوم در خصوص ادعیه و مناجات مى باشد. اسامى 21 نسك اوستا عبارت است از: 1 بهر گاسانیك ، 2 سوتكرنسك ، 3 ورشتمان سرنسك ، 4 بغ نسك ، 5 سپنته نسك ، 6 هاتخت نسك ، 7 تسوت نسك ، 8 بهرهاتك مانسریك ، 9 دامدات نسك ، 10 ناترنسك ، 11 پازكسانسك ، 12 اتورات نسك ، 13 بریش نسك ، 14 كشكیرروب نسك ، (بهر دانیك ) 15 وشتك نسك ، 16 بغان نسك ، 17 نیكاتوم نسك ، 18 گنه پاسوئرت نسك ، 19 هویسارم نسك ، 20 ساكاتوم نسك ، 21 وندیداد نسك . خلاصه این كه اوستاى مدون توسط این موبد مشهور به پنج قسمت تقسیم مى شود:
11 یسنا، شامل 72 فصل كه 17 فصل آن را گاتها تشكیل مى دهد.
2 ویسبرد، به معناى سروران ، مجموعه اى از ملحقات یسنا شامل 24 فصل است .
3 وندیداد، قوانین و احكام ، داراى 22 فصل است .
4 یشت ها، داراى 21 فصل ، هر فصلى در ستایش یكى از فرشتگان مى باشد.
5 خرده اوستا، شامل ادعیه گوناگونى كه توسط
((آذرپادما را سپند)) از دیگر قسمتهاى اوستا جمع آورى شده است .
اوستاى زمان هخامنشیان داراى هزار فصل بوده كه در زمان ساسانیان 348 فصل آن باقى مانده و شامل 345700 كلمه بوده است .
((فردوسى )) در ((شاهنامه )) اوستا را 1200 فصل مى داند. اوستاى موجود شامل 83 هزار كلمه است .
اوستاى دوره هخامنشى به زبان اوستائى نوشته شد و قسمتى از آن كه در زمان اشكانیان تدوین گردید، به زبان پهلوى اشكانى نوشته شد. اما در دوره ساسانى ، زبان
((اوستائى )) منسوخ شد. ابتدا به خط ((پهلوى )) ساسانى نوشتند و در حدود قرن ششم میلادى كه خط ((دین دبیرى )) بوجود آمد، ((اوستا)) را با آن خط نوشتند. كهن ترین نسخه اوستا، اوستائى است كه در حال حاضر در ((دانمارك )) موجود مى باشد.
اوستاى دوره ساسانى به نام
((گزارش )) معروف بود. گزارش معناى ((زند)) است بر ((زند)) تفسیرى نوشته شد و ((پازند)) نامیده شد. برخى محققان معتقدند كه این تفسیر و ترجمه دقیق درست نیست ، زیرا در آن دوران كسى زبان اوستاى را نمى دانست . ((خسرو پرویز)) بار دیگر هوشیارترین ((موبدان )) را ماءمور كرد تا شرح و تفسیرى نوین بر اوستا بنویسند(404).

بخشهاى اوستا؛
الف : یسنا.
((یسنا)) مهمترین بخش ((اوستا))ست . كلمه ((یسنا)) به معنى ((ستایش و پرستش )) است . ((یسنا)) از ریشه ((یزد)) و ((یزت )) گرفته شده كه ((ایزد)) و ((ایزدان )) نیز از آن مشتق گردیده است .
یسنا شامل 72 فصل كه هر فصل را
((هائیتى )) گویند، مى باشد. ((هائیتى )) به معناى ((پیوند)) است كه در برخى فصول اوستا به آن اشاره شده است . ((یسنا)) را در مراسم مذهبى ، دو ((موبد)) به نامهاى ((زوت )) و ((راسپى )) با هم مى خواندند.
17 فصل از 72 فصل یسنا به نام
((گاتها)) معروف است كه شامل سرودهاى مذهبى است . ((گاتها)) به پنج قسمت تقسیم شده است گ
1 اهنودگات ؛ داراى 7 فصل (از فصل 28 تا 34، شامل 300 خط و 2100 كلمه مى باشد).
2 اشنودگات ؛ داراى 4 فصل (از فصل 43 تا 46 شامل 330 خط و 1850 كلمه مى باشد).
3 اسپنتامینوگات ؛ داراى 4 فصل (از فصل 47 تا 50، شامل 146 خط و 900 كلمه است ).
4 وهو خشرتره گات ؛ داراى 1 فصل ، فصل 51، شامل 66 خط و 450 كلمه است .
5 وهیشتوگات ، داراى 1 فصل ، فصل 53، شامل 36 خط و 260 كلمه است .
جمع گاتها 17 فصل ، 896 خط و 5560 كلمه مى باشد.
در گاتها نام
((مزدا)) 200 بار و اسم ((زرتشت )) 16 مرتبه و نام ((اشا)) (اردى بهشت ) 180 بار و نام فرشته ((هومن )) (بهمن ) 130 بار آمده است . گاتها از قدمت و اعتبار بیشترى برخوردار است و از جهاتى شباهت بسیار به متون مذهبى ریگ ودا دارد و نیز شبیه نغمات داوودى در زبور مى باشد. علت این است كه در گذشته مردم خداوند را با كلمات منظوم ستایش مى كرده اند و این اقتباسى است از دوران بدویت مذهب و عصر بت پرستى . در تلقى بدویان مذهبى ، خدایان را از آواز و ترانه خوش ‍ آید.
در ادوار گوناگون
((یسنامزدا))، ((امشاسپندان ))، ((یزدات ))، ((زرتشت )) و... مورد ستایش قرار مى گرفتند. هر یك از قسمتهاى ((اوستا)) در مراسم ویژه اى (اعیادك نذورات و...) خوانده مى شود. بعضى فقرات آن براى جلوگیرى از تاءثیر ((اهریمن )) (فصل 61) خوانده مى شد. در مواردى جچند ((دیوها)) نكوهش شده اند (یسنا 12) و به ((گرسا)) دشمن دین حمله گردیده اسست (فصل )) بند 24). در هنگام تهیه ((نان فطیر)) فصلهاى 3 الى 5 ((یسنا)) را مى خوانند و آن را ((سروش درون )) گویند، زیرا براى ((فرشته سروش )) نذر مى كنند و نیز هنگام تهیه ((هوم )) (شراب مقدس ) فقرات 22 تا 27 ((یسنا)) مى خوانند.
((كریستن سن )) مى گوید ((یشت ))هاى 10 و 19 از همه قدیمى تر است .
((بار تلمه )) یشت 15 را از بقیه قدیمى تر مى داند. او یشت )) (وندیداد) را ساخته زمان اشكانیان مى داند و معتقد است كه ((یشت )) 16 در اواخر دوره اشكانى ساخته شده و ((خرده اوستا)) در عصر ساسانى تدوین گردیده است . اوستاى دوره ساسانى ثلث یا ربع اوستاى اصلى بوده است و هیچ ماءخذى قبل از آن در دست نیتس .
علت آن است كه آئین زرتشت از حمله اسكندر تا زمان اردشیر پایكان به مدت نزدیك به شش قرن فاقد كتاب و مركزیت بوده و روشن نیست براى تدوین جدید اوستا از چه منابعى استفاده شده است . بدون شك بسیارى از آداب و عقاید ملل دیگر در این آئین راه یافته است . پس از مهاجرت زرتشتیان ایران به هندوستان در قرن
)) میلادى آنها در آنجا به گردآورى كتب خود پرداختند و اوستائى جدید تدوین كردند كه از اوستاى دوره ساسانى دوره ساسانى كم حجم تر بود. ((پورداوود)) محقق مشهور متعصب و افراطى ایرانى با همت زرتشتیان هند براى نخستین بار ((اوستا)) را با استفاده از زبانهاى باستانى هند و دیگر منابع مربوطه به فارسى ترجمه كرد(405)
ب : یشتها؛
((یشتها)) نیز از قسمتهاى مهم ((اوستا)) است . ((یشت )) به معناى ((فدیه )) و((نیایش )) است . این بخش شامل 21 فصل بوده و هر فصلى در تعریف و توصیف وستایش یكى از فرشتگان یا ((امشاسپندان )) مى باشد و هر یك از آنها در موقع ویژه اىخوانده مى شود. مثلا در ماه فروردین ((یشت )) مربوطه را در 19 فروردین ماه ، روز((فروردینگان )) مى خوانند. یا مهر یشت را در روز مهرگان (16 مهرماه ) در تعریف مهر (خورشید) بیان مى دارند. و تیر یشت را در جشن ابریزگان (= تیرگان ) مى خوانند.اسامى فصول كه با ذكر نام فرشته مخصوص ‍ آن معروف است ، عبارت است از: 1 هرمزدیشت ، 2 خرداد یشت ، 3 ماه یشت ، 4 مهریشت ، 5 فروردین یشت ، 6 دین یشت ، 7 زامیانیشت ، 8 هفت امشاسپندان ، 9 آبان یشت 10 تیریشت ، 11 سروش یشت ، 12 بهرام یشت ،13 اردى بهشت یشت ، 16 خورشید یشت ، 17 گوش ‍ یشت ، 18 اشن یشت ، 19 رام یشت ،20 اشنادیشت ، 21 ونندیشت (406)
ج : وندیداد؛
((وندیداد)) نیز یكى از بخشهاى مهم پنجگانه ((اوستا)) است . این كلمه به معناى ((قانون علیه دیوها))ست و در آن آداب و رسوم مذهبى و احكام و مجازاتهاى دنیوى و اخروى وجود دارد. و بیشتر قوانین جزائى كه علیه تبهكاران و گناهكاران پیش بینى شده مانند تازیانه زدن ، محو حشرات موذى و انجام كارهاى نیك در این كتاب آمده است . وندیداد یك كتاب فقهى است كه حاوى 22 ((فصل )) یا ((فركرد)) مى باشد.
هر فصلى درباره یك موضوع بحث مى كند كه به شرح زیر مى باشد:
فصل اول ؛ از بهترین چیزها و شهرها سخن گفته : 1 بهترین مكانها، مسكن آریا است كه ده ماه گرما و دو ماه سرما در آن حكمفرماست . 2 كاوه كه مركزش سغد است . 3 مرو، دیر مقدس ، 4 بلخ قشنگ ، 5 نساء، بین مرو و بلخ ، 6 هرات ، 7 دكرات ، 8 اورداى 9 ختته كه مركزش گرگان است . 10 هومنت ، 11 رى كه در آن سه نژاد است . 12 مخرم ، 13 گیلان كه محل تولد فریدون قاتل ضحاك است . 14 هفت رود، 15 ملكى (روم ) كه بدون شاه حكومت مى كند.
فصل دوم ؛ اهورمزدا در پاسخ زرتشت فرمود: قبل از تو با جمشید، زیبا و مقدس سؤ ال و جواب نمودم و به علت كفرى كه گفت ، از ریاست بر مردم بر كنار گردید؛ ولى بعد از آن كه هزار سال با پاكى پادشاهى كرد، مردم فاسد شدند، به جمشید خبر دادم كه برف و سرماى زیادى خواهد آمد و تمام خانه ها، دره ها و قلعه ها را آن سرما فرا خواهد گرفت . در آن موقع ، تو غارى به شكل مربع بساز كه هر ضلعش به درازاى یك میدان اسب باشد. و از حیوانات و سبزیها و خوراكیها و زنان و مردان خوب در آن غار جاى ده .
فصل سوم ؛ بهترین امكنه جائى است كه مرد مقدس ، هیزم مقدس در دست داشته و آتش ، آب و گاو و گوسفند، زن و فرزند و اهل بسیار و علف بسیار، سگ فراوان ، مواشى ، چراگاه و اسباب زندگى زیاد، و زمین پر آب داشته باشد. بدترین مكانها قبر انسان یا سگ مرده است . خوشا به حال فردى كه زمین را براى كشت و كار زیر و رو كند و سوراخ حشرات را كه آفریده اهریمن هستند، نابود نماید. و علف و غله و درخت بكارد.
فصل چهارم ؛ در بیان انواع وعده هاى دنیوى و اخروى است و در فضیلت آموزش و پرورش و زن گرفتن و فرزند داشتن و داشتن غلام و گوسفند و اسب .
فصل پنجم ؛ آتش فرزند اهورامزد است . مرد گناهكار نزد موبد توبه كند و او، ثلث گناه او را بریزد. اگر كسى در میان جمع خوابیده باشد و بمیرد، بقیه افراد نجس مى باشند. و اگر كسى در میان گروهى از گله گوسفند و... بمیرد، تا هشت گوسفند نجس است و اگر سایر سگان باشند، افراد كمترى را نجس ‍ مى كنند.
زنى كه بچه مرده بزاید، محل او را سى قدم از آب و آتش و از مردان مقدس ‍ و مذهبى سه گام دور نموده و لباس و خوراك جداگانه براى او فراهم نمایند. و مقدارى ادرار گاو نر، چند قطره ، و مقدار كمى خاكستر در رحم او بریزند و آنگاه با شاش گاو او را بشویند تا پاك شود. زن حائظ را با لباس زن بچه مرده زائیده ، بپوشانند.
فصل ششم ؛ كشاورزى كه زمین را شخم مى زند، باید استخوان ، مو، ناخن و ادرار آدم و سگ و خون را از آن زمین دور سازد؛ و گرنه با تازیانه مجازات مى شود. مرده سگ و آدم آب را كدر و نجس مى كند. اگر در چاه و یا قنات افتد، حداقل 5/1 آنرا باید بكشند تا پاك شود و در آب جارى 3 قدم و برف و تگرگ را تا 4 قدم در اطراف ، نجس مى كند.
فصل هفتم ؛ ادرار گاو نر از مطهرات است و كثافات مرده مانند بول و منى و سایر اشیاء را پاك مى كند. كسى كه مرده حیوانى را نزدیك آتش ببرد، براى همیشه نجس باشد. پزشكان ابتدا عملى را درباره دیو پرستان آزمایش ‍ نمایند و مزدا پرستان را معالجه كنند. آنگاه حق العلاج را نوشته و اگر بیمار سرپرست و رئیس خانه باشد كه او را درمان كنند، یك خر ماده یا معادل آن را پزشك دریافت كند...
فصل هشتم ؛ كسى كه نزدیك مرده آدم و سگ برود، باید بدن خود را با ادرار گاو نر و آب طاهر بشوید...
فصل نهم ؛ درباره مس میت و چگونگى طهارت آن و دورى از آب و آتش و حیوان و همسر و... و غسل كردن و تشریفات آن .
فصل دهم ؛ براى جلوگیرى از حمله دیوان باید گاتها را خواند و بحث از طهارت وجدان .
فصل یازدهم ؛ مطالبى در مورد آتش ، آب ، درخت ، مرد پركار، زن ، زرتشتى ، آفتاب و سایر مخلوقات خوب و خواندن دعاى تطهیر بیان گردیده است .
فصل دوازدهم ؛ درباره مرگ نزدیكان ، مانند پدر، مادر، برادر، خواهر، زن ، عمو، عمه ، دائى ، خاله و... مطالبى ذكر گردیده است كه براى انجام هر كدام چند روز باید دست از كار كشید.
فصل سیزدهم ؛ جوجه تیغى روزى هزار ضربه بر اهریمن زند. در مقابل ، موش صحرایى هزار ضربه بر اهورامزدا وارد مى كند. كشنده اولى را باید هزار تا زیانه زد و كشتن دومى كفاره گناهان است . انواع مجازات سگها و مجازات كشنده آنها. هر سگ داراى هشت خصلت است .
فصل چهاردهم ؛ سگ آبى هزار رو سگ خشكى دارد. كسى كه او را زخمى نماید یا بكشد، باید ده هزار پشه و هزار مگس را بكشد و اسلحه یك لشكر را بدهد و یا یك دختر باكره به مرد مقدس اهداء نماید. زمین زراعتى و 14 حیوان كوچك بدهد، و 14 توله سگ پرورش دهد.
فصل پانزدهم ؛ گناهان بزرگ عبارتند از: كافر شدن ، سگ پاسبان یا گله را داغ زدن و یا استخوان او را شكستن ، سگ حامله را زدن یا ترساندن به طورى كه در گودال افتد. با زن حائض نزدیكى كردن ، با زن حامله وطى كردن به طورى كه زخمى شود. كسى كه با دختر باكره نزدیكى كند، باید خرج او و مادرش را بدهد و...
فصل شانزدهم ؛ وظایف زن حائض و دورى او از عناصر و افراد مقدس و تطهیر او با ادرار گاو نر و آب .
فصل هفدم ؛ باید مو و ناخن را در گودالى دور از آب و آتش و مرد مقدس ‍ بریزند، و باید آنها را چال كنند؛ زیرا روى زمین را نجس مى كند.
فصل هجدهم ؛ كسى كه اشتباها براى دعا در برابر آتش دستمال جلو دهان بگیرد، مورد نكوهش قرار گرفته است . بهترین پرهیزكارى عبارت از گفتار نیك و كردار نیك است . سروش (جبرئیل ) از دیو پرسید: چه چیز تو را بدون نزدیكى ، باردار مى كند؟ دیو گفت : 6 دسته از مردم : 1 كم فروشان 2 كسى كه ایستاده ادرار مى كند 3 كسى كه در خواب محتلم شود و دعا نخواند 4 زناكار 5 پس از بلوغ كمربند مخصوص (كشتى ) نبندد 6 با زن حائض نزدیكى كند.
فصل نوزدهم ؛ جریان نبرد اهریمن با زرتشت و غلبه دائمى بر اهریمن . زمان شوشیانس كه از شرق متولد مى شود و سپس از وضع افراد در پل چینوات (پل صراط) سخن به میان آمده است .
فصل بیستم ؛ از انواع گیاهان صحبت كرده است .
فصل بیست و یكم ؛ از ابر و آب و... سخن گفته است .
فصل بیست و دوم ؛ از حیوانات پلید مانند مار، و بعضى حیوانات مطالبى آورده است .
د: ویسبرد؛
((ویسبرد))به معناى ((جاوید))، ((گردش زندگى )) و ((سروران )) است . این بخش از اوستا در واقع ستایشنامه اى است به پیشگاه اهورامزدا، زرتشت ، امشاسپندان ، ایزدان و سایر سروران جهان مینوى آسمان و زمین و آنچه در آنهاست . و نیز از جشنهاى دینى و مراسم مربوط به آنها سخن رفته است . (407)
ویسبرد شامل 22 یا 27 فصل است و داراى سه هزار و سیصد كلمه مى باشد. (408)
ه : خرده اوستا؛
به پهلوى ((خورتك اوستا)) یعنى ((اوستا كوچك )) نامیده مى شد. این بخش از((اوستا)) (پنجمین قسمت ) توسط موبد معروف عصر ساسانى ((آذر پادماراسپند))(نگهبان آتش ) تدوین شد. این كتاب شامل : ادعیه ، نیایش ، نماز، مناجات ایام مختلف وجنبشهاى دینى ، مراسم ازدواج و مرگ ، ایام خوشى و ناخوشى ، كفار گناهان ، رفعحاجات و... مى باشد .(409)
((نماز)) در آئین زرتشت به سه نام آمد است : 1 اشم و هو، 2 نیااَهو، 3 ینگهه هاتم . مطالب نماز، منظوم است كه قبلا جزء ((گاتها))بوده است و از اهمیت ویژه اى برخوردار مى باشد.
كمربستن یا نیرنگ كشتى بستن . هر زرتشتى باید از هفت سالگى كشتى ببندد و
((سدره )) بپوشد. این كمربند از هفتاد و دو رشته نخ پشم گوسفند سفید به وسیله زن موبد بافته مى شود. این كمربند به شش رشته از دوازده نخ تشكیل شده ، بافته مى شود. این هفتاد و دو نخ ، رشته هاى كالبد انسان را از گزند شیاطین محفوظ مى دارد. ((سدره )) عبارت است از لباس ‍ سفیدى كه با 9 تكه پارچه دوخته شده و طى مراسم ویژه اى كه به دعاى موبد همراه است ، بر تن كودك مى نمایند. گویا این رسم قبل از زرتشت نیز وجود داشته است .
دعاى
((چركرت دینیك )) را در مراسم مختلفه مى خوانند. نسخه اى از این دعا در سال 1754 میلادى بدست آمد. لذا برخى معتقدند كه این دعا
جعلى است زیرا در اوستا نیامده است .
دعاى سروش باژ مانند سایر ادعیه از قسمتهاى مختلف اوستا جمع آورى شده است كه پس از خواب زیر لب آهسته خوانده مى شود.
((باژ)) یعنى ((زمزمه كردن )) و ((سروش )) از فرشتگان است . این دعا در پنج بند براى توبه از گناهان نیز خوانده مى شود. ((هوشیارم )) به معناى ((سحرگاهى )) دعائى است از قطعات ((اوستا)) (ازیسنا گرفته شده ) كه شامل پنج بند مى باشد. ((پنج نیایش )) دعا و نمازى است كه مخصوص خورشید، ماه ، مهر، آب و آتش مى باشد. این دعا را از ((یشت ها)) گرفته اند. ((پنجگاه )) دعائى است كه در شبانه روز پنج بار خواند مى شود ((ائوگمه ئیجا))؛ شامل 29 دعا كه پنج تاى آن از ((اوستا)) گرفته شده است . در این رساله آمده است كه هیچ كس حتى موبدان و پادشاهان از مرگ نمى توانند فرار كنند، كه اگر كسى مى توانست ، باید ((كیومرث )) كه سه هزار سال جهان را از آسیب نگاه داشت ، و ((هوشنگ )) كه 3/2 اهریمنان را نابود كرد، و ((جمشید)) كه 616 سال و 6 ماه و 13 روز جهان را از مرگ بازداشت و ((ضحاك )) كه هزار سال و نیم روز جهان را دچار بدبختى كرد، از مرگ مى گریختند. پس مرگ به سراغ همه خواهند آمد.
((سى روزه ))؛ این قسمت نیز از ((اوستا))گرفته شده است . هر روز از این سى روز مربوط به یك فرشته است . (410)
((ارتاویرافنامك )) از كتب معتبره زبان پهلوى است . ((ارداویراف )) یكى از موبدانمشهور دوره اردشیر پاپكان و شاپور اول بود. گویند وى براى رفتن به ((معراج ))توسط هفت ((موبد)) بزرگ برگزیده شد و براى پیمودن این سفر روحانى وضوءگرفت و غسل كرد و معجون خواب آورى به نام ((منگ كشتاسبى )) بخورد و... هفت شبانهروز به معراج رفت و از محل آتشكده ((آذر تیغ )) قدم به جهان دیگر گذارد و از طبقاتگوناگون بهشت و جهنم دیدن كرد و مجازات گناهكاران را دید و جایگاه مردان پاك وانجمن ((اهورا مزدا)) و ((امشاسپندان )) و ((زرتشت )) را مشاهده كرد. در طى این سفر كدو فرشته به نام ((سروش )) یا ((جبرائیل )) و ((آذر)) او را راهنمائى مى كردند. او((پل صراط چسنوات )) را نیز دید(411).