تبلیغات
wellcome to chinovat - ادیان و مذاهب هند بخش6
چهارشنبه 28 بهمن 1388

ادیان و مذاهب هند بخش6

   نوشته شده توسط: javad barghi    نوع مطلب :تاریخ ،

ادیان و مذاهب هند بخش
آب پرستى یا مذهب آب پرستى در هند
گر چه این عنوان یعنى آب پرستى براى مردم امروز، باور ناكردنى است ، ولى آنچه از لابلاى اوراق تاریخ درباره گذشتگان و مردم پیشین بدست آمده ، روشنگر این مطلب است كه بشر، روزى بر این باور بوده ، و آب را به عنوان یكى از مظاهر پر قدرت جهان مى شناخته . گویا این عقیده پس از طوفان حضرت نوح علیه السلام در اعتقادات مردم راه یافته است .
انسانهاى پیشین از ترس و وحشت حادثه طوفان حضرت نوح علیه السلام احترامى بس فراوان براى آب قائل شدند و مظهر آن را به صورت مجسمه اى در آوردند و به عبادت و پرستش آن روى آوردند، و براى جلب رضایت آب قربانى كردند، عده اى در كشور مصر، رود نیل را عنوان خدائى دادند و مراسم ویژه اى براى آن بر پا كردند، از جمله اینكه : زیباترین دوشیزه را مى آراستند و با تشریفات خاصى او را به ساحل رود نیل آورده ، و دختر بیچاره را به كام امواج دریا مى سپردند، آنگاه به شادى و پایكوبى مى پرداختند، زیرا بر این باور بودند كه رود نیل مصدر ارزاق است ، اوست كه خوردنى ها و پوشیدنیها را در دست دارد، اوست كه مى تواند او را غضب و خشم باز دارد و دست او را براى اعطاء روزى و رزق فراوان گشاده سازد!
این روش خرافى تا عصر ظهور اسلام در میان اقوام مصر رواج كامل داشت و چون آئین انسان ساز اسلام به مصر راه یافت این خرافه را از قلوب مردم آن دیار زدود.(297)
در كشور پهناور هندوستان نیز، گروهى به نام ((آب پرستان )) وجود دارند كه عبادت و نیایش آب را بر خود واجب و ضرورى مى دانند، از جمله مراسم مذهبى آنها این است كه : بامدادان هنگام طلوع آفتاب ، در كنار دریا یا رودخانه و یا نهر و جوى رفته و مقدارى آب در كف دست خود برداشته كمى از آن را به طرف راست و كمى به طرف چپ و مقدارى به طرف آسمان و كمى پشت سر و مقدارى روبروى خود مى ریزند، و این در یك نوع مراسم و نیایش مذهبى این گروه شمرده مى شود، و اگر دریا یا رودخانه كم آب شود، آنان بر این عقیده اند كه خداوند از مردم قهر كرده است در نتیجه براى فرو نشاندن قهر خدا، مانند مصریان قدیم ، دختر بخت برگشته اى را به عنوان عروس دریا، به امواج آب مى سپارند و این چنین رضایت خدا را فراهم مى سازند!(298)
شهرستانى در كتاب ملل و نحل (299) مى گوید: گروهى از مردم هند بر این باورند كه ان الماء ملك ... و معه ملائكة و انه اصل كل شى ء و وجود و رشد و بقاء و پاكیزگى آنچه در جهان هست تماما احتیاج به آب دارند و این فرقه را ((آب پرستان )) خوانند. و چون براى نیایش آماده مى شوند، خود را عریان نموده و فقط عورت را مى پوشانند و آنگاه وارد آب شوند و حدود یك ساعت یا دو ساعت یا بیشتر در آب مانده و مقدارى گل در دست دارند كه آن را برگ برگ كرده ، در آب مى اندازند، سپس به تسبیح و اوراد مخصوصى مشغول مى شوند، و در موقع بیرون آمدن از آب ، آب را به حركت درآورده و از آن خارج مى شوند، و پس از خروج ، به پاس این موفقیت كه بدست آورده اند، یك سجده انجام مى دهند.
گاوپرستى یا توتم پرستى در هند قدیم و امروز
در متون مقدس زردشتیان آمده است كه : در كنار رود مقدس ، دو دانه روئید شده ، یكى این سمت رودخانه و دیگرى آن سمت رودخانه ، از یكى كیومرث نخستین انسان - پدید آمد، و از دیگرى نخستین گاو. بنابراین در فلسفه دین زرتشت نخستین آدم با اولین گاو همزاد و همراه است ، و به همین سبب نقش گاو در مذهب هندو كیش زردشت بسیار مهم تلقى شده است و آنها بر این باورند كه گاو توتم آبائى است و جد اعلاى آنان در گاو تجسم پیدا كرده و تجلى نموده است .
بدین ترتیب ، از اعصار پیشین ، در فكر و اندیشه مردم هند، گاو به عنوان توتم جد اعلاى آنان متمركز شده و امروزه گاو به صورت حیوانى مقدس و محترم در نزد جمعى از مردم هند تلقى مى شود كه گوشت آن را بر خود حرام نموده و خوردن آن از گناهان نابخشودنى محسوب مى شود، زیرا توتم مظهر و تجلى گاه روح جد بزرگ تیره و طائفه شمرده مى شود.(300)
در این باره دكتر ترابى مى گوید: در آئین هندو، علاوه بر خدایان فراوانى كه وجود دارند، حیوانات مقدس متعددى مانند بوزینه - میمون - و مار و غیره وجود دارند كه در راءس آنها، گاو از همه مقدس تر است ، مخصوصا گاو ماده كه مقدس ترین حیوانات و مظهر همه خدایان شمرده مى شود، و به عقیده همه طبقات هند گاو ماده در عالم بالا مقامى والا دارد، و این قداست گاو و ارواح اجداد در بین همه پیروان آئین هندو، به هر گروه و فرقه اى كه منسوب باشند، محترم و معبود مقدس محسوب مى شود، و روى همین قداست گاو ماده است كه كشتن و خوردن گوشت این حیوان بمنزله كشتن و خوردن انسان ، و از گناهان بسیار بزرگ شمرده مى شود، این عمل خود یكى از علل دشمنى و جدائى بین هندوها و مسلمانان مى باشد.
در عید اضحى ، سال 1958 میلادى در شهر ((میرت )) بعضى از مسلمین ، در یك گارى مقدارى از گوشت هاى قربانى را مى بردند، هندوها به مسلمانان حمله برده و نبردى شدید میان آنان رخ داد كه جمعى كشته و گروهى مجروح شدند.(301)
استاد آل اسحاق مى گوید: در آئین هندو علاوه بر خدایان ، به پیروى از آئین توتمیسم ، بعضى از حیوانات مانند گاو ماده كه مظهر كلیه آنها است ، و بوزینه و مار و درختان و بعضى از نباتات ، و علاوه بر اینها، رود گنگ و بعضى از رودخانه هاى دیگر مورد تقدیس و نیایش و پرستش ‍ است .(302)
در هندوستان احترام گاو به حدى است كه گاهى اگر گاوى در وسط خیابان بخوابد، صف هاى طویلى از اتومبیل ها و اتوبوس ها تشكیل مى شود بدون آنكه كسى حق داشته باشد كه گاو را از سر راه مردم حركت دهد و حتى پلیس هم چنین اجازه اى ندارد! تا اینكه خود گاو از سر راه با خیال راحت برخیزد و راه را براى اتومبیل ها باز كند. بخاطر همین احترام به گاو و دیگر حیوانات ، گوشت در هندوستان تقریبا كم مصرف مى شود. در هند تقریبا یكصد و پنجاه میلیون گاو، و چهل میلیون میمون - بوزینه - وجود دارد، و یكى از علل نزاع بین هندوها و مسلمانان بر سر كشتن گاو است .(303) و آقاى سید هادى خسروشاهى در روزنامه وظیفه سال 1337 (30 بهمن ) بدین مطلب اشاره كرده اند.
بوزینه پرستى در كشور هندوستان
در كشور هند همانگونه كه گفته شد، خدایان بسیارى وجود دارند كه یكى از آن خدایان ، بوزینه است ! در بعضى از ایستگاههاى هند به همان اندازه كه مسافر وجود دارد، میمون هم دیده مى شود، این بوزینه هاى شیطان اغلب به داخل به داخل كوپه هاى قطار آمده ، شخصى را غافلگیر نموده و هر چه گیرشان بیاید با خود مى برند، براى جلوگیرى از این كارها، دولت پنجره هاى قطارها را با میله هاى آهنین مسدود نموده است ، و مسافران هم ه خاطر مقدس بودن آنها مزاحمت بوزینه ها را تحمل مى كنند و احدى جراءت آزارشان را ندارد، مساءله وجود میمون در كشور هندوستان از مسائل پرماجرا و بغرنج دولت هند است ، گاهى دولت مجبور مى شود هر چند ماهى آنها را از شهرها گرد آورده و به چنگ هاى دور دست برد، البته این كار دولت نیز بر مقدسین هندگران مى آید.(304)
مارپرستى در كشور هندوستان
همانگونه كه در پیش گفته شد یكى از خدایان مردم هند ((مار)) است كه عنوان خدایى به این موجود سمى و خطرناك داده اند و براى آن ارزش ‍ زیادى قائل اند. در خاور دور مانند چین ، درگذشته معابد و عبادتگاههاى فراوان ، براى مار دیده شده است كه امروز آثار و بقایاى آنها پا برجاست . عبادت كنندگان مار بر این باورند كه این حیوان توتم این قوم است ، و براى همین هم آن را پرستش مى كنند. گاهى در كوچه هاى هند بعضى از معركه گیران در حالى كه بانى مار را به رقص در مى آورند، بعضى از عابرین ، در برابر آن حیوان ، كرنش و تعظیم مى كنند و به احترام برمى خیزند، این افراد همان گروه مارپرستان اند.(305)
پرستش آلت تناسلى در هند
در میان عده از هندوان ((شیوا لیگا))، عنوان و علامت آلت تناسلى است . در این باره سخن فراوان گفته شده است كه آلت تناسلى مورد پرستش عده اى است ولى آیا این پرستش به آلت تناسلى مردان است یا در مورد آلت تناسلى زنان هم چنین باورى هست ؟ بدرستى روشن نیست . بنا به روایتى ، زنالت آلت مردان و مردان آلت زنان را مى پرستند چه آنكه در معبد ((مندیر)) مجسمه آلت مرد و زن در حال آمیزش ، آویزان شده و مورد ستایش هر دو گروه مى باشد.(306) در این رابطه یكى از دوستان كه به كشور تایلند سفر كرده بود، داستانى را از گروه آلت پرستان آن كشور براى ما اینگونه روایت مى كرد: ((در یكى از روزها به اتفاق چند نفر از دوستان براى گردش از محل سكونت بیرون آمدیم . در یكى از خیابانهاى پرجمعیت به یك ساختمان بسیار زیبا و پر شكوه رسیدیم كه جمعیت فراوانى داخل و خارج مى شدند، از ماءموران دولتى كه براى محافظت در آنجا در گردش بوند جویا شدیم ، معلوم شد كه ورود براى عموم آزاد است . به اتفاق همراهان به درون ساختمان رفتیم . داخل آن بسیار حیرت انگیز بود، زیرا شكل آلت مرد را از سنگ مرمر تراشیده و سر آن را با طلاى زرد و سفید زینت داده بودند، گروهى بدور آن گرد آمده و زمزمه اى مى كردند، و گاهى به حالت احترام سر خود را فرو مى آوردند، و دو دست خود را بر هم نهاده و نزدیك صورت مى گرفتند، و آنگاه آهسته آهسته با قدم هاى شمرده ، به طرف آلت رفته و با دستان خود آن را لمس مى كردند و به صورت و بدن خود مى كشیدند، توجه زنان بیشتر بود! از شخصى درباره این مراسم سؤ ال كردم ، او كه مردى آگاه بود گفت : این مذهب آلت پرستى از چند صد سال پیش از كشور هند بوسیله بعضى از بازرگانان آن دیار به این سرزمین راه یافته و هم اكنون . هزاران نفر از مرد و زن این كشور بدین عقیده اند، و هر روز عده زیادى به این معبد وارد شده و مراسم را انجام مى دهد و اكثر زائرین ، زنان و دختران مى باشند. زنان براى باردار شدن و و دوشیزگان براى دست یابى به ازدواج یا پسران دلخواه خود، به این مجسمه توسل مى جویند! و در دیگر شهرهاى تایلند نیز عده اى بر این عقیده و باورند.))
پیدایش آئین هندو از ودا
آئین هندو كه تا این زمان در هندوستان رواج كامل دارد، پیروان این كیش از دیگر پیروان ادیان موجود در هندوستان بیشتر است . گرچه تاریخ دقیق تحول برهمنى به آئین هندو كاملا روشن نیست ولى بطور تقریب ظهور آئین هندو مقارن قرن اول میلادى است .
پیروان این آیئن در حالى كه روش و افكار توحیدى ، و وحدت وجودى و وحدت موجودى ، و ریاضت و رهبانیت به منظور تزكیه نفس و وصول به مبداء در سر مى پرورانند، در عین حال تعریف و شناسائى روشن و دقیق از این كیش ، بسیار سخت و مشكل است . این فرقه در عین اینكه مشركند موحدند! و در حالى كه خدایان گوناگون را عبادت مى كنند، به وجودى قاهر كه علت العلل موجودات و ما فوق همه خدایان و ازلى و ابدى و بدور از هر گونه نقص است ، عقیده دارند. و بر این باورند كه چون ((رب اعلى )) قابل درك مغزها و عقول نبوده حقیقت خود را به مصلحت عالم در سه مظهر متجلى نموده است :
1 مظهر خالقیت ، در برهما او خالق این جهان است .
2 مظهر محافظت ، در ویشنو كه او حافظ و نگهبان موجودات این جهان است .
3 مظهر قاهریت ، در شیوا كه او در رابطه با میراندن و فناء كردن و معدوم نمودن این جهان است .
این سه مظهر خدایى ، بنابر مصالحى گاهى در ظهور و یا اداره امور كوتاهى مى ورزند، لذا سه خداى دیگر دست بكار مى شوند كه هر یك از آن خدایان عنوان و سمت و قدرتى دارند مانند: راما، كریشنا و یاگانش خداى عقل و حكمت و مانند آن . خلاصه اینكه ، داستان خدا یا خدایان در آئین هندو و در سه مظهر تجلى مى كند
1 برهما خالق جهان
2 ویشنو حافظ جهان
3 شیوا نابود كننده جهان
بنابر اعتقاد هندوان ، برهما پس از پدید آوردن این جهان از دخالت در امور عالم دست كشیده و زمام امور جهان را به ((ویشنو)) و ((شیوا)) سپرده است . ویشنو، خداى زندگى و بقاء و شیوا، خداى كون و فساد و مرگ شد. ویشنو در معابد و بت خانه هاى هند، به اشكال گوناگون ترسیم شد و در اطراف او همواره تصویرى از ماده گاو و مرغى به نام ((كاوا)) كه به آفتاب منسوب است همراه مى باشد.
هندوان بر این باورند كه تاكنون ((ویشنو)) بارها و بارها تجسم یافته و به اشكال گوناگون در آمده است تا از این رهگذر جهان را نجات دهد. و این اشكال و تصاویر كه ویشنو در قالب آنها مجسم شده ، صورت ماهى ، صورت خرچنگ ، صورت گراز، صورت آدمى ، صورت انسانى قد كوتاه ، صورت پاراسو و صورت را ما و صورت كریشنا مى باشد كه هشتمین تجسم دوره تناسخى ویشنو است .
از خدایان دیگر كه در بین هندوان مشهور است و هنوز هم مجسمه او را در بازار خرید و فروش مى كنند كریشنا است كه هندوان آن را بصورت خدایى سیه چرده كه در بین چوپانان در حال نى زدن است تصویر مى كنند. از دیدگاه هندوان ، كریشنا سیزده یا شانزده هزار معشوقه دلباخته دارد! كه وى آنان را به تسلیم و رضا و نیكوكارى سفارش كرده است .
و اما ((ویشنو)) نیز ادوار تناسلى بسیارى را پشت سر نهاده و پرستندگان فراوانى دارد كه آن را آخرین جلوه و تجسم بودا خوانند.
و اما ((شیوا)) كه خداى كون و فساد و آفرینش و مرگ است ، داراى مظهرى است به نام ((لینگا)) كه مجسمه او را به شكل آلت تناسلى مرد ترسیم كرده اند و همیشه ((شیوا)) و ((لنگا)) در افوه با هم دلبستگى دارند و لذا مردم هند به شیوا ((شیوالنگا)) مى گویند و شیوا غالبا با دو خداى خون آشام دیگر بنام ((دوگا)) و ((گالى )) شریك و همكار تلقى مى شود.
در بتخانه هندوان ، مجسمه شیوا را به گونه اى مجسم كرده اند كه داراى سه چشم و گردن بندى از طلاهاى مردگان و برگرداگرد او مار و افعى پیچیده است و در بعضى از محل ها مجسمه او را به شكل نیمى زن و نیمى مرد، ترسیم كرده اند، و شیوا چون خداى تخریب كمتر است ، و از طرفى چون ((ویشنو)) خداى عاطفه و مهربانى است ، طرافدارنش از جهت اینكه مراسم عبادى او با ریاضت هاى شاقه و مشكل همراه است ، او نیز طرافدارانش را از دست مى دهد. امروزه شهر ((بنارس )) محل طرفداران ویشنو شناخته شده است .
هندوان ، شهر بنارس را قبله خود دانند و این شهر را ((ناف عالم )) خوانند كه تاریخ قدمت آن به قرن دهم پیش از میلاد منتهى مى شود. در این شهر، دوهزار بت خانه ، و چندین هزار بت و مجسمه ، و صدها گاو مقدس ، و بوزینگان مقدس و مراكز مخصوص غسل و تطهیر، و اماكن ویژه سوزاندن اجساد مردگان وجود دارد كه مانند آن در هیچ نقطه جهان نیست .
رودخانه معروف گنگ ك در نظر هندوان بسیار مقدس است و ان را مادر همه آبهاى جهان گویند، و برخى مقدسان هند، جز این آب نمى نوشند. ریاضت و تزكیه نفس برجسته ترین مراسم عبادى گروه هندوان است و از این رهگذر علاقه مادى را از دل بیرون مى كنند و در پرتو ریاضت و سكون نفس و تفكر و فرورفتن در خود، به گمان خود، به كشف ذات لایتناهى دست مى یابند. آنچه در اینجا قابل ذكر است اینكه : در آئین برهمنى دو موضوعلیه السلام مهم و قابل توجه است ؛ یكى موضوع ((كرما)) و دیگرى ((تناسخ ))، كه این دو در آئین هندو به همان قوت خود، باقى مانده است . پیروان كیش هندو كوشش فراوان دارند تا اعمال و كارهاى عبادى خود را هر چه بهتر انجام دهند تا به آن مقام دست یابند و دیگر حالت تناسخ براى آنان پیش نیاید و لااقل در حیات نوین خود، به صورت و جسم انسانى ظاهر شوند و به صورت حیوان پست در نیایند.
هندوان مراسم سوزاندن اجساد مردگان و ریختن خاكسترهاى اجساد آنان در رود مقدس گنگ ، و نیز مراسم عزادارى را به بهترین وجه انجام مى دهند تا در هنگام تجدید حیات ، مردگان به بهترین صورت ظاهر شوند. البته كیش ‍ فرقه هندوان به حالت نخستین خود باقى نماند و همچون بیشتر ادیان و مذاهب كشور هند، داراى شاخه هاى فراوانى شد كه از میان همه آنها به معرفى سه مذهب كه معروف ترند مى پردازیم : 1 مذهب براهما ساج 2 مذهب آریا ساج 3 مذهب بهاگیتى . دو مذهب براهما ساج و آریا ساج در قرن 19 میلادى پدید آمدند و اصول براهما ساج تركیبى از آئین ویشنوئیسم و مسیحیت بودائى است كه مذهب آریا ساج در بعضى از اصول با آن اختلاف دارد. و اما فرقه بهاگیتى نیز در قرن اخیر بوجود آمده است و اصول ان تركیبى از تعالیم اسلام و تصوف و آئین هندو است ، و تا اندازه اى رنگ وحدت وجودى هندوان را دارد. بهاگیتى به معناى ((پارسائى )) آمده است و پیروان این گروه معتقد به خداى یكتایند و خود را عاشق او مى دانند و اتحاد و عرفان را مایه نجات مى دانند، و بر این باورند كه هر كس خود را گم كند، او را مى جوید. بزرگترین رهبر این فرقه ((رامانده )) نام دارد.(307)
و در مورد آئین سیك ، ما از پیش ، به اندازه لازم توضیح دادیم .
اماكن و عبادتگاههاى مردم هند در آن كشور پهناور
سخن ابن ندیم در این باره
درباره مراكز و عبادتگاههاى هندوان و بت هاى آنان ابن ندیم چنین گوید: گروهى از متكلمان گفته اند كه یحیى بن خالد بر مكى یك نفر را به هندوستان گسیل داشت تا مقدارى ازدواجاتى كه در آن سامان موجود است ، برایش بیاورد و ضمنا از مذاهب و ادیان مردم آن سرزمین آنچه اطلاع حاصل كرد بنویسد. محمد بن اسحاق گوید: در عصر طلائى اسلام یحیى بن خالد بر مكى و گروه برمكیان درباره شناسائى هند و آنچه مربوط به حكیمان آن سامان بود، كوشش فراوان از خود نشان دادند كه از آن جمله معرفى نام عبادتگاههاى هندیان در كشورشان بود.
یكى از بزرگترین عبادتگاهها در شهر ((مانگیر)) كه امروز به آن مالخد گویند واقع است ، كه در پایتخت بلهرا و در جنوب گلبرگه حیدرآباد مى باشد. این شهر كه طولش یك فرسنگ بوده در بتخانه اش 2000 بت از بودا كه همه مزین به جواهرات قیمتى هستند وجود دارد كه قسمت اعظم آنها از طلا و نقره و مس و عاج و آهن و سنگهاى جواهر نشان است و هر ساله پادشاه ، سواره یا پیاده به انجا مى آید. در میان انها، بتى از طلا به بلندى دوازده ذراع بر تختى از طلا در میان گنبد طلائى نشسته و با سنگهاى سفید و دانه هاى یاقوت قرمز و زرد و كبود و سبز مزین گردیده و مردم براى این بت قربانیهائى دارند كه بیشتر آنها از آدمیان مى باشند و این كار در یكى از روزهاى معین ، انجام مى شود.
بتكده شهر مولتان
در شهر مولتان خانه اى وجود دارد كه یكى از خانه هاى هفتگانه جهان است . در آن خانه ، بتى از آهن به درازى هفت ذراع وجود دارد كه در میان گنبدى كه نیروى مغناطیسى در اطراف آن بكار رفته و با نیروى مساوى و برابر آنرا نگاهداشته ، قرار دارد و هندیان از دور و نزدیك به زیارتش ‍ مى شتابند. در اطراف این بت و كوه بلند آن ، زاهدان و عابدان خانه هاى فراوان ساخته اند. زائران این بت زیادند بطورى كه هیچگاه اطراف آن از زائران عاشق و شیفته اش خالى نیست و جاهاى مخصوصى براى قربانى در نظر گرفته شده كه در آنجا، مراسم قربانى انجام مى گیرد.
دو بت دیگر به نام هاى ((جنبكت )) و ((زنبكت )) كه بر یكى از كوهها در آن قسمت كنده شده است ، از دور دیده مى شوند و مردم براى زیارت به آنجا مى روند. آنان همراه با قربانى هاشان از دورترین نقطه همین كه چشمشان به آن دو بت مى افتد، جهت احترام و تعظیم ، سر را فرود مى آورند، و اگر فراموششان شود، از آن محل باز گردیده و به مكان اول آمده ، از آنجا تعظیم و تكریم را بجا مى آورند. در تاریخ مولتان آمده است كه در پاى آن دو بت به اندازه اى خون ریخته مى شود كه انسان را به حیرت مى اندازد، پس نمى توان عظمت آن بتان را كوچك شمرد و گاهى تا حدود 5000 نفر یا بیشتر افراد خود را در آنجا قربانى كرده اند!
بتخانه شهر بامیان هند
بایمان به كسر میم نام شهرى است كه بین بلخ و هرات و غزنه واقع شده است ، این شهر تا بلخ ده منزل ده منزل و تا غزنه هشت منزل است . در آنجا بتخانه اى است كه وقتى كه یعقوب لیث صفارى در فتح هندوستان بدان شهر رسید از آن بتخانه تمثالهائى به مدیة السلام فرستاد. محل آن بتخانه وسیع و بزرگ است و در آنجا بت هاى جواهر نشان فراوانى وجود دارد، زاهدان و عابدان بدانجا براى زیارت روى مى آورند. اعراب چون آنجا را متصرف شدند، یكصد لنگه طلا به وزن چهار صد رطل از آنجا ربودند. ابو دلف ینبوعى كه یكى از جهانگردان است مى گوید: خانه طلا، طول و عرضش ، هفت ذراع و ارتفاعش دوازده ذراع و مرصع به جواهرات گوناگون بود و مرواریدهایى كه در آنجا بكار رفته بود هر كدام به اندازه یك تخم مرغ مى شد.(308)

عبادت بت بد در هندوستان
یكى از بتان در كشور هندوستان ، بت بد است كه مردم هند عقاید گوناگونى درباره آن دارند، گروهى آنرا تمثال پروردگار دانند، و قومى آن را فرستاده خدا خوانند، و جمعى آن را، دیوى از دیوها گویند، و بعضى آنرا فرشته اى از فرشتگان نامند. و طائفه اى آن را بشر خوانند، و عده اى بد را بودا حكیم گفته اند.
هر یك از گروههاى مردم روش ویژه اى در نحوه عبادت بد دارند و بد اسم جنس بت از هر نوعى از بتها مى باشد. و از صفات بد جلوه انسانى اوست كه بر تختى جلوس كرده و در حالى كه برهنه است ، خنده بر لبهایش دیده مى شود. و در همه خانه ها تمثالى از او وجود دارد كه بر حسب استطاعت مالى افراد، از چیزهاى گوناگون همچون طلا، نقره ، مس ، سنگ یا چوب ، ساخته شده است و در برابرش تعظیم و كرنش مى كنند، و گویا بت شهر مولتان صورتى بدینگونه دارد كه مورد پرستش و عبادت مردم آن دیار است .(309)
بت مهاكالیان در كشور هندوستان
این بت كه چهار دست دارد، رنگش آسمانگون ، موى سرش پرپشت ، دندانهایش نمایان و شكمش برهنه ، و بر پشتش پوستى از فیل قرار دارد كه خون از آن مى چكد، و پوست دو دست فیلى در جلوش گره خورده است ، در یكى از دستهایش افعى بزرگى است كه دهان را باز كرده و در دست دیگرش یك عصا، و در دست سوم ، یك جمجمه انسان ، و دست چهارم را بلند كرده و در گوشهایش دو مار همچو گوشواره ، حلقه زده ، و نیز به دور بدنش ، دو مار بزرگ پیچیده ، و بر سرش دیهیمى از كاسه سر انسان و گردن بندى هم از آن در گردن دارد، و مردم آن محل ، آنرا عفریتى از شیاطین مى گویند كه شایسته و سزاوار ستایش و نیایش است .
مهاكال داراى خصائل خوب و بد است ، هم عطا دارد و هم ندارد، هم كارها را آسان نماید و هم مشكل سازد.(310)
فرقه دنیكیان در هندوستان
این گروه آفتاب را مى پرستند، و بتى كه دارند بر گردونه سوار است كه چهار اسب بجاى چرخ دارد، و در دست این بت ، جواهر سرخ رنگى نهاده شده ، و اینان بر این باورند كه آفتاب فرشته فرشتگان و سزاوار نیایش و سجده است . پرستندگان بت ، دنیكیان ، در حالى كه باز ساز و طنبور مشغول اند، گرد او مى گردند و او را سجده مى كنند، و در هر روز سه بار او را عبادت و ستایش مى نمایند، و دردمندان و بیماران و جذامیان و افراد پیس و فالج ، و دیگر بیماران ، فراوان گرد ان بت جمع مى شوند و شب ها در آنجا مى خوابند و به ذكر و سجده و ناله و زارى مشغول مى شوند، تا آن بت آنان را شفا بخشد! گاهى بت در خواب با بیمار سخن مى گوید و او را به شفا گرفتن خبر مى دهد و به بیمار هم احساس بهبودى دست مى دهد و سرانجام با شادى و خرمى آن بت را ترك نموده و به شهر و آبادى خود رهسپار مى گردد.

فرقه چندرى هكینیان در هندوستان
این گروه از فرقه ماه پرستان در كشور هند مى باشند و. داراى مراسم مذهبى ویژه اى هستند كه به برخى از آن اشاره مى كنیم . اینان ، ماه را از فرشتگان شایسته عبادت و تعظیم و كرنش مى دانند و آئین خود را بر بتى كه مظهر ماه است قرار داده اند كه بر گردونه اى سوار است كه آن را چهار مرغابى مى كشند، و در دست آن بت ، گوهر و جواهرى است كه آن را ((جندرگیت )) گویند، و بر طبق برنامه و آئین و مذهب خود در برابرش ‍ زانو زده و آن بت را كه مظهر ماه است عبادت و پرستش مى كنند، و در هر ماه 15 روز از آن را روزه مى گیرند، و تا ماه دیده نشود، افطار نكنند و حوائج و خواسته هاى خود را از ماه طلب مى كنند، در آغاز هر ماه همین كه ماه در آسمان دیده شود، به بام خانه هاى خود مى روند و به ماه نظر مى اندازند و بخور در آتش مى ریزند، و شروع به خواندن دعاء مخصوصى مى كنند، آنگاه از بالاى بام به زیر مى آیند و به خوردن و نوشیدن و رقص و پایكوبى و نواختن سازد در برابر ماه و آن بت مشغول مى شوند و همه این كارها جزو مراسم مذهبى و اعمال عبادى آئین این گروه مى باشد.(312)
فرقه انشینیان در هندوستان
این فرقه اساس مذهبشان بر كم خوردن و كم آشامیدن است و فقط به اندازه اى مى خورند و مى آشامند كه از گرسنگى و تشنگى به هلاكت نرسند و جلو مردان را بگیرند، اینان هر گونه زیاده خورى را بر خود حرام كرده و از هر گونه اعمال بت پرستى نیز بدورند.(313)
فرقه بكرنتینان در هندوستان
این گروه خود را آهن پیچیدگان مى خوانند، و طبق دستورات مذهبى و مراسم دینى خود، موى سر و صورت را مى تراشند و با بدن برهنه جز عورت خود را لخت نگه مى دارند، بر اساس آئین مذهبى خود، چیزى را به كسى نمى آموزند، و با كسى سخن نمى گویند مگر آنكه به كیش آنان در آمده باشد، و براى اینكه حالت فروتنى و تواضع در خود بوجود آورند به آنها دستور اكید داده شده كه صدقه ، فر دهند. و تازه واردین این كیش تا زمانى كه شایستگى كامل پیدا نكنند، حق آهن پیچیدن بخود را ندارند. و علت آهن پیچى بخود، محفوظ ماندن از زیادى دانش و اندیشه هاست !(314)
فرقه كلنكایاتریان در كشور هندوستان
این گروه در همه كشور هندوستان وجود دارند، و بر این باورند، اگر كسى به گناهى آلوده گردد، از دور و نزدیك ، آن گناه در وى دیده شود، و تا هنگامى كه در رودخانه گنگ غسل نكند از گناه پاك نشود! و رسوائیش زائل نگردد.(315)
مذهب مهایانا در هندوستان
این مذهب كه جدا شده از كیش بودائى است ، در عصر حكومت و پادشاهى ((آشوگا)) در قرن اول تا سوم میلادى یعنى زمان حكومت ((كانیتكا)) در ناحیه شمال غربى هندوستان پدید آمد و به نام مذهب مهایانا، شناخته شد. این مذهب در آغاز، بسیار ساده و محدود بود، و گروه كمى از خواص علماء به آن روى آوردند. در گسترش آن ، امپراطور مقتدر آشوگا بسیار مؤ ثر بود، و چون او نتوانست تعالیم نوین و جدیدى را در مذهب بودا بوجود آورد، مردم گروه گروه به این مذهب جدید روى آوردند، در نتیجه حالت عمومى پیدا كرد.
مهایانا به معنى ((ارابه بزرگ )) و بنا بر اصول و مبادى جدید، مهایانا موجود است كه سزاوار پرستش و عبادت است و او داراى جنبه الوهیت مى باشد و از آسمان لاهوت به لطف رحمانیت خود، براى نجات بندگان ، به این عالم سفلى هبوط نموده است ، تا به دست خود، آدمیان گمراه را رهایى بخشد و آنان را به فلاح و رستگارى دعوت نماید.
از ویژگیهاى این مذهب ، همانا تاءثیر غیر مستقیم مبادى برهمنیسم هند بر كیش بودا مى باشد، اینان بر این باورند كه در زیر حجاب ، مظهرى از مظاهر یك حقیقت پنهان است كه همواره خود را در همه حالات ارائه مى دهد، و این همان خداى ویشنو است .(316)