تبلیغات
wellcome to chinovat - ادیان و مذاهب هند بخش 4
چهارشنبه 28 بهمن 1388

ادیان و مذاهب هند بخش 4

   نوشته شده توسط: javad barghi    نوع مطلب :تاریخ ،

ادیان و مذاهب هند بخش
افسانه هاى بودا؛
گویند روزى كه بودا در زیر درخت بو به تفكر و خلسه فرو رفته بود، بازرگانى با قافه و كالى تجارى خود از آنجا عبور مى كردد. بازرگان را نظر به بودا افتاد، او و همراهانش به دیدار وى شتافتند و صدقاتى در كنارش یا در كشكولش انداختند. این ((كشكول )) بعدها سمبل ریاضت كشان بودائى شد.
بازرگان مزبور و یاران او در كنار ((بودا)) نشستند و به او غذا تعارف كردند. ((بودا)) به آرامى غذا خورد. دو بازرگان كه ((تاپوسا)) و ((بهالى كا)) نام داشتند، در مقابل او زانو زده و گفتند: ((اى بوداى مقدس ! ما به تو و آئین تو پناه مى آوریم و از تو مى خواهیم كه ما را تا پایان عمر از پیروان خود بشمار آورى )) این دو بازرگان از نخستین پیروان بودا بشمار مى روند. بازرگانان از نزد بودا برخاسته به سوى آن پنج راهب رفتند، راهبان به آنان توجهى نكردند. وقتى بودا به نزدشان آمد، به استقبال او شتافتند. چون بودا جلوس كرد، راهبان به دورش حلقه زدند. راهبان پرسیدند: آیا سرانجام به مقصود خود دست یافتى و به درك حقیقت نائل شدى بودا گفت : آرى مرتاضان با تردید گفتند: اى گوتاما! چگونه به معرفت و نجات راه یافتى در صورتى كه زهد و ریاضت را ترك گفتى و به زندگى مادى پرداختى (مقصود خوردن غذاى بازرگانان بود)! بودا گفت : ((جویندگان حقیقت هرگز در دام مادیان و لذائذ دنیا گرفتار نمى شوند.))
((گوش فرا دهید! تا هنگامى كه چرخ زمان بگردد و آدمى زندگى كند، عمل نیز وجود خواده داشت . و چون بذر نیكى كاشتى ، ثمر خوب درو مى شود، و چون اعمال بد باشد، جز بدى و رنج چه انتظارى مى توان داشت . پس ‍ باید تا مى توان ، نیكى كرد و از پلیدى و بدى دورى جست و از علائق و شهوات خود را دور نگاه داشت . چنین افرادى مرگ برایشان زندگى جاوید و پر از سعادت است كه از این رهگذر به نیروانا نائل مى شوند، زیرا هر گاه خواهش و تمنائى وجود نداشت ، ((رنج و گرفتارى نیز نخواهد بود.))(257)
((ودا)) و ((بودا))؛ برخورد منفى بودا با متون مقدس وداها، اعتبار و قداست آنها را در جامعه هند پائین آورد. بودا درباره متون ودائى مى گوید: مى گویند وداها كتب مقدسه ، معلم ربانى و سرمشق زندگى هستند، اما من مى گویم كه چنین نیست ، وداها تا این اندازه كه مردم براى آنها ارزش قائلند، داراى ارزش نیستند، وداها مقدس نیستند، زیرا راههاى بیهوده را به مردم مى آموزند، مانند دعا، نماز و قربانى كردن كه مراسمى بیهوده و عارى از حقیقت اند. وداها مقدس نیستند؛ چون مردم را به پرتگاه اختلافات نژادى دعوت مى كنند، و این تعلیمى نادرست است . اما من مى گویم كه آدمیان عموما مساوى و یكسان خلق شده اند و آنگاه به دو گروه تقسیم گردیده اند:
1 نیكان .
2 پلیدان .
شرافت مقیاس انان است ؛ افرادى كه در زندگى نیكى كنند و راه صواب پیمایند، از گروه شریفان و نیكان هستند و انان كه به زشتى دست آلایند، بدكاران و گمراهانند و... بودا مى گوید: من اعتقاد به خلقت طبقاتى ندارم ، زیرا جهان هستى نه آغازى دارد و نه پایانى خواهد داشت ...
بنابراین وداها چه به مردم آموختنه اند و كدام روش را تعلیم داده اند(258)؟
اصول اساسى تعالیم بودا؛
محور آئین بودا بر ((حقیقت جوئى )) استوار است و طالبان حقیقت باید اصول اساسى چهارگانه اى را باور داشته و به آنها عمل نمایند. این اصول دذاراى فروعى است كه فروع آن نیز متفرع بر فروعى دیگر است .
اصل اول : دوكا؛ یعنى ((رنج ))، زندگى رنج است از ولادت تا مرگ ، رنج كودكى ، رنج نوجوانى ، رنج جوانى ، رنج پیرى بیمارى فقر، اضطراب مرگ و... این رنجها را باید شناخت .
اصل دوم : ((منشاء رنج ))؛ آمال و آرزوها، هوسها و علائق فراوان آدمى منشاء رنج است . این منشاءها را نیز باید شناخت .
اصل سوم : ((قطع رنج ))، ستیز با خواسته ها و غرایز مادى هوسها و آنچه رنج آور است و این با ریاضت بودائى ممكن است .
اصل چهارم گ طریق قطع و دفن رنج است كه باید جوینده حقیقت آن را بیاموزد. و این تعالیم بوداست .
فروع حاصله از این اصول چهارگانه ، بر هشت است :
1 ایمان پاك ؛ در زندگى به راستى و درستى باید گام نهاد.
2 اراده پاك ؛ با ایمان پاك اراده پاك حاصل تواند شد.
3 گفتار پاك ؛ راست باید گفت و به حق باید گفت .
4 كردار پاك ؛ كردار پاك از ایمان پاك مى باشد.
5 كسب و كار پاك ؛ كسب پاك و مشروع با اخلاق و امانت دارى باید باشد.
6 كوشش پاك ؛ پرهیز از وسوسه هاى ناپاك و بدى ها و...
7 اندیشه پاك ؛ تصورات پاك و اندیشه پاك باید داشت .
8 تمركز كامل اندیشه ؛ باید تمركز فكر و اندیشه داشت تا كارها درست آید.
هر بودائى باید به اصول و فروع عمل كند تا آرامش خاطر یابد و از رنج رها شود و نجات یابد.(259)
اخلاقیات بودا؛
بودا ابتدا به پرهیز دعوت مى كند و نصیحت مى نماید.
الف : ((نباید كرد))ها:
1 موجودات زنده را نباید كشت .
2 اموال دیگران را نباید تصاحب كرد.
3 به ناموس دیگران نباید تجاوز كرد.
4 دروغ نباید گفت .
5 شراب سكر آور نباید نوشید.
ب : ((باید كرد))ها:
1 باید رنج فردى را ترك كرد.
2 باید در رنج زندگان اندیشید.
3 باید در رنج جامعه جهانى شریك بود.
4 باید حسن نیت داشت .
5 باید دلسوز دیگران بود.
6 باید عفو و بخشش داشت .
7 باید فداكار و خدمتگزار مردم بود.
8 باید از حیله و فریب پرهیز كرد.
9 باید از پرخورى و شكم پرورى دور كرد.
10 باید از لهو و لعب دورى كرد.
11 باید از زیور الات و عطریات پرهیز كرد.
12 باید از خوابیدن در بستر نرم دورى كرد.
13 باید از قبول سیم و زر و مال دنیا دست برداشت .(260)
ج : ((بودا)) و ((زن )):
به نظر مى رسد كه در دیدگان بودا ((زن )) جزء ((آلودگى ها)) باشد، اما در منطق اخلاقى بودا محترم است . به همین دلیل كه مرد را از زنا باز مى دارد و حرمت همسر مرد را واجب مى شمارد. از دیدگاه بودا ((بدرفتارى آلایش ‍ زن است و چشم تنگى آلایش بخشنده ، كردارهاى بد در این و آن جهان آلودگى اند.))(261)
مراسم و علائم بودائى ؛
مراسم بودائى بر خلاف مراسم پیچیده ودائى ؛ بسیار سهل و ساده است . این مراسم به تعلیم خود بودا به یادگار مانده است :
1 تراشیدن سر و صورت كه خود نوعى ریاضت و رنج در جهان مادى است .
2 لباس زرد پوشیدن كه مبین اضطراب درونى یك بودائى مذهب بشمار مى رود.
3 آرامش و تامل درونى ، كه هر بودائى در هر روز پس از فراغت از كارهاى روزانه ، چند ساعتى در خویش فرو رفته و خود را از جهان مادى بیرون كند.
4 انداختن كشكول بر دوش یا دست ؛ بر هر بودائى لازم است كه كشكول گدائى بر دوش یا در دست داشته باشد تا اگر روح نخوت و غرور در او طغیان كند، این عمل وى را تسلیم و آرام سازد.(262)
نیروانا؛ در سخنان بودا ((نیروانه )) بسیار بكار رفته است .
((نیروانه )) روح كلام و ایده آل بودا است . ((نیروانه چون ذات بیمرگى )) است : ((ارهت )) مى كوشد تا از آنچه جاوید نیست ، آزادى بیابد و به ذات بیمرگى برسد.
نیروانه چون ذات بیمرگى ، جاوید و خواستنى است ؛ نیكبختى است . رهرو به بیمرگى رسیده ، به چنان یقینى آراسته است كه استوارى آن چون استوارى زمین و پایدارى آن چون پایدارى آستانه در است . او چون دریاچه اى است كه از گل و لاى آزاد است ؛ بى آلایش و پاك است . او در این حالت آرامش جاوید چهره اى درخشان دارد؛ از این ((جاویدى )) جائى است كه در آن نه زمینى است ، نه آبى ، نه فروغى ، نه هوائى ، نه نامحدودى مكان ، نه محدودى دانستگى ، نه ادراك ، نه ایستادن ، نه رفتن ، نه ماندن ، نه مرگ ، بى پایدارى بى پیشرفت و بى پایگاه است ؛ این پایان رنج است .))(263)
مسیر نیروانه ؛ ((بودا)) مى گوید: همه چیز جهان در آتش است و از آتش ‍ مى سوزد. چیزها از چه در آتش اند؟ از آتش شهوت ، كینه و فریب . من مى گویم كه از زاییده شدن ، مرگ ، پیرى ، اندوه و زارى ، رنج و غم و نومیدى است كه چیزها در آتش اند. رهروى كه راه هشتگانه عالى را پیموده و به فرونشاندن این سه آتش توفیق یافته ، سردى و آرامش آن را مى شناسد.
رهرو اگر در سیر عوالم درونى خود به نیروانه برسد و زیست او همچنان برقرار باشد، نیروانه او ((ذات نیروانه با در كار بودن بنیاد)) خوانده مى شود. مراد از ((بنیاد)) همان پنج بخش هستى ساز است و از آنجا كه ندانستن و تشنگى (دو علت دوباره زائیده شدن ) به آنها مى چسبند، آن را بنیاد خوانده اند. رهرو كامل یا هرهت اگر در مسیر خود به نیروانه دست یابد، و این همزمان با مرگ او باشد، آن را ذات نیروانه با در كار بودن بنیاد مى خوانند كه به پرى نیروانه هم معروف است . باید توجه داشت كه این دو مقام نیروانه دو نیروانه جداگانه نیستند، بلكه به اعتبار آن كه ارهت آنگاه كه زیست او برقرار باشد، یا آن كه در مرگ به نیروانه رسیده باشد، یكى از این دو نام به نیروانه او داده مى شود. نیروانه ، ذات بیمرگى است . سراسر راه هشتگانه عالى و به طور كلى همه ((ذمه راه میانه )) وسیله رسیدن به مقصود، یعنى نیروانه است كه آغاز آن آزادى و اوج آن ذات بیمرگى است . در این باره كه راه هشتگانه وسیله است نه مقصود، در بسیارى از گفتارهاى بودا سخن گفته شده است كه یكى دو نمونه از آنها آورده مى شود:
اى رهروان ! هر چه فرو نشاندن ((شهوت ))، فرو نشاندن ((كینه )) و فرو نشاندن ((فریب )) است ، ((ذات بیمرگ )) خوانده مى شود. این راه هشتگانه عالى خود راهى است كه به بیمرگى مى انجامد....
اى ((راه ))! آنجا كه ((كالبدى )) هست ، ((ماره )) چیزهائى از طبیعت ((ماره ))، یا هر آنچه از میان رفتنى است ، او آنجاست ، پس ، اى ((راه ))! به ((كالبد)) چون ((ماره )) نگاه كن . آن را چون طبیعت ((ماره )) بدان ، آن را چون چیزى از میان رفتنى ، چون باد و آماس ، چون قلاب ، چون درد و چون سرچشمه درد بدان ، هر كه آن را چنین بنگرد، آن را درست نگریسته است ....
ولى ، اى سرور! درست نگریستن براى چه مقصودى است ؟
درست نگریستن براى ((بیزارى )) است .
ولى ، اى سرور! بیزارى براى چه مقصودى ؟
((بیزارى )) براى آنكه ((بى شهوتى )) به وجود آید.
ولى ، ((بى شهوتى )) براى چه مقصودى ؟
- بى شهوتى ، براى ((آزاد شدن )).
ولى ، آزادى براى چه مقصودى ؟
اى ((راده ))، آزادى براى ((نیروانه )).
- ولى ، اى سرور! مقصود از ((نیروانه )) چیست ؟
اى راده ، این پرسشى است كه بسى دور مى رود.
این ((پرسش )) از دایره ((پاسخ )) بیرون است . براى فروشدن در ((نیروانه ))، براى به آن سو و نزد ((نیروانه )) رفتن ، براى اوج در ((نیروانه )) است كه راه قدسى را زندگانى مى كنند)).(264)
مقصود بودا از ناآگاه یعنى بیدرد، بیكاره و تن آسا است . ((در آئین بودا ((آگاهى )) مقام برجسته اى دارد. ((آگاهى )) یعنى : توجه همراه با هوشیارى و كوشش و همت است و بنیاد هر گونه پیشرفتى در زندگى ((رهروى )) است ...آگاهى نیز بنیاد همه حالتهاى شایسته است و نیرومندترین این حالتها به شمار مى آید. آخرین سخن بودا به هنگام مرگ این بود كه گفت : ((بیدار و هوشیار كوشش كنید)).(265)
شهوت و كینه و فریب : (سه آتش یا سه ریشه ) شهوت ؛ یعنى اندیشه نادرست ، ادراك ناپاكى ، كشتن ، دزدیدن ، كامجوئى ، دروغ گوئى ، بدگوئى ، درشتگوئى ، یاوه گوئى ، حرض ، بدخواهى ، و نظرهاى نادرست ، اینها چیزهائى هستند كه یا از شهوت یا از كینه یا از فریب پیدا مى شوند. یعنى دشمنى و خشم ، فریب ؛ یعنى دانستن درغین ، اندیشه نابجا و نادانى است . ایه سه ، ریشه هاى كردارهاى ناشایسته اند.
مراد از ریشه یا علت آن شرایطى است كه بودنشان تعیین كننده ویژگى اخلاقى یك كردار ارادى است .(266)
بیمرگى ، راه بیمرگى ؛ راه ، حالت ((جنبه منفى نیروانه است كه به طور مثبت برترین آزادى معنوى است )). بیمرگى به ذات جاوید نیروانه اشاره مى كند.(267)
شریفان ؛ مراد از شریفان ، همان ((آریاها))ست ، مراد از آریائى در متن هاى بودائى ، صفت نجیب ، عالى و شریف است نه صفت یك نژاد خاص .(268)
ارهت ؛ یعنى مرد تمام ، مرد ارزنده . و یكى از چهارتن شریف .(269) و این چهار تن انسانهاى ایده آل فلسفه بودا مى باشند:
1 به رود رسیده یا سوته پننه .
2 یك بار باز آمده یا سكد آگامى .
3 بى بازگشت یا آناگامى .
4 ارهت یا مرد تمام .(270)
آزادى از بند؛ (یوگا) به معناى یوغ و بند است و در اصطلاح به چهار آلودگى گفته مى شود كه همان كام ، وجود، نظرهاى نادرست و نادانى است . ((یوگاكاهما)) یعنى ((آزادى از چهار آلودگى ))(271)
نیروانه ؛ واژه ((نیروانه )) كه پالى آن ((نبانه )) است ، دو اشتقاق پذیرفته است ؛ یكى كه آن را ساخته شده از دو جزء: 1 نیر یعنى نه و وا مى داند. ((وا)) یعنى : باد زدن ، وزیدن ، دمیدن ، نیسوا یعنى خاموش شدن چراغ ، آتش و مانند اینها، و نیروانه یعنى خاموش شده ، سرد شده ، فرو نشسته ، فرو نشانده .
نظر دیگر این است كه نیروانه از دو جزء: 1 نیر و وانه ساخته شده است . وانه یعنى شهوت ، تشنگى و طلب : از آنجا كه روگرداندن (نى ) از وانه یعنى شهوت است ، آن را نیروانه مى خوانند.(272)
رهرو؛ در لغت به معناى گدا و درویش است . ولى در اصطلاح بودائى به كسى گفته مى شود كه راه هشتگانه عالى را در انجمن رهروان مى پیماید. در زمان بودا، در هند، مرتاضان دوره گرد بسیار بوده اند كه همه را به نام پارى باجاكا مى خوانده اند.
نام اینان بارها در متن هاى كهن بودایى آورده شده است . و اغلب نیز به نام عمومى تر سمنه براهمنه نامیده شده اند. اینان گاهى گروه وار و در جرگه هاى گوناگون مى زیستند. در یوزگى مى كردند، زندگانى مرتاضانه در پیش مى گرفتند و بى خانمان بودند، ویژگى برجسته شان بینوائى ، بى جفت و بى فرزند بودن و ساده زیستن بود. هم اینان بودند كه راه را براى انجمن رهروان بودائى باز كردند. رهرو زن ، ((بكونى ))، و ((بكشونى )) خوانده مى شود.(273)
چهار حقیقت عالى ؛
بودا با پیمودن راه هشتگانه عالى به چهار حقیقت رسید؛ یعنى به حقیقت درباره رنج ، حقیقت درباره خاستگاه رنج ، حقیقت رهائى از رنج و حقیقت آن راه كه به رهائى از رنج مى انجامد. این راه خود به تنهائى هدف نیست ، مقصد و مقصودى دارد كه همانا ((نیروانه )) است و ذات ((جاویدى )).(274)
نیروانه و مسیر آن را دانستیم . اینك آن چهار حقیقت را دریابیم تا در مسیر نیروانه به سر منزل مقصود برسیم :
1 حقیقت عالى رنج (دوكاهام آریا ساكام )؛ بودا مى گوید: زائیده شدن رنج است ، پیرى رنج است ، بیمارى رنج است ، مرگ رنج است ، از عزیزان دور بودن رنج است ، با ناعزیزان محشور شدن رنج است ، به آرزو نرسیدن رنج است . سخن كوتاه ، همه پنج بخش دلبستگى رنج اند.
2 خاستگاه رنج ؛ خاستگاه رنج تشنگى است . (تاناهامیل و طلب ) یعنى تشنگى كام ، تشنگى هستى و تشنگى نیستى . و همین تشنگى است كهبه دوباره زائیده شدن راه مى برد و بسته به كامرانى است .
3 رهائى از رنج ؛ رهائى از رنج همان رهائى از تشنگى است . یعنى رها كردن آن ، روگرداندن از آن ، آزادى و وارستن از آن است تا نشانى از آن به جا نماند، چون تشنگى از راه حس ها پیدا مى شود، پس رهائى از آن در خویشتن دارى و نگهدارى از درهاى حس است .
4 راه رهائى از رنج ؛ این راه همان راستى و درستى در شناخت ، در اندیشه ،
در گفتار، در كردار، در زیست ، در كوشش ، در آگاهى و در یك دلى ، یعنى سمادى است .(275) یعنى راه هشتگانه عالى .
راه هشتگانه عالى ؛
1 شناخت درست ؛ یعنى شناختن چهار حقیقت عالى .
2 اندیشه درست ؛ آزادى از هوس ، بدخواهى و بیزارى و آزادى از آزار و ستمگرى .
3 گفتار درست ؛ خوددارى از دروغگوئى ، چرندبافى ، درشت گوئى و یاوه گوئى .
4 كردار درست ؛ پرهیز از آزردن زندگان ، یعنى كشتن ، دزدى بى عفتى .
5 زیست درست ؛ خوددارى از پیشه هائى كه براى دیگران زیان آور باشد؛ چون اسلحه فروشى ، برده فروشى ، طالع بینى و...
6 كوشش درست ؛ براى دور ماندن از بدى پیروز شدن بر هر گونه بدى و شكوفاندن و نگاهداشتن هر نیكى كه در رهرو پیدا مى شود.
7 آگاهى درست ؛ رهرو در این گام درباره تن ، احساسات ، دل و...آگاهى روشن دارد و آگاه زندگى مى كند.
8 یكدلى درست ؛ یعنى با آگاهى درست رو كردن به نگرش و به هر پله نگرش دل سپردن .(276)
كتب مقدس ؛
كهن ترین كتب بودائى موجود به زبان پالى مرسوم به تى پتكه یا سه سبد یا كانون پالى مى باشد. ((سه سبد)) شامل :
1 ونیه پتكه یا سبد روشن
2 سوته پتكه یا سبد آئین
3 ابى ذمه پتكه یا سبد آئین برتر.
((سوته پتكه )) از پنج مجموعه فراهم آمده است كه به ((پنج نكایه )) معروف اند. یكى از این مجموعه ها كودكه نكایه یعنى مجموعه گفتارهاى كوتاه است كه خود از پانزده كتاب ساخته شده است . یكى از این پانزده كتاب به ((ذمه پده )) یا ((ذمه پده )) معروف است .(277)
مجموعه هاى بودائى :
1 آنگوتارا نیكایا (نكایه ).
2 دیا نیكایا (نكایه ).
3 میجمى ایمانیكیا (نكایه ).
4 سامى یوتانكایه .
5 سوتانى پاتا (متن كهن بودائى ).(278)
6 پیتاكا (سبدهاى قانون ) تالیف 241 ق .م شامل :
الف : حكایات ، ب : انضباط، ج : شریعت .
7 یاتاگا.
8 كنجور و تنجور.(279)

مرگ بودا؛ و انشعاب در آئین او
همان گونه كه آمد، ((سیدارته گتمه )) از خاندان سكیه در جنگل لومبن (نپال كنونى ) متولد شد. تاریخ تولد او به درستى روشن نیست ، قرن ششم ق .م . قرن مورد توافق زمان بودا است . پدرش : ((سودودنه )) است .(280) بودا در سال 483 ق .م . در سن هشتاد سالگى در گذشت .(281) جان ناس ‍ مى گوید: ((وى احتمالا در سال 560 ق .م . در شمال هند در یكصد مایلى شمال شهر بنارس متولد گریده است . پدرش راجه یا سلطانى بوده است كه بر قبیله ساكیا فرمانروائى مى كرده است . بارى چهل و پنج سال بر بودا گذشت . در طى این مدت وى دائما به وعظ و تعلیم و تربیت امور مشغول بود. سرانجام در هنگامى كه عازم مسافرت به بلدى مجهول بود...، در هشتمین روز سفر خویش وقتش به سر رسید. پس از صرف مختصر طعامى هنگام ظهر در خانه زرگرى به نام چوندا، بسختى بیمار گردید و اندكى بر نیامد كه جام مرگ رانوشیده ، در میان دو درخت صندل جان شیرین را تسلم كرد.))(282)
انشعاب در آئین بودا؛ در اواسط قرن سوم ق .م . آئین بودا با حمایت آسوكا پادشاه قدرتمد هند رواج یافت . گسترش این آئین در سراسر هند باعث شد تا جنگ و رنج و ستم و نابسامانیهاى اخلاقى اجتماعى كاهى یابد. دو قرن بعد از درگذشت ((آسوكا)) مذهب بودائى در هند كاملا فراگیر شد. از این دوران به بعد بود كه از اعتبار و گستردگى دین بودا به تدریج كاسته شد. از قرن هفتم میلادى تا قرن دوازدهم میلادى دوران عزلت آئین بودا است . آنگاه این آئین از مرزهاى هند گذشت و پا به سیلان ، بیرمانى ، سیام ، كامبوج ، تركستان ، تبت ، چین ، كره ، ژاپن و... گذاشت و در این كشورها رواج یافت . سرنوشت اولیه این آئین پس از مرگ بودا (دو قرن بعد) دستخوش ‍ حوادث شد و به هیجده شاخه یا فرقه یا رنگ تقسیم شد. از میان این هیجده فرقه ، دو فرقه بزرگ ، مشخص گردید: فرقه ناقل كوچك و فرقه ، ناقل بزرگ پدیدار شدند.
ناقل كوچك یعنى طریقه اى كه وسیله نجات فرد مى گردد و ناقل بزرگ وسیله اى است كه مؤ من مى تواند دیگران رابا خود هماهنگ و همراه سازد. این دو فرقه بعدها ((ماهایانا)) و ((هیتایانا)) نام گرفتند و سپس فرقه سومى كه ((لاما)) نام گرفت ، پدیدار شد. فرقه ((ماهایانا)) كه سختگیرى هاى كمترى دارد، امروزه در ((چین ))، ((كره )) و ((ژاپن )) و آسیاى جنوبى رواج دارد. مذهب ((هیتایانا)) كه فرقه سنت گراى بودائى است و مبتنى بر تعالیم عصر ((بودا)) است ، در ((سیلان )) و ((بیرمانى )) پیروانى فراوان دارد.
نیروانا در تلقى این فرقه عبارت است از: ((زوال و نیستى و فناى مطلق )). پیروان این فرقه معتقدند كه نجات در هیچ است و بر این باورند كه پارسایان در نیروانا دیگر نمى توانند به مقام بودائى دست یابند و دوباره به این جهان آیند و در نجات خلق بكشوند. اما فرقه ماهایانا، نیروانا را یك نوع بهشت پرآرامش مى داند. در اعتقاد عوام بودائیان نیروانا بهشت حقیقى تلقى شده است . و نیز مى گویند پارسایان كه در نیروانا منزل كرده اند، مى توانند به مقام بودائى برسند و در راه نجات انسانها بكوشند. بوداى واقعى روزى ظاهر خواهد شد و بشریت از وجود او بهره مند خواهند شد. در این مذهب یك نوع دوزخ براى متوفى كه اگر مجرم و گناهكار باشد، وجود دارد. اما مذهب ((لاما)) كه در تبت رواج دارد، معجونى از اندیشه ها و عقاید و آراء ادیان بدوى است .
((لاما)) به معناى برتر و عالى تر است .(283)
فرقه هاى : ((ویب هاشى كا))، ((سوت ران تى كا))، جوكاچارا)) و ((مادهیامى كا)) نیز از شاخه هاى ((هیتایانا)) و ((ماهایانا)) مى باشند. در این شاخه نوعى ((واقع گرائى )) نهفته است . مثلا در شاخه ((ویب هاشى كا))، واقع گرائى بدون واسطه در كار است . و در ((سوت ران تى كا)) واقع بینى غیر مستقیم اشراق گونه اى به چشم مى خورد.
((جوكاچارا)) روش سنتى بودائى در طریق ریاضت نفس و جسم را تبلیغ مى كند.(284) این فرقه ها كدام بخشى از تعالیم بودا را حفظ كرده اند و مانند طبیعت هر مذهب دیگر در تفسیر و تبیین تعالیم و روش بودا با یكدیگر اختلاف دارند. اما دامنه و عمق این اختلاف به گونه اى نیست كه آنها را در مقابل یكدیگر قرار دهد. هر چند كه مذهب یا فرقه سنت گراى هیتایانا بیشترى به خرج مى دهد و سخت گیرى بسیارى دارد.
آیا وجود ((بودا)) یك افسانه است ؟
برخى دانشمندان معتقدند كه وجود بودا افسانه اى بیش نیست . كرن دانشمند هند شناس هلندى مى گوید بودا افسانه اى است كه نپال ، تبت و چین ساخته شده . افسانه بودا از افسانه كریشنا كمتر ارزش تاریخى دارد. سنارت هند شناس فرانسوى در كتاب بررسى افسانه بودا مى گوید كه بودا، افسانه خورشید آسمان است ، همان گونه كه خورشید از تاریكى بیرون مى آید، بودا هم از مایا (تصور و خیال ) متولد مى شود. مادرش مانند ظلمت اندكى پس از طلوع فرزندش آفتاب ناپدید مى گردد. اما بر خلاف این دسته از هند شناسان ، گروهى دیگر از جمله اولنبرگ معتقد است كه بودا واقعیت خارجى داشته و یك شخصیت تاریخى است نه اساطیرى . محل و زمان تولد او بر اساس قطعه سنگ بدست آمده اى مشخص است . در قرن سوم قبل از میلاد پادشاه بزرگ بودائى آسوكا او را احترام نموده است .
این قطعه سنگ در سال 1896 م كشف شده است . در سال 1898 میلادى زائرین بودائى سبوئى را كشف كرده اند كه مدعى بودند خاكستر بودا در این سبو است .(285)
مسئله ((خدا)) در آئین بودا؛ فلیسین شاله مى گوید با آنكه دین بودا خدایان بى شمارى در زمین و آسمان دارد، ولى كلا بدون خدا است . در تلقى بودا خدایان موجوداتى مانند سایرین تابع تحولات عمومى هستند. با این همه ، بى خدائى در اصول این آئین تصریح نشده است . بهر حال این آئین نقطه مقابل آئین ((برهمن )) و ((ودا)) ست . آئین بودا ((روح جهان )) رابه رسمیت نمى شناسد. ((برهمن )) و ((آتمان )) را قبول ندارد، به ((وجود قائم بالذاتى )) قائل نیست . هیچ چیز را ثابت و ابدى نمى داند، همه چیز در حركت و در حال تغییر و فساد و زوال است . به هیچ جوهرى مادى (مركب و مجرد) باور ندارد. در این آئین سخن از ((وجود)) و ((لاوجود)) نیست . بودا درباره خدایان مى گوید آنها هم مثل انسانها زوال پذیر و فانى هستند. بیقرارى و عدم ثبات جهان بر خدایان نیز حكومت مى كند. اگر چه عمر خدایان بیشتر از عمر انسان است ، ولى ناپایدار و غیر جاویدان هستند. پس چون در این آئین خدایى وجود ندارد، مراسم مذهبى طبعا وجود ندارد. آنچه هست ، یادبود است . بودائیان براى بودا مقام خدادى در نظر ندارند و به او متوسل نمى شوند و برایش دعا نمى خوانند.
او فقط شخصیتى است كه بر اثر ریاضت و مبارزه با چهار رنج معروف ، به ((نیروانا)) راه یافته و در قلب نجات یافتگان همیشه حاضر است . تنها كارى كه بودائیان در مقابل مجسمه بودا انجام مى دهند، پرتاب دسته گل است . آنان در هر ماه چهار بار براى ترویج دین در معابد جمع مى شوند. بودائیان در اطراف استوپا (در هند) گرد مى آیند و مراسم یادبود انجام مى دهند. در این بنا از خاكستر مقدسین بودا نگهدارى مى شود.(286)