تبلیغات
wellcome to chinovat - ادیان و مذاهب هند بخش 1
چهارشنبه 28 بهمن 1388

ادیان و مذاهب هند بخش 1

   نوشته شده توسط: javad barghi    نوع مطلب :تاریخ ،

ادیان و مذاهب هند
جغرافیاى تاریخى انسانى
((هند در طول تاریخ دو هزار و هفتصد تا دو هزار و هشتصد و سه هزار سال تمدن و فرهنگ ، سرجشمه جوشش عرفان و تصوف است .))(183) قدیمى ترین آقار تمدن هند به سالهاى 1500 تا 3000 قبل از میلاد مى رسد. مهاجرت ((آریائى ))ها از مركز آسیا به هند، احتمالا در حدود یك هزار سال پیش از دوران تمدن دره سند صورت گرفته و موجب پیدایش نخستین تلفیق نژادى در هند شده است .(184)
((آریائى ها قوم سفید پوستى هستند كه از نواحى شمالى بحر خزر، یا شمال اروپا یا نواحى تركمنستان در قرنهاى 18، 16 تا 12 قبل از میلاد یعنى 3300 تا 4000 سال پیش ، در دسته و قبائل مختلف و در زمانهاى متناوب به سوى هند سرازیر شدند و از نواحى شمال شرقى ایران وارد فلات ایران شدند و آریائى هاى هند و ایران در ساختند كه در آغاز دو ملت جدا نبودند...))(185) نام كهن هند آیاوارتا بوده است كه به معنى سرزمین آریاها است . این نام بیشتر به نواحى شمالى هند تا كوهستان ویند یا اطلاق مى شد.(186) جغرافیاى انسانى هند نشان مى دهد كه سكنه بومى هند را ((مردمى سیه چرده با موهاى مجعد كه اعقاب ایشان به نام ((دراویدیان ))ها هم اكنون در نیمه جنوبى شبه جزیره فراوانند))(187) تشكیل مى داده اند. ((این مردم معذلك قومى وحشى و ابتدائى نبوده اند و در میان ایشان برخى گروههاى قبایل بدوى از ریشه هاى كهن تر وحود داشته كه هنوز بعضى از آنها تا عصر حاضر در جنگلهاى جنوبى و مركزى هند باقى مانده اند.))(188) سابقه تمدن این قوم به سه هزار سال قبل از میلاد مى رسد.(189) ((تحقیقات اخیر نشان داده است كه ((دراویدى ها)) همان كسانى كه امروز ((نجس )) نام دارند))(190) مى باشند. ((...اما تمدن و سرگذشت و عزتشان ، همه با هجوم آریائى ها كه قومى بسیار خشن و بیرحم بودند، از میان رفت . آریائیان نسبت به قوم بومى (هم در ایران و هم در هند) بیرحمانه و با خشونت تمام عمل كردند. در خشونت روح آریائى ، آدمى چون ((ابراهیم پور داوود)) (كه بسیار آریائى پرست هم بود)، در مقدمه كتاب ((بیژن و منیژه )) چاپ ((شركت نفت )) مى نویسد: ((در بعضى از لهجه هاى جنوب و جنوب غربى ایران ، كلمه آریا و آریائى به معناى خون ریز، خشن ، وحشى و آدم كش است و این اصطلاح از دوره هجوم آریائى ها بر بومیان ایران مانده و یادگار آن دوره است .)) بود و نویسندگان بودائى اصولا كلمه آریا را به معناى مقدس ، متعالى و پر از شرافت و نجابت به كار مى گیرند... معلوم مى شود در برابر معانى خشن ، وحش ، آدم كش خون ریز و بیرحم كه بومیان به آریا و آریائى داده اند، آریائیان به عنوان عكس العمل ، معانى نجیب ، شریف ، متعالى ، بزرگ برجسته و مقدس را وضع و تحمیل كرده اند.))(191)
مردم هند مخلوطى از نژادهاى سفید، زرد و سیاه مى باشند با تركیبى از: هفتاد و سه درصد هند و آریائى ، بیست و پنج درصدد راویدى و سه درصد مغولى كه به لحاظ عقاید، هفتاد و سه در صد هندو، یازده درصد ملسمان و سه درصد مسیحى و یك درصد بودائى هستند.(192)
ادیان و عقاید باستانى هند؛
((اولین ادیان آریائى در ایران و هند، همان ادیان توتم پرستى ، فتیش ‍ پرستى ، انیمیسم (روح پرستى ) و جادوگرى و پرستش طبیعى بوده است ))(193) بنابراین دین اولیه هندیان همان ادیان و عقاید بدوى بوده است .(194) كه در بررسى ادیان بدوى به آنها اشاره شده است .(195)
قدیمى ترین دین هند؛
دین ودا
((... دین ((ودا)) قدیمى ترین دین متمدن و اصلى هند است و ادیان دیگر، برهمنیسم ، جینیسم ، سیكیسم و مذهب بودا همه رفورم و تحول و اصلاح دین ((ودا)) است و اصول مشترك همه این ادیان ، اصول اساسى دین ((ودا)) است . و اگر ((ودا)) را بفهمیم ، اصول اساسى و مشترك همه ادیان بعدى را فهمیده ایم . در دین ((ودا)) آثارى از توتم پرستى وجود دارد كه نشانه واسطه بودن این دین است میان ادیان پیشرفته (مثل ادیان ابراهیمى ) و دین هاى بدوى مثل توتمیسم ، انیمیسم و فتیشیسم .))(196)
پیشینه تاریخى دین ((ودا))؛
((سه دوره ودائى (1500 الى 500 ق .م ) و برهمنى (500 الى 800 ق .م ) و هندو (600 میلادى به بعد)، توسعه و گسترش و تكامل همه جانبه جریانى است كه از چشمه ساران فیاض مبداء ودائى روانه مى گردد و پیچ و خم زمان را مى پیماید و از آبشارهاى تحولات اندیشه گذر مى كند و جویبارهاى
عقاید و آراء نو شكفته بدان مى پیوندند و به تدریج مبدل به رودى بزرگ مى شود... و سرانجام با سكوت و وقارى بى مانند در دریاى خاموشى و یگانگى محض كه هدف غائى معنویت هندو است ، مى آساید و مى آرامد)).(197)
((دوره ودائى با هجوم اقوام هند و اروپائى و استقرار آنان در شبه قاره هند آغاز مى گردد. در این دوره ، تمدن و فرهنگ آریائى بسط یافت و ریشه دوانید. این دوره آغاز سرودهاى ((ریگ ودا)) و ((براهمانا))ها و آغاز دوران ((ایده آلیسم ملكوتى )) ((اوپانیشاد)) است .
كهنترین اثرى كه از قوم هند و اروپائى به دست ما رسیده ، سرودهاى ریگ ودا است ... اساس این نحوه تفكر اولیه قوم هندى ، آئینى است كه علاوه بر خاصیت صرفا عبادى بى گمان مفهوم فلسفى نیز داشته است ، و آن ایجاد وحدت و پیوستگى دنیاى فانى آدمیان با دنیاى باقى خدایان بوده است ...))(198)
((اساس دین ((ودا)) با فهمیدن كلمه ((ودا)) كاملا پیدا مى شود.
((ودا)) نام مجموعه اى است از كتابهائى كه در طول تاریخ دین ودا نوشته شده است .))(199) ((ریگ ودا بدون شك كهنترین سندى است كه از اقوام هندو اروپائى به دست آمده . تعیین دقیق پیدایش این اثر كار بسیار دشوارى است .... به نظر ((ماكس مولر))، ریگ ودا از لحاظ دیرینگى بر سایر وداها مقدم است و در سالهاى 1200 الى 1500 ق .م بوجود آمده اند و منجمین هندو تاریخ پیدایش آن را به هزاره سوم و ششم پیش از میلاد رسانده اند....))(200)
معنى كلمه ودا؛
((كلمه ((ودا)) از ریشه ((وید)) یعنى ((دانستن ))...مشتق شده است و مراد از آن((معرفت و دانائى ممتاز)) است . ودا با كلمه ((ائیدا))ى یونانى ( من مى دانم )پیوستگى و خویشاوندى دارد. ((ودا)) را ((آپاورشیا)) یا ((غیر انسانى )) و((مافوق انسانى )) مى نامند. زیرا این سرود به عقیده هندوان زائیده طبع شاعر پیشههیچ مخلوقى نیست ، بكله از مبداء غیر انسانى ((وحى )) شده است .... وداى اولیه ، نخستاز مبداء به متقدمان و عرفاى دوران كهن وحى شده و آنمشتمل بر صد هزار بیت بود كه به چهار قسمت تقسیم مى شد...
اما در آغاز عصر دوم ((كریشنا دوى پایانا)) ((ودا)) را از نو احیاء كرد و بدان حیات نو بخشید و تقسیم بندى سابق را كه شامل : ((ریگ )) ((یاجور)) ((ساما)) و ((اتهاروا)) بود، از نو برقرار ساخت ...سرودهاى ریگ ودا از سایر وداها معتبرتر است . هم از لحاظ دیرینگى و هم از لحاظ اهمیت و ارزندگى مطالب بر آنان حق تقدم دارد. این ودا شامل هزار و بیست و هشت سرود است ...))(201)
محتواى ((ودا))؛ ((اشعار ((ریگ ودا)) سرودهائى را شامل اند كه در مدح و جلال خدایان و موجودات گوناگون اساطیرى گفته شده اند.... سرودهاى ریگ ودا بیشتر در مدح خدایان بزرگ اساطیرى آریائى سروده شده اند.))(202)
تفسیر وداها؛
((تفسیر رمزى سرودهاى ریگ ودا از مسائل پیچیده جهان خاور شناسى است ... بیشتر مستشرقین قرن نوزدهم معتقد بودند كه سرودهاى ودا پرداخته و ساخته تخیلات ساده و بچگانه بشر اولیه است . یعنى آدمى كه در مقابل نیروهاى اسرارآمیز طبیعت احساس ترس و وحشت مى كرد و خویشتن را هر دم دستخوش غضب این عناصر در هم گسیخته مى یافت و مى كوشید كه بدانان صفاتى چند بخشد و آنها را تحت مفهوم رب النوعى جلوه دهد و پرستش و نیایش كند تا مگر با قربانى و نثار هدایا و خیرات گوناگون نظر لطف و مرحمت آنان را جلب كند و از گزند خشم آنها در اما باشد. ماكس مولر مى گوید: ((آنهائى كه سرودهائى چند از ریگ ودا بخوانند، به وضوح خواهند دانست كه اینان به پدیده هاى اصلى طبیعت اشاره دارند و بدین ترتیب براى درك این سرودها نیازى به آشنائى پیشین نیست ، زیرا كودكان نیز قادر به درك آنها هستند)). سرمونیه ویلیامز مى گوید: ((مذهب ودائى عبادت پدیده هاى طبیعى مانند آتش و خورشید و باد و باران است . این پدیده ها گاهى تحت صورت شخصى یك رب النوع جلوه مى كند و شایسته پرستش است و گاهى تحت یك مفهوم كلى و مبهم ، خدائى یگانه در مى آید...))
نظر بیشتر محققین هندو، خلاف و عكس نظر خاورشناسان باختر زمین است . رام موهان روى معتقد است كه خدایان ودائى مظاهر تمثیلى خدائى یگانه اند. اوروبیندو عارف و محقق بزرگ هند معاصر مى پندارد كه خدایان سرودهاى ریگ ودا نمود حقایق روانى انسان اند... ریگ ودا به خودى خود مهمترین مدركى است كه از دوران باستان اندیشه انسانى به ما رسیده ...))(203)
خدایان ودائى
((یكى از خدایان دین ودا ((ایندارا)) نام دارد. ابندرا خداى طبیعت و رعد و طوفان و باران و همچنین نوعى خداى جنگجو و مبارز به نفع مردم خود مى باشد. در مقابل ایندرا كه خداى ((خشونت )) است ، ((وارونا)) خداى ((خرد)) قرار دارد... ((وارونا)) با ((میترا)) خداى روشنائى و راستى و نیكوكردارى و عدالت شریك است . مادر ((وارونا)) و ((میترا))، ((آدى تى )) نام دارد كه وجوه مشترك خدایان و اشیاء است ... از خدایان دیگر ودائى ((دى آاوس پیتار)) است كه نظیر ((زئوس پاتر)) در یونان مى باشد و پدر غالب خدایان دیگر است . این خدا شریك ((پرى تى وى ماتار)) یا مادر زمین مى باشد و یكى از پسرانش ((شریا)) خداى خورشید است . یكى دیگر از خدایان ، ((اوتا)) خداى باد است كه ((وتان )) نامیده مى شود. در كتب ودا، ((مانو)) خداى قانونگذار دیده مى شود... این خدایان به تدریج ارزش ‍ خودذ را از دست دادند و خدایان قربانى و فداكارى ، مخصوصا ((آگنى )) خداى آتش و كانون ، و ((سوما)) شراب خداى مقدس ، در ردیف اول قرار گرفتند.
این خدایان از لحاظ شكل و عرض و تقریبا جهالت مانند انسانند. یكى از آنها كه نمازگزاران گرداگردش را گرفته اند، فكر مى كند كه به پرستندگان خود چه باید بدهد: ((این است آنچه من خواهم كرد. نه ، من این كار را نمى كنم ،
به او گاو خواهم داد. یا بهتر است اسب بدهم ؟ مددم كه آیا واقعا از دست او سوما گرفته ام یا نه ؟)) ارزش قربانى و فداكارى موضوع اساسى دین ودا را تشكیل مى دهد. مردگان براى بقاى پس از مرگ احتیاج دارند از راه خیرات و قربانى و پیشكشى و هدایان تغذیه شوند. خدایان احتیاج دارند كه به كمك آتش به افتخار آنان قربانى ها بر پا كنند و براى آنان سوما یعنى اب حیات تقدیم كنند. در دین ودایى ابتدائى ، ظاهرا معبد و بت وجود نداشت ، محراب هر قربانى تازه از نو بر پا مى شد و آتش مقدس ، پیش كشها را به آسمان مى برد...))(204)
مراتب خدایان ؛
((1 خدایان آسمان چون : دیاوس ، وارونا، میترا، سوریا، ساویترى پوشان ، ویشنو، اوشا و آشوین .
2 خدایان برزخى كه بین زمین و آسمان قرار یافته اند، مانند ایندرا، آیام ناپات ، ماتاریشوا، رودرا، واپوواتا، پاراجانیا، آپا.
3 خدایان خاكى چون : پرى تى وى آگنى ، برى هاسپاتى و ((سوما.))... یكى از كهن ترین خدایان هند و اروپائى ((دیاوس )) بوده است ... ((دیاوس )) خداى مشترك جمله اقوام هند و اروپائى بوده است و با همسر خود زمین ، جفت جدائى ناپذیر (آسمان زمین ) را تشكیل مى داده است . ولى به مرور زمان این خدا از مقام فرمانروائى خود سقوط كرد و به درجه پدیده هاى آسمانى چون روشنائى روز و غیره در آمد. با نزول دیاوس ‍ مفهوم خدایان فرمانروائى از افق علم اساطیر آریائى به كلى محو نشد، بلكه خداى دیگرى جایگزین ((دیاوس )) شد و این خداى نوظهور ((وارونا)) بود.))(205)

مفهوم یكتاپرستى در ریگ ودا؛
((در آخرین سرودهاى ((ودا)) خداى یگانه اى جلوه مى كند كه سایر خدایان را تحت الشعاع قرار مى دهد و به صورت واحد مستقلى متجلى مى شود. این خالق و پروردگار جهان به عناوین مختلفى بیان شده . او را ((ویشواكارما))، ((پوروشا)) و ((پراجاپاتى )) نام گذارده اند. مطالبى چند از این مفهوم خداى یگانه انتزاع مى شود: یكى صفت خلاقیت و آفرینش است كه به این پروردگار عالم منتسب است ، دیگرى آئین قربانى است ...(206)
((... در یكى از اشعار ((ریگ ودا)) گفتگوئى است ساده بن نخستین والدین نوع بشر یعنى برادر و خواهر دوقلو یاما و یامى . ((یامى ئ برادرش را على رغم نهى الهى به زناى با خود اغوا كرد و وانمود ساخت كه آنچه او مى خواهد، همانان بقاى نسل است .
((یاما)) با اتكا بر مبانى عالى اخلاقى مقاومت كرد. ولى ((یامى )) به انواع و اقسام تحریكات متوسل گشت و بالاخره سلاح آخر خود را به كار برد و گفت كه او ضعیف و زبون است . عالى ترین اشعار، سرود شگفت آور آفرینش است كه در طى آن یك وحدت وجود عالى و یك گونه شكاكیت مقدس دین قدیمى ترین كتاب و دینى ترین مردم تجلى مى كند:
نه هستى وجود داشت و نه نیستى ، نه آسمان درخشان دیده مى شد و نه سقف پهناور آسمان در بالا گسترده بود.
چه چیز همه را مى پوشاند؟ چه پنهن شان مى كرد؟ آیا گرداب بیكران آب بود؟
مرگ وجود نداشت ، و مع ذلك هیچ چیز جاودان نبود.
بین روز و شب مرزى وجود نداشت .
وجود یكتا، به تنهائى نفس مى كشید.
جز ((او هنوز دیگرى وجود نداشت .
ظلمت بود و همه چیز در ظلمتى عمیق پنهان بود.
اقیانوسى بود بدون نور، نطفه حیات كه هنوز در پرده نهفته بود.
طبیعت یكتا را از درون گرماى سوزان شكفت .
آنگاه نخست ((عشق )) پدید آمد و سپس سرچشمه تازه ((عقل )) عیان گردید.
آرى شعرا با تمیز و بینائى دل و با تفكر، پیوند بین موجودات خلق شده و خلق نشده را دریافتند.
این اخگر از زمین آمده و در همه جا نفوذ كرده و یا از آسمان آمده است ؟ سپس بذرها افشانده شد، و قدرتهاى نیرومند برخاستند. طبیعت در زیر و قدرت و اراده در بالا. كیست آن كه بر این راز آگاه است ؟ و در اینجا كیست كه آشكار گرداند و بگوید از كجا، از كجا، این آفرینش رنگارنگ سرچشمه گرفت ؟
خدایان خود دیرتر خلعت هستى در بر كردند.
كه مى داند این آفرینش بزرگ از كجا سرچشمه گرفته است ؟ آن كس كه سرچشمه این آفرینش بزرگ است ، اعم از این كه آن را با اراده خود آفریده و یا خاموش و گنگ بوده است ، عالى ترین بیننده ایست كه در عالى ترین آسمانها وجود دارد.
او از این راز آگاه است ، یا شاید این راز حتى بر او پوشیده باشد.))(207)
((به این ترتیب با وجود تعدد خدایان در دین ودا، آثارى از واحدپرستى دیده مى شود و خدایان متعدد را با وجوه مختلف از یك خداى ناشناس ‍ نمودار مى سازد. سرود یكصد و بیست و یك از كتاب دهم ریگ ودا این نگرانى را با عباراتى بس شیوا چنین بیان مى كند:
آن كه حیات مى بخشد، نیرو مى دهد، سایه او جاودانى است ، سایه اش ‍ مرگ است ، ان خدا كه ما با قربانیهاى خود او را احترام مى كنیم ، كیست ؟
آن كه وجود، كوهها، برف ، دریا و رودخانه هاى دور دست از اوست ، آن كه آسمان ، ناحیه قدرت اوست ، آن خدا كه ما با قربانى هاى خود او را احترام مى كنیم ، كیست ؟
آن كه با قدرتش چشمان را در بالاى همان آبهایى مى گرداند كه آتش قربانى را قدرت مى دهد و تولید مى كند،
آن كه تنها خدا در فوق تمام خدایان است ،
آن خدا كه ما با قربانیهاى خود او را احترامى مى كنیم ، كیست ؟))(208)
((خردمندان خداى واحد را نامهاى مختلف مى گذارند و آن را ((آگنى )) و ((میترا)) و ((وارونا)) مى نامند.))(209)
جوهره عرفانى و انسانى ودا
جوهره عرفانى ودا؛ ((... حكمت ، ((ودا)) است ؛ ((ودا)) است ؛ ((ودا)) علم حقیقى است . جز ((ودا)) همه علوم موهوم اند... ((ودا)) با ((دیدن ))، ((بینش )) و ((بینائى )) فارسى همریشه است ... ((ودا)) یا ((ویدیا)) چنین علمى است ... در برابر عقل ، تنها راه نجات ، پیدا كردن ((ویدیا)) است و معرفت راستین و به اصطلاح ((عرفان ))...))(210)
جوهره انسانى ودا؛ ((... ((من )) از نظر ((ودا)) در هند، عبارت است از مجموعه روابط و اتصالاتى كه فرد در رابطه با دیگران حس مى كند، مى یابد و آن را به طور كاذب و نادرس ((من )) مى پندارد و حس مى كند. بنابراین من یك حقیقت واقعى نیست ، صدها رشته از دیگران و دیگرها در فرد سر بهم آورده اند و گره خورده اند تا عقده هائى چنین به وجود آمده است و به صورت احساس كاذبى در آمده است و این گرهى است كه هر كس آن را من خویشتن حس مى كند... پس مجموعه آن حركات و تصویرها، یك وجود حقیقى نیست ، كه اگر آئینه یك خود آگاهى كاذب یا ((اویدیا)) داشته باشد، اكنون كه در برابر جمعیت است ،خود را پر مى بیند، و چون به مرحله ((ویدیائى )) (مرحله خودآگاهى ) برسد، احساس مى كند كه همه اینهایى كه به نام خودش مى دیده و همه به عنوان ((من )) خودشان مى شناسند و مى بینند، دروغ است . همه دیگرها و دیگرانند، كه اگر این پیوندها را با آنها ببرد، یك تبلور ((هیچ )) مى شود... ((من )) چنین چیزى است ... پس اولین ((عصیان )) باید علیه ((من )) این بزرگترین دروغ باشد، و این عصیان ، عصیان انسان است علیه ((من )). به چه وسیله ؟ چگونه ؟ با ((ویدیا)). كه ((ویدیا)) ((همچنان كه مى تواند ما را به حقیقت و به اسرار كائنات برساند، از دروغهاى بزرگ هم مى تواند آگاهمان كند. همه علوم از ((من )) مى گویند و تنها ((ویدیا)) است كه مى تواند دروغ بودن و پوچ بودن ((من )) را ثابت كند. و آن حقیقت ماوراء ((من )) را كه در زیر ((من )) مدفون است و هیچ احساسى نسبت به آن نداریم ، كشف كند و خود را كه حجاب خود شده است ، از میان بردارد...))(211)