تبلیغات
wellcome to chinovat - دین و مذهب تعاریف ودیدگاهها
چهارشنبه 28 بهمن 1388

دین و مذهب تعاریف ودیدگاهها

   نوشته شده توسط: javad barghi    نوع مطلب :تاریخ ،

دین و مذهب ؛ تعاریف ، دیدگاهها
پیدایش دین و مذهب در جوامع بشرى
روایات مذهبى (عهد عتیق و جدید و قرآن ) و آثار به دست آمده از كهن ترین دوران حیات بشر، همه حكایت از دیندارى انسان مى كنند. روانشناسى تاریخى انسان نشان مى دهد كه بشر از پگاه آفرینش لحظه اى بى دین و بى عقیده نبوده است ؛ اشكال پرستش در كلیه ادوار تاریخ همین را ثابت مى كند. بنابراین اگر ما تاریخ تكامل انسان را به دو دوره یا مرحله كلى تقسیم كنیم ، در مى یابیم كه : در دوره تكامل عضوى كه مرحله بدوى حیات انسانى است . بشر معقتد، متدین و صاحب عقیده بوده است . درخشش ‍ عصر دیندارى انسان از مرحله اى است كه تكامل مغزى یا عقلى انسان آغاز مى شود. و همین مرحله ، آن دوره اى است كه گزارشهاى مذهبى سخن از حضور پیامبران دارند.
با نگاهى به داستان آفرینش در قرآن ، مى توان دریافت كه قدمت انسان در زمین بسیار طولانى است . این واقعیت را مى توان از پرسش و پاسخ فرشتگان و خداوند دریافت . روایات مذهبى شیعه نیز همین را مى رساند. آنجا كه امام على بن ابیطالب (ع ) در پاسخ به این سوال كه : آیا قبل از پدرمان آدم ، آدم دیگرى هم در زمین زیسته است ، فرمود:
اگر انسان از اكنون تا قیامت هم به شمارش آدم هاى قبل از پدرمان آدم بپردازد، نخواهد توانست تعداد آدم هاى قبل از آدم را احصا كند. و این ، قدمت حضور انسان در زمین را مى رساند و در نتیجه ، پیشینه پرستش و عقاید انسان را بیان مى كند. و از همین رو است كه :
((هنرى لوكاس )) مى گوید: ((دین پیچیده ترین عنصر فرهنگ ابتدائى انسان است ...
و پیداست كه همه مردم اولیه گونه اى اعتقاد دینى داشته اند و انسان اولیه مانند بازماندگانش به نیروى راز آلودگى كه نگاه دارنده زمین ، آسمان و سراسر زندگى او است ، عمیقا احساس وابستگى مى كرد. انسانهاى ابتدائى عموما به نیروهاى فرا طبیعى باور داشته و بسیارى از عادتهاى فرهنگى آنان از اینگونه گرایشهاى ماوراء طبیعى سرچمشه گرفته است . انسان نخستین با موجودات اطراف خود چنین نجوا مى كرد:
من ده ساله بودم ، به زمین ، آسمان ، رودخانه ها و جانوران اطرافم نگاه مى كردم و نمىتوانستم بفهمم كه اینها را كدام نیروى بزرگ تر ساخته است . به قدرى نگران فهماین موضوع بودم كه از درختها و بوته ها سوال مى كردم . پندارى گلها به من خیره شدهبودند. مى خواستم از آنها بپرسم : شما را چه كسى آفریده ؟ به سنگهاى خزه پوشنگاه مى كردم كه بعضى به شكل انسان بودند. اما اینها نمى توانستند جواب مرا بدهند.پس از چندى خواب دیدم . یكى از همین سنگهاى كوچك به خوابم آمد و گفت : آفریدگارهمه چیز واكان تانگاه خداى یكتا است ))(23)
معنى دین و مذهب و اشاره اى به طبقه بندى آنها
معنى و مفهوم ؛
واژه ((دین )) لفظ مشترك آریائى و سامى است .
محققان لفظ دین را در آثار سه قوم دیده اند:
1 در لغت آرامى (لغت اقوام ساكن شمال بین النهرین ) به معناى ((حكم و قضا)) به كار گرفته شده است .
2 در لغت عرب به معناى ((رسم و عادت و شریعت )) آمده است .
3 در ((اوستا)) دین به معناى ((شریعت و مذهب )) آمده است . و در اصطلاح عرف ، دین شریعتى است كه به وسیله یكى از فرستادگان الهى یا مدعیان نبوت آورده شده است .(24)
((دین )) كلمه اى است عربى كه در زبانهاى سامى (عبرى و آرامى ) نیز به كار رفته و به معناى ((قضاوت و جزا)) هم آمده است ؛ مانند: ((یوم الدین )) كه به معناى روز جزا و داورى است .
و در لغت عرب به معناى ((اطاعت و انقیاد)) هم آمده آنگونه كه به معناى ((آئین و شریعت )) هم به كار رفته شده است . لفظ دین در اوستا به صورت ((وئنا)) آمده كه به معناى ((وجدان )) و ضمیر پاك )) است .
در فرهنگ اسلام دین را اینگونه معنى كرده اند:
((دین عبارت است از اقرار به زبان و اعتقاد به پاداش و كیفر در آن جهان و عمل به اركان و دستورات آن )).(25)
دین در اصطلاح اسلامى
دین در اصطلاح اسلامى به دو معنى آمده است :
1 دین ، احكام و دستوراتى است كه از طرف پروردگار براى راهنمایى جامعه بشرى بر رسولان و پیامبران حق وحى شده باشد.
2 دین ، یعنى ((ملت )) (ملة ابراهیم ) و ((شریعت ))؛ شریعت محمد (ص ).
دستورات پیامبران الهى را مى توان به سه دسته تقسیم كرد:
1 اعتقادات ؛ مانند توحید و نبوت و معاد.
2 دستورات اخلاقى ؛ سیر و سلوك انسانى و....
3 تكالیف عملى ؛ عمل بر طبق احكام و دستورات دینى .
((راغب )) در ((مفردات )) مى گوید: ((شریعت را به اعتبار اطاعت و فرمانبردارى دین گویند.))
((طبرسى )) در ((مجمع البیان )) مى گوید: ((اطاعت را دین گویند، از این روى كه طاعت براى جزا است .))
در قرآن : دین به معناى ((جزا)) آمده است : مالك یوم الدین (26) ( صاحب روز جزا است). و به معناى شریعت نیز آمده است : ما جعل علیكم فى الدین من حرج (27) و به معنىطاعت نیز: مخلصین له الدین ، همچنین به معناى كیش و شریعت : ان الدین عندالله الاسلام(28)، و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرین (29)،لااكراه فى الدین ...(30)، و ذرالذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا...(31)
امام على بن ابیطالب (ع ) در معناى ((دین )) فرموده اند:
((آغاز دین تسلیم بودن در برابر پرورگار و پایان آن بندگى خالص او كردن است ، دین را جز عقل سامان نبخشد، دین و ادب هر دو محصول عقل اند، دین آدمى را از هر كار زشت و ناپسند باز مى دارد.))(32)
معنى ((مذهب )) و فرق آن با دین
((مذهب )) مصدر میمى و ماءخوذ از ((ذهب )) است كه در زبان عربى به معناى ((طریقه و روش )) است . در تعابیر علماء دین ، مذهب طریقه خاص دین است . ((جرجانى )) مى گوید كه : دین منسوب به خداست و ملت منسوب به پیامبر و مذهب مذهب جعفرى یا حنفى ، یا حنبلى ، یا مالكى و شافعى . غالبا اختلافات و افتراقات یك دین را مذهب گویند، مانند: مذهب كاتولیك ، پروتستان ، ارتودكس در دین مسیح .(33) و نیز آمده است كه ((مذهب )) به معناى طریقه و روش است .
در اصطلاح متكلمان ، مذهب به معناى روش خاصى است در فهم مسائل اعتقادى كه منشاء اختلاف در آن توجیه مقدمات منطقى و یا تفسیر ظاهر قرآن است ؛ مانند مذهب شیعه امامیه ، مذهب اشاعره ، مذهب و معتزله . و در اصطلاح فقهى به معناى روش خاصى در استنباط احكام از ظواهر كتاب و سنت است ، مانند مذهب جعفرى ، حنفى ، مالكى ، شافعى ، حنبلى و...(34)
طبقه بندى مذاهب و ادیان
طبقه بندى مذاهب در تاریخ ؛ بر اساس نژاد شناسى :
1 مذاهب اقوامى كه از میوه درختان و شكار زندگى مى كنند.
2 مذاهب اقوامى كه به كشت و زرع مى پردازند.
3 مذاهب اقوامى كه از گله دارى امرار معاش مى كنند.
4 مذاهب اقوام و مللى كه متمدن شناخته مى شوند.
طبقه بندى ادیان جهانى ؛ بر اساس جامعه شناسى :
1 ادیان كلانى ؛ مانند آئین توتم پرستى و...
2 ادیان ملى و قبیله اى ؛ مانند آئین چند خدایى یونان باستان .
3 ادیان جامع جهانى ؛ یهودیت ، مسیحیت ، اسلام و...
دین و مذهب از دیدگان جامعه شناسان :
ماكس مولر: ((مذهب كوششى است كه براى درك آنچه قابل درك است و بیان آن چیزى كه غیر قابل تقریر است .))
((مذهب یعنى ارتباط انسان با قواى ما فوق انسانى كه آدمى به آنها اعتقاد پیدا كرده و خود را وابسته به آنها مى داند.))
((مذهب از یك طرف وجود قواى اعلى را كه بشر به آنها وابسته است ، اعلام مى دارد و از دیگر طرف ، امكان برقرارى رابطه با آنها را ممكن و ضرورى مى شمارد، این ارتباطات مذهب را تشكیل مى دهند.))
((مذهب یعنى تلاشها و فعالیتهاى بشرى كه از اعتقاد به قواى ما بعدالطبیعه سرچشمه گرفته و بشر وابستگى نهائى خود را به آنها حس ‍ مى كند.))
((مذهب نظام مشتركى از اعتقادات و اعمال مربوط به مقدسات و محرمات مى باشد...))
((مذهب عبارت از نهادى اجتماعى است كه صفت شاخص آن وجود امتى است كه افراد آن در امور زیر با هم اتفاق نظر دارند:
الف : اجراى بعضى از مناس مرتب و پذیرش از دستورات و تعبیرات .
ب : اعتقاد به ارزش مطلق كه هیچ چیز با آن ارزش مطلق ، معادل نتوان بود و امت ، نگهبان آن ارزش مطلق است .
ج : مربوط نمودن فرد با قدرتى معنوى و برتر از انسان ؛ این قدرت در مقام ((توحید)) خداوند خوانده مى شود...))
((مذهب عبارت است از نظام فردى احاسات و اعتقادات و اعمال كه هدفشان خداوند است .))(35)
((دین مجموعه اى از عقاید موروثى است كه مورد قبول واقع شده است ...))
((دین مكتب خاص اعتقادى و اعمال و عبادات است كه در بردارنده مجموعه اى از قواعد اخلاقى و حكمت هاى فلسفى مى باشد.))
((دین كوششى است براى درك آنچه غیر قابل درك است .))
((دین داراى سه مرحله است : 1 مرحله نظرى یا لاهوتى كه در این مرحله آدمى همه پدیده ها را ناشى از اراده اى برتر مى داند. ب : مرحله فلسفى ، مرحله توجیه یا تجرید قواى طبیعت .
ج : مرحله علمى یا تخصصى ، مرحله مقایسه و مقابله پدیده ها با یكدیگر.))(36)
در همین رابطه برخى محققان معتقدند كه انسان اولیه داراى سه مرحله از ((دیندارى )) بوده است :
الف : درك یك عظمت ، مانند دیدن آتشفشان یا دریا و...
ب : ترس از آن عظمت كه دیده بود.
ج : كمك خواستن از آن عظمت براى حفظ خود.(37)
بنابراین ، بشر در تمام ادوار حیاتش به دین مى اندیشیده است .
شگفت آنكه ، حتى دیكتاتوران و خون آشامان بزرگ تاریخ از آغاز تاكنون ، معتقدات دینى داشته اند، در شرق از اسكندر گرفته تا چنگیز و... و در غرب ، آیشمن ، نرون ، هیتلر و... و چنین بوده است كه همیشه دیكتاتوران خون آشام در لباس قدیسان ظاهر مى شده اند و حرث و نسل ملتى را به خاك و خون مى كشیده اند.
بطور كلى ((دین )) به معناى توجه به كانون آفرینش جهان نیز آمده است ؛ از بدوى ترین شكلش كه به صورت باور به یك نیروى مرموز غیبى بود تا شكل منطقى ، فلسفى ، عقلى ، علمى و مترقى امروزش كه به قول ((ویل دورانت )): ((تشكیل دهنده قدرتها و نهضتهاى طبقات و نهادهاى فرهنگى و معنوى و ایجاد كننده تمدنهاى بشرى است .)) و همین عامل بوده است كه به قول دكتر ((بیل )): ((... نقش مهمى در از بین بردن ترسها و وحشتها دارد.)) او به عنوان یك روانپزشك مى گوید: ((بسیارى از بیماران وحشت زده خود را به وسیله دین و مذهب معالجه كردم ، زیرا كسى كه مبتلا به بیمارى وحشت زدگى است ، اگر توجیه شود كه خداوند او را دوست دارد، رفته رفته از ترس و وحشت او كاسته مى شود و روحش نیرو پیدا مى كند)).(38)
استبداد دینى بدترین نوع نظامهاى استبدادى
در عین حال باید دانست و آگاه بود كه این عامل اساسى ((تمدنها)) و ((نهضتها)) و مایه قوت قلبها اگر به وسیله صاحبان قدرت سیاسى به بازى گرفته شود و در خدمت زرو زور و تزویر قرار گیرد، مایه جهل و عامل اختناق و استبداد مذهبى مى شود، و مى دانیم كه استبداد دینى بدترین نوع نظامهاى استبدادى است و بیاد داشته باشیم كه قرون وسطى یعنى هزار سال تاریكى و نكبت و نفرت و انحطاط غرب ، محصول حاكمیت حكومت مذهبى كلیسا است ، زیرا: ((حكومت مذهبى رژیمى است كه در آن به جاى رجال سیاسى ، رجال مذهبى مقامات سیاسى و دولتى را اشغال مى كنند... آثار طبیعى چنین حكومتى یكى استبداد است ، زیرا رجال مذهبى خود را جانشین خدا و مجرى اوامر در زمین مى دانند، و در چنین صورتى مردم حق اظهار نظر و انتقاد و مخالفت با آنها را ندارند. یك زعیم روحانى خود را به خودى خود زعیم مى داند، به اعتبار اینكه روحانى است و عالم دین ، نه به اعتبار راءى و نظر و تصویب جمهور مردم . بنابراین یك حاكم غیر مسئول است و این مادر استبداد و دیكتاتورى فردى است و چون خود را سایه و نماینده خدا مى داند، برجان و مال و ناموس همه مسلط است . و در هیچ گونه ستم و تجاوزى تردید به خود راه نمى دهد و بلكه رضاى خدا را در آن مى پندارد؛ گذشته از آن براى مخالف و براى پیروان مذاهب دیگر حتى حق حیات نیز قابل نیست . آنها را مغضوب خدا، گمراه ، نجس و دشمن راه دین و حق مى شمارد و هر گونه ظلمى را نسبت به آنان عدل خدائى تلقى مى كند. خلاصه حكومت مذهبى همان است كه در قرون وسطى كشیشان داشتند و ویكتور هوگو آن را به دقت ترسیم كرده است .))(39)
نگاهى كوتاه به پیشینه پرستش ؛ از آغاز تاكنون
شواهد باستان شناسى ، دوره اى از تاریخ را نشان مى دهد كه مربوط به چهل تا شصت هزار سال پیش است . آثار مكشوفه از غرب ایران (لرستان ) حكایت از رواج گسترده مراسم مذهبى و دینى در این سرزمین دارد و این ناقض نظریه جان بولاك انگلیسى است كه به مرحله بیدینى در ادوار اولیه تاریخ انسان معتقد بود. همو بود كه مى گفت : پائین ترین مرحله حیات انسان ، مرحله ((لادینى و خدانشناسى )) است ؛ مرحله بعدى مرحله ((فتیش پرستى )) است ؛ مرحله سوم ، دوره توتمیسم یا طبیعت پرستى است ، مرحله چهارم دوره جادوگرى است و مرحله پنجم دوره بت پرستى است و مرحله ششم دوره توحید اخلاقى مى باشد.
((اندرولانگ )) دانشمند اسكاتلندى مى گوید كه بشر اولیه به یك نوع یكتاپرستى اعتقاد داشته و به یك مبداء متعال اخلاقى در دین خود مؤ من بوده است . همان طور كه انسان نمى تواند بیش از یك پدر داشته باشد، بشر اولیه نیز كم و بیش یكتاپرست بوده و به یك خداى برتر اعتقاد داشته باشد. او جغرافیاى پرستش را چنین ترسیم كرده است : 1 دین پست یا اساطیر و افسانه خدایان ، 2 دین عالى توحید خداى یكتا.(40)
((فرایز)) مى گوید: ((دین یعنى نیروى تسكین دهنده فوق انسانى كه رفتار و زندگى انسان را تحت نظم در مى آورد. و جادو بر اساس قوانین تغییر ناپذیر طبیعت استوار است . اعتقاد به نیروهاى منظبط كننده اساس دین را تشكیل مى دهند. فرق بنیادین دین و جادو در همین است كه جادو یك حالت تشویش آمیز دارد و دین حالت آرامش خاطر و اطمینان قلب در انسان به وجود مى آورد. دین ، ذاتى ذهن انسان و مكمل طبیعت بشرى است . شاید همه چیز تحلیل رود، ولى اعتقاد به خدا كه اصل نهائى همه ادیان است ، بر جاى خواهد ماند... ادیان همه از سرزمین مقدس ذهن انسانى سرچشمه گرفته و از یك روح ، جان یافته اند.))(41)
وجوه مشترك ادیان بزرگ در حكمت عملى
1 خداشناسى و یكتاپرستى .
2 نیكوكارى و دستگیرى از ضعفا.
3 راستى و درستى و حرمت دروغ .
4 حرمت زنا.
5 منع دزدى و رشوه گیرى .
6 وفاى به عهد.
7 پاكیزگى و طهارت .
8 عبادت استعانت .
9 نیازردن و حیوانات بى آزار.
10 احترام به والدین .
11 آنچه به خود نمى پسندى به دیگران روا مدار.
12 میانه روى و اعتدال .
13 محبت به یكدیگر و خدمت به خلق .
14 تقوى و پرهیزكارى .
15 نكشتن بیگناه .
16 آباد كردن جهان .
17 خیرات براى مردگان و یاد آنان .
18 اعتقاد به پاداش و كیفر پس از مرگ .
19 كسب معاش از راه حلال .(42)
بدیهى است كه این عناوین در دین اسلام از گستردگى و عمق بسیار بیشترى برخوردار است .
كتاب شناسى :
براى دریافت پیشینه دین در تاریخ حیات انسان ن . ك : به فارسى : اطلاعات اولیه : جان ناس / تاریخ جامع ادیان . ترجمه على اصغر حكمت . تهران . 1354. فلیسین شاله / تاریخ مختصر ادیان بزرگ . ترجمه منوچهر خدایار محبى . مصادر تحقیق و تخصصى : داریوش شایگان / ادیان و مكتبهاى فلسفى هند. تهران . 1356. 2 جلد جوجاى و وینبرگ جاى / تاریخ فلسفه چین باستان . ترجمه پاشائى . تهران . 1354. احمد بهمنش / اساطیر یونان و روم . تهران . 1351. دكتر على شریعتى / تاریخ و شناخت ادیان . م . آ. 14 و 15. تهران . 1359. ویل دورانت / تاریخ تمدن ، جلد دین . 18.
تاین بى / فلسفه نوین تاریخ ترجمه پازارگاد. تهران . 1359.
2 مذاهب بدوى تاریخ ؛
((فتیشیسم ، آنى میسم ، توتمیسم ))